!DOCTYPE HTML PUBLIC "-//W3C//DTD HTML 4.01 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/html4/loose.dtd"> Etemaad

جستجو در روزنامه امروز


   

مورد جستجو: 

موضوع جستجو: 

تعداد نتايج:  110

   

پرونده‌ روز: خشونت‌ عليه‌ زنان‌"خشونت‌ خانگي‌ در گفت‌ و گو با شيرين‌ احمدوند روانشناس‌؛روزه‌ سكوت‌ در مقابل‌ چشم‌ چراني‌؟!

روشنك‌ احساني‌

بسياري‌ از زنان‌ كه‌ مورد خشونت‌ خانگي‌ قرار گرفته‌ اند حتي‌ در جوامع‌ غربي‌ كه‌ از حمايت‌ گسترده‌ قانوني‌ برخوردار هستند مي‌ گويند تنها راه‌ نجات‌ از چنين‌ رابطه‌يي‌ ترك‌ آن‌ است‌. اين‌ موضوع‌ و نكات‌ مختلف‌ ديگر مرتبط‌ با خشونت‌ خانگي‌ را با شيرين‌ احمدوند، (روانشناس‌) مطرح‌ كرديم‌:
اگر خانمي‌ به‌ مركز مشاوره‌ خانواده‌ مراجعه‌ كند و بگويد كه‌ كتك‌ نمي‌خورد اما هميشه‌ با رفتار پرخاشگرانه‌ همسرش‌ روبرو است‌ تا چه‌ حد شكايت‌ او جدي‌ گرفته‌ مي‌ شود و از چه‌ حمايتي‌ برخوردار است‌*
من‌ شخصا به‌ او و همچنين‌ زناني‌ كه‌ مورد خشونت‌ جسماني‌ قرار دارند مي‌ گويم‌ كه‌ شما به‌ همسرت‌ اجازه‌ داده‌يي‌ با تو چنين‌ رفتاري‌ كند. اولين‌ قدم‌ بالا بردن‌ سطح‌ اعتماد به‌ نفس‌ مراجعان‌ زن‌ است‌ تا خود واقعي‌ شان‌ را پيدا كنند. البته‌ كمك‌ گرفتن‌ از ريش‌ سفيد خانواده‌ هم‌ مي‌ تواند شروع‌ خوبي‌ باشد. از موضع‌ قانوني‌ هم‌ پيشنهاد مي‌كنيم‌ كه‌ از ارگان‌ هايي‌ كه‌ در اين‌ ارتباط‌ برپا شده‌ اند، مثلا مراكز مشاوره‌ كلانتري‌ ها، كمك‌ بگيرند. اين‌ مراكز با پول‌ ماليات‌ مردم‌ داير شده‌ اند تا درهمين‌ مواقع‌ كمك‌ كنند. ما در مركز مشاوره‌، جنبه‌هاي‌ روانشناختي‌ خشونت‌ خانگي‌ را در نظر مي‌ گيريم‌. از خانم‌ و همسرش‌ مي‌ خواهيم‌ كه‌ با هم‌ در جلسات‌ مشاوره‌ حاضر شوند تا ما بتوانيم‌ مبدا حركت‌ روند خشونت‌ را رديابي‌ كنيم‌. بروز مشكل‌ مي‌ تواند دلايل‌ متفاوتي‌ داشته‌ باشد: گاه‌ مشكل‌ غدد باعث‌ نابساماني‌ رفتاري‌ شده‌ كه‌ اگر شخص از مضرات‌ آن‌ بر سيستم‌ اعصاب‌ خود آگاه‌ شود، حتما به‌ دنبال‌ درمان‌ مي‌ رود.
اول‌ بايد ريشه‌ مشكل‌ مشخص شود.
موردهايي‌ وجود دارد كه‌ مرد پرخاشگري‌ نمي‌ كند اما با كنايه‌ زدن‌ سوهان‌ روح‌ زن‌ مي‌ شود. آيا اين‌ خشونت‌ خانگي‌ محسوب‌ مي‌ شود*
گوشه‌ و كنايه‌ زدن‌، تحقير كردن‌، ايراد گرفتن‌، توهين‌ كردن‌، مقايسه‌ كردن‌ با ديگران‌، اعلام‌ تنفر كردن‌، نه‌ تنها مي‌تواند مشكلي‌ اساسي‌ در پيوند زناشويي‌ باشد، نهايتا باعث‌ مي‌ شود كه‌ كاسه‌ صبر زن‌ لبريز شود و خود او نيز پرخاش‌ و توهين‌ را پيشه‌ كند و سرانجام‌ كانون‌ گرم‌ خانواده‌ به‌ هم‌ بريزد. اما اگر رفتار نامطلوب‌ مرد بيش‌ از شش‌ ماه‌ ادامه‌ داشته‌ باشد زن‌ بايد بداند كه‌ با فردي‌ بيمار و داراي‌ اختلال‌ رواني‌ روبروست‌. ما به‌ مراجعه‌ كنندگان‌ خود مي‌ گوييم‌ كه‌ در واقع‌ مرد با سوءرفتارش‌ تلاش‌ دارد مشكلات‌ روحي‌ رواني‌ و حقارت‌هاي‌ خود را به‌ سوي‌ شما فرافكني‌ كند. من‌ به‌ خانم‌ هايي‌ كه‌ در چنين‌ شرايطي‌ هستند پيشنهاد مي‌ كنم‌ كه‌ »روزه‌ سكوت‌« بگيرند و با سكوت‌ محيط‌ خانه‌ را كمي‌ آرام‌ كنند .البته‌ نه‌ اينكه‌ مرد از اين‌ فرصت‌ براي‌ ادامه‌ رفتار توهين‌ آميزش‌ استفاده‌ كند. در هر حال‌ قدم‌ اصلي‌ اين‌ است‌ كه‌ زن‌، شان‌ و منزلت‌ خود را پيدا كند. چون‌ اگر اجازه‌ دهد مكررا مورد توهين‌ و پرخاش‌ و كنايه‌ قرار بگيرد اين‌ رفتار در مرد تقويت‌ منفي‌ مي‌ شود. اما اگر من‌ در برابر شوهرم‌ احساس‌ ضعف‌ مي‌ كنم‌ يا نمي‌ خواهم‌ به‌ خشونت‌ او با خشونت‌ پاسخ‌ بدهم‌، يكي‌ از راه‌ هاي‌ موفق‌ در مقابله‌ با اين‌ وضعيت‌ مراجعه‌ به‌ مركز مشاوره‌ خانواده‌ است‌. شايد اين‌ مرد در كودكي‌ آسيب‌ روحي‌ ديده‌ است‌: مثلا پدر و مادر وسواسي‌ داشته‌ يا هميشه‌ به‌ او امر مي‌ شده‌ است‌ (اين‌ موضوع‌ در خانواده‌ هاي‌ ارتشي‌ گاه‌ ديده‌ مي‌ شود.) مرد خشن‌ معمولا با رفتار خشونت‌ آميزش‌ از عقده‌ هاي‌ خود مي‌ كاهد اما در عين‌ حال‌ احساس‌ گناه‌ و پشيماني‌ هم‌ مي‌ كند و مي‌ ترسد كه‌ همسرش‌ را از دست‌ بدهد و باز براي‌ تخليه‌ اين‌ اضطراب‌ دست‌ به‌ كنايه‌ گويي‌ و خشونت‌ مي‌ زند. در مركز مشاوره‌ ما براي‌ شكستن‌ اين‌ دور باطل‌ بيش‌ از هر روش‌ ديگري‌ به‌ حذف‌ اضطراب‌ از رابطه‌ زن‌ و مرد توجه‌ مي‌ كنيم‌.
شما گفتيد خانم‌ ها مي‌ توانند براي‌ آرام‌ كردن‌ اوضاع‌ از »روزه‌ سكوت‌« استفاده‌ كنند اما ما مرداني‌ را مي‌ شناسيم‌ كه‌ از سكوت‌ براي‌ آزار دادن‌ زن‌ استفاده‌ مي‌ كنند*
»روزه‌ سكوت‌« زماني‌ مهم‌ مي‌ شود كه‌ بحث‌ و جدل‌ هاي‌ پي‌ در پي‌ نتيجه‌ نداده‌ است‌ پس‌ بد نيست‌ كه‌ مدتي‌ درباره‌ موضوع‌ مورد اختلاف‌ نه‌ حرف‌ بزنيم‌ و نه‌ فكر بكنيم‌ بلكه‌ با »سكوت‌« دست‌ به‌ عمل‌ بزنيم‌. سكوت‌ در اينجا بحثي‌ راهبردي‌ است‌. اما صحبت‌ از خشونت‌ هاي‌ پنهان‌ مثلا قهر و سكوت‌هاي‌ طولاني‌ مرگبار، بحثي‌ متفاوت‌ است‌. در اينجا سكوت‌ همچون‌ يك‌ سم‌ محيط‌ خانه‌ را مسموم‌ مي‌ كند. هميشه‌ گفته‌ شده‌ كه‌ خانم‌ ها اهل‌ قهر هستند اما طبق‌ مشاهدات‌ و آماري‌ كه‌ من‌ دارم‌ آقايان‌ در قهرهاي‌ طولاني‌ سرآمد خانم‌ ها هستند: من‌ آقايي‌ را مي‌ شناسم‌ كه‌ يك‌ ماه‌ و نيم‌ است‌ كه‌ با همسر خود حرف‌ نزده‌. اين‌ گونه‌ افراد كساني‌ هستند كه‌ كودك‌ درونشان‌ بالغ‌ نشده‌ است‌. پس‌ به‌ جاي‌ گفت‌وگو در مورد مشكلات‌، از آن‌ فرار مي‌ كنند و سكوت‌ اختيار مي‌كنند. زن‌ هم‌ چاره‌يي‌ نمي‌ بيند و براي‌ احياي‌ زندگي‌ سرصحبت‌ را با مرد باز مي‌ كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ مرد هرگز متوجه‌ رفتار خطاي‌ خود نمي‌ شود.
شكايت‌ هميشگي‌ خانم‌ ها، گرايش‌ برخي‌ از آقايان‌ به‌ »چشم‌ چراني‌« است‌. معمولا اين‌ مقوله‌ به‌ نوعي‌ از سوي‌ زن‌ تحمل‌ مي‌ شود اما گاهي‌ به‌ مشاجرات‌ بزرگ‌ و طلاق‌ مي‌ انجامد چون‌ به‌ رفتاري‌ آزار دهنده‌ تبديل‌ شده‌ است‌.
البته‌ خود آقايان‌ توجيهات‌ متعددي‌ براي‌ اين‌ رفتار دارند! اما نمي‌ توان‌ جنبه‌ زيباشناختي‌ را چه‌ در مرد و چه‌ در زن‌ ناديده‌ گرفت‌. شايد او با تماشاي‌ زن‌ (حتي‌ در تلويزيون‌) صرفا در حال‌ تمرين‌ قدرت‌ زيباشناختي‌ خود است‌. ولي‌ دلايل‌ ديگري‌ هم‌ وجود دارد: شايد او با »چشم‌ چراني‌« مي‌خواهد خواسته‌يي‌ را به‌ زن‌ تفهيم‌ كند مثلا بگويد »چرا تو اندام‌ زيبا نداري‌« كه‌ اين‌ روش‌ غيرمستقيم‌ مي‌ تواند به‌ شكنجه‌يي‌ روحي‌ براي‌ زن‌ تبديل‌ شود. خانم‌ ها هم‌ كه‌ از انگيزه‌ مرد بي‌ اطلاع‌ هستند يا اعتماد به‌ نفس‌ كافي‌ ندارند تا خود را در هر شكل‌ و قواره‌يي‌ كه‌ هستند، زيبا و كامل‌ ببينند، درصدد انتقام‌ جويي‌ برمي‌ آيند. به‌ اين‌ ترتيب‌ روندي‌ از آزارهاي‌ كوچك‌ از سوي‌ دو طرف‌ آغاز مي‌ شود كه‌ گاه‌ مي‌ تواند به‌ برخورد فيزيكي‌ هم‌ بيانجامد. »هيزي‌ و چشم‌ چراني‌« از يك‌ جنبه‌ مي‌تواند اختلال‌ رواني‌ و جنسي‌ باشد. گاه‌ اين‌ اختلال‌ از زمان‌ كودكي‌ و حقارت‌ هاي‌ آن‌ دوران‌ ناشي‌ مي‌ شود. مرد براي‌ تسكين‌ اضطراب‌ هاي‌ خود از طريق‌ رد و بدل‌ كردن‌ نگاه‌ و خيره‌ شدن‌ به‌ زنان‌ وارد عمل‌ مي‌ شود. اگر »چشم‌ چراني‌« از اختلال‌ رواني‌ و شهوت‌ راني‌ جنسي‌ ناشي‌ نمي‌ شود، زن‌ با داشتن‌ اعتماد به‌ نفس‌ و دادن‌ آزادي‌ به‌ مرد مي‌ تواند به‌ مرور به‌ اين‌ رفتار پايان‌ دهد.
از جمله‌ خشونت‌ هاي‌ پنهاني‌ كه‌ زندگي‌ را به‌ كام‌ خيلي‌ از خانم‌ ها تلخ‌ كرده‌ اصرار مرد به‌ كنترل‌ فعاليت‌ آنها است‌: اجازه‌ براي‌ ديدن‌ اقوام‌، انتخاب‌ پوشش‌، پخت‌ و پز، بچه‌ داري‌، ...
متاسفانه‌ ما از اين‌ نوع‌ خشونت‌، نمونه‌ هاي‌ زيادي‌ در ايران‌ داريم‌: مردان‌ كنترل‌ كننده‌، شكاك‌ و مظنون‌. زن‌ در اين‌ نوع‌ رابطه‌ بايد براي‌ خارج‌ شدن‌ از خانه‌ چه‌ به‌ دليل‌ خريد و چه‌ ديدن‌ مادرش‌ اجازه‌ بگيرد. مشغول‌ بودن‌ خط‌ تلفن‌ هم‌ مي‌ تواند باعث‌ سوءظن‌ اين‌ دست‌ از مردان‌ شود. براي‌ ريشه‌ يابي‌ اين‌ رفتار بار ديگر مجبور هستيم‌ به‌ گذشته‌ مرد نگاه‌ كنيم‌: آيا او شكست‌ عشقي‌ داشته‌* آيا به‌ او خيانت‌ شده‌* آيا گذشته‌يي‌ سنتي‌ و پرهيزگارانه‌ داشته‌ و حالا توقع‌ دارد كه‌ همسرش‌ نيز سنتي‌ عمل‌ كند*
اگر اين‌ وسواس‌ بيش‌ از شش‌ ماه‌ طول‌ بكشد و باعث‌ آسيب‌ زن‌ و مرد شود بايد به‌ روانشناس‌ مراجعه‌ كنند. در مواقع‌ ديگر من‌ به‌ خانم‌ ها توصيه‌ مي‌ كنم‌ كه‌ به‌ جاي‌ اجازه‌ خواستن‌ با اعتماد به‌ نفس‌ تصميم‌ خود را اعلام‌ كنند: نگوييد »بروم‌ خانه‌ مادرم‌*« بگوييد »من‌ مي‌روم‌ خانه‌ مادرم‌.« از جملات‌ تاييدي‌ خبري‌ استفاده‌ كنيد.با ما همان‌ گونه‌ رفتار مي‌ شود كه‌ خود ما با خود رفتار مي‌ كنيم‌. در دوره‌ نامزدي‌ دخترها رفتار محدودكننده‌ مرد را نشانه‌ عشق‌ وافر او مي‌دانند. بعد در اوايل‌ ازدواج‌ تصور مي‌ كنند كه‌ اين‌ رفتار مرد نشانه‌ حسادت‌ است‌ و در درون‌ احساس‌ رضايت‌ مي‌ كنند. اما به‌ مرور زمان‌ اين‌ محدوديت‌ ها به‌ شكنجه‌ تبديل‌ مي‌شود. وقتي‌ خود را در چنين‌ شرايطي‌ مي‌ يابيم‌ بايد هر چه‌ زودتر تغيير رويه‌ بدهيم‌ و براي‌ كارهايمان‌ اجازه‌ نگيريم‌. مرد در وهله‌ اول‌ مقاومت‌ خواهد كرد و در واكنش‌ به‌ »سرپيچي‌« زن‌ ممكن‌ است‌ حتي‌ فرياد بزند. اما اگر امروز يك‌ ساعت‌ فرياد مي‌ زند فردا 55 دقيقه‌ خواهد شد، روز بعد 50 دقيقه‌ و بالاخره‌ تغيير رفتار خواهد داد. جوهر عشق‌، آزادي‌ است‌. اما اين‌ نوع‌ مرد فكر مي‌ كند با محدود كردن‌ زن‌ نه‌ تنها عشقش‌ را به‌ او نشان‌ داده‌ بلكه‌ غيرت‌ و مردانگي‌ خود را نيز ثابت‌ كرده‌ است‌. او در اين‌ خيال‌ خام‌ بسر مي‌برد كه‌ همسرش‌ را از آفت‌هاي‌ اجتماعي‌ حفاظت‌ كرده‌ است‌ در حالي‌ كه‌ زن‌ در چنگال‌ اين‌ محدوديت‌ ها افسرده‌ مي‌ شود. در آخر هم‌ مرد كه‌ فكر كرده‌ با سلب‌ آزادي‌، عشق‌ را محكم‌ در آغوش‌ گرفته‌، مي‌ بيند كه‌ عشق‌ در واقع‌ از او گريخته‌ است‌: يا زني‌ افسرده‌ در شرف‌ خودكشي‌ دارد يا زني‌ خانه‌ گريز و درصدد طلاق‌ گرفتن‌ از او.
وقتي‌ صحبت‌ از خشونت‌ خانگي‌ مي‌شود هولناك‌ترين‌ چهره‌يي‌ كه‌ در پيش‌ چشم‌ ظاهر مي‌ شود خشونت‌ جسماني‌ است‌: كتك‌، سيلي‌، لگد، ... نزديكي‌ جنسي‌ اجباري‌ از جمله‌ خشونت‌ هاي‌ جسمي‌ رايج‌ است‌. برخي‌ هم‌ مضيقه‌ مالي‌ و امتناع‌ مرد از دادن‌ نفقه‌ را در اين‌ گروه‌ قرار مي‌ دهند.
تن‌ دادن‌ زن‌ به‌ هر يك‌ از اين‌ رفتارها اين‌ پيام‌ را به‌ مرد مي‌ دهد: »با من‌ مانند يك‌ برده‌ رفتار كن‌، من‌ را بزن‌، خواهش‌ مي‌ كنم‌ به‌ من‌ كمي‌ پول‌ بده‌، ...، من‌ برده‌ تو هستم‌.« درك‌ و تصور اينكه‌ يك‌ زن‌ تحصيلكرده‌ شاغل‌، چطور حاضر مي‌ شود پس‌ از ازدواج‌ خانه‌ نشين‌ شود و استقلال‌ و توانمندي‌هاي‌ خود را به‌ اسم‌ عشق‌ كنار بگذارد و فدا كند، دشوار است‌. آيا اين‌ عشق‌ است‌ كه‌ توانمندي‌ و معلومات‌ خود را از ديگران‌ دريغ‌ بكنيم‌، معلومات‌ خود را در خانه‌ حبس‌ بكنم‌ و زير تازيانه‌هاي‌ همسر خرد بشوم‌ و حتي‌ نتوانم‌ پول‌ توجيبي‌ بگيرم‌* در همين‌ حال‌ زناني‌ را مي‌ بينيم‌ كه‌ با سوءرفتار شديد جسمي‌ شوهر روبرو هستند و او را ترك‌ نمي‌ كنند: دو هفته‌ پيش‌ خانمي‌ به‌ مركز مشاوره‌ ما مراجعه‌ كرد كه‌ شوهرش‌ او را با سيخ‌ كباب‌ سوزانده‌ بود بطوري‌ كه‌ به‌ گفته‌ خودش‌ بوي‌ گوشت‌ از تنش‌ بلند شده‌ بود. اين‌ طور حوادث‌ در همه‌ جاي‌ دنيا ديده‌ مي‌ شود و فقط‌ در ايران‌ رخ‌ نمي‌ دهد.وقتي‌ از اين‌ خانم‌ پرسيدم‌ چرا او را ترك‌ نمي‌كني‌، قانون‌ پشت‌ توست‌* او جواب‌ داد: »من‌ شوهرم‌ را دوست‌ دارم‌!« در اينجا برمي‌گرديم‌ به‌ احساس‌ نياز، كه‌ در كل‌ دنيا هم‌ در روابط‌ مرد و زن‌ ديده‌ مي‌ شود. زني‌ كه‌ پايگاه‌ هاي‌ اقتصادي‌ خود را رها كرده‌ و وارد پيوند زناشويي‌ ش
ده‌ است‌ وقتي‌ با خشونت‌ مرد روبرو مي‌ شود از ترك‌ او و نابساماني‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ بعد از آن‌ مي‌ ترسد. وقتي‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ حمايت‌ فرهنگي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ نخواهد داشت‌ به‌ خود مي‌ قبولاند كه‌ زندگي‌ او همين‌ است‌. چيزي‌ كه‌ ما در روانشناسي‌ به‌ آن‌ درماندگي‌ اكتسابي‌ مي‌ گوييم‌. بدتر اينكه‌ اين‌ گونه‌ زنان‌ به‌ خود لقب‌ »زن‌ سازشكار« و »زن‌ صبور« مي‌دهند. اما سازگاري‌ دو مفهوم‌ دارد يكي‌ سازش‌ و ديگري‌ ساختن‌: سازش‌ فقط‌ در جهت‌ تخريب‌ دو طرف‌ در يك‌ رابطه‌ نزديك‌ است‌. در حالي‌ كه‌ ساختن‌ يعني‌ اينكه‌ »چطور زندگي‌ مشترك‌ را با ابزار و توانايي‌ كه‌ دارم‌، همراه‌ با همسرم‌ بسازم‌.« اگر نيازها را شناسايي‌ كنيم‌ و از ابزار و توانمندي‌ كه‌ داريم‌ استفاده‌ كنيم‌ در هيچ‌ جاي‌ دنيا ظلمي‌ در خانواده‌ باقي‌ نمي‌ ماند.
خيلي‌ از خانم‌ ها بعد از سال‌ ها تحمل‌ رفتار شوهر به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ ماندن‌ بي‌ فايده‌ است‌ و مرد خشن‌ هرگز تغيير نمي‌كند. حتي‌ اگر مرد براي‌ مدتي‌ كتك‌ زدن‌ را كنار گذاشته‌ باشد، زن‌ هميشه‌ در ترس‌ بازگشت‌ خشونت‌، زندگي‌ سختي‌ را طي‌ مي‌ كند. آيا مرد خشن‌ قابل‌ تغيير است‌* تا كي‌ بايد فرصت‌ داد*
من‌ صد در صد اعتقاد دارم‌ كه‌ تغيير امكان‌ پذير است‌. اما نمي‌ توانيم‌ با اطمينان‌ بگوييم‌ كه‌ تغيير كامل‌ و همه‌ جانبه‌ خواهد بود. وقتي‌ انسان‌ بدوي‌ به‌ انساني‌ پيشرفته‌ و مجهز به‌ ليزر و سلاح‌ اتمي‌ تغيير كرده‌ است‌، مطمئن‌ باشيد كه‌ ما مي‌توانيم‌ در زمينه‌ هاي‌ رفتاري‌ نيز تغيير كنيم‌. البته‌ توصيه‌ اوليه‌ من‌ به‌ زنان‌ و مردان‌ اين‌ است‌ كه‌ از ابتدا وارد رابطه‌يي‌ مشكل‌ نشوند. اگر هم‌ دانسته‌ اين‌ كار را مي‌ كنيد توانايي‌هاي‌ خود را براي‌ تحمل‌ آن‌ محك‌ بزنيد. تغيير، شدني‌ است‌ اما به‌ مرور. اگر من‌ با مردي‌ 37 ساله‌ زندگي‌ مي‌ كنم‌ نبايد توقع‌ داشته‌ باشم‌ كه‌ او در عرض‌ يك‌ ماه‌ يا يك‌ سال‌ تغيير كند. اگر توان‌ تغيير او را ندارم‌ به‌ مركز مشاوره‌ مراجعه‌ مي‌ كنم‌ و كمك‌ مي‌ گيرم‌ و انتظار دارم‌ كه‌ مثلا 37 ماه‌ طول‌ بكشد تا او تغيير كند. البته‌ گاهي‌ هم‌ نمي‌ توانيم‌ فرد را تغيير بدهيم‌ و مهم‌ است‌ كه‌ اين‌ موضوع‌ را بپذيريم‌. در نهايت‌ هم‌ هميشه‌ تغيير خودمان‌ بهترين‌ راه‌ براي‌ تغيير شرايط‌ است‌. زن‌ آسيب‌ ديده‌، شيري‌ است‌ كه‌ خودش‌ قفسي‌ را به‌ دور خود بسته‌ كه‌ ميله‌ هاي‌ آن‌ از بهانه‌هاي‌ مختلف‌ (مادرشوهر، نفقه‌، تنهايي‌، ...) ساخته‌ شده‌ است‌. اگر اعتماد به‌ نفس‌ داشته‌ باشد و اين‌ ميله‌ ها را بشكند آن‌ وقت‌ مي‌فهمد كه‌ چه‌ موجود قدرتمندي‌ است‌. پس‌ تغيير ممكن‌ است‌ اما بايد عرصه‌ را به‌ روي‌ توانمندي‌ هاي‌ خود باز كنيم‌ و از شيوه‌ هاي‌ مختلف‌ استمداد بگيريم‌، بويژه‌ از مراكز متخصصان‌ در اين‌ زمينه‌ كه‌ مي‌ توانند در كوتاه‌ ترين‌ زمان‌ بهترين‌ راه‌ حل‌ را پيش‌ پاي‌ ما قرار دهند. اگر روش‌ شما به‌ نتيجه‌ نرسيده‌ حتما بدانيد كه‌ روشي‌ اشتباه‌ بوده‌ است‌.
چه‌ كسي‌ مقصر است‌*!
در مورد خشونت‌ خانگي‌ و علت‌ بروز آن‌ نظرات‌ غلط‌ زيادي‌ وجود دارد: »مي‌ تواند او را ترك‌ كند، فقط‌ زنان‌ فقير مورد خشونت‌ قرار مي‌گيرند، مردهاي‌ عياش‌ و مشروب‌ خور دست‌ بزن‌ دارند، حتما خود زن‌ كاري‌ كرده‌ كه‌ حقش‌ كتك‌ بوده‌، برخي‌ زنها جاذب‌ مرد خشن‌ هستند، مرد حتما در بچگي‌ زياد كتك‌ خورده‌، مرد خشن‌ را نمي‌ توان‌ عوض‌ كرد، خشونت‌ خانگي‌ خيلي‌ نادر است‌، بچه‌ ها اگر سوءرفتار مرد با زن‌ را نبينند، اشكالي‌ ندارد، نبايد در زندگي‌ خصوصي‌ مردم‌ دخالت‌ كرد،« از جمله‌ اين‌ تصورات‌ است‌. اما: ترك‌ مرد خيلي‌ آسان‌ نيست‌، زنان‌ از همه‌ طبقات‌ جامعه‌ مي‌ توانند قرباني‌ خشونت‌ مرد باشند، مردهاي‌ مشروب‌ خواري‌ هستند كه‌ سوءرفتار ندارند و مرداني‌ هستند كه‌ مشروب‌ خوار نيستند و رفتار خشونت‌ آميز دارند، هيچ‌ كسي‌ خشونت‌ را نمي‌ طلبد و اگر مرد خشن‌ نباشد در پاسخ‌ به‌ عمل‌ زن‌ (مثلا غرولند) هرگز او را كتك‌ نمي‌ زند، زنان‌ با شخصيت‌ هاي‌ مختلف‌ ممكن‌ است‌ مورد آزار مرد قرار بگيرند، گرچه‌ رفتار خشونت‌ آميز مي‌تواند حاصل‌ محيطي‌ خشن‌ باشد اما بسياري‌ از خاطيان‌، دوران‌ بچگي‌ عاري‌ از خشونت‌ داشته‌ اند، افراد خشن‌ اگر بخواهند مي‌ توانند تغيير كنند چون‌ يك‌ انتخاب‌ است‌، آمار حاكي‌ از گستردگي‌ خشونت‌ خانگي‌ است‌، بچه‌ اگر سوءرفتار رابه‌ چشم‌ نبيند حتما آن‌ را مي‌ شنود، خشونت‌ خانگي‌ در بسياري‌ جوامع‌ يك‌ جرم‌ است‌ چه‌ در ملاء عام‌ چه‌ در پشت‌ درهاي‌ بسته‌.
يكي‌ از رايج‌ ترين‌ تصورات‌ غلط‌ مردم‌ اين‌ است‌ كه‌ ترك‌ مرد آزار رسان‌ امري‌ آسان‌ است‌:
چرا او را ترك‌ نمي‌ كند*
در كل‌، درك‌ اين‌ موضوع‌ كه‌ چرا زنان‌ يك‌ رابطه‌ بد و خشونت‌ آميز را تحمل‌ مي‌ كنند، سخت‌ است‌. اما دلايل‌ عاطفي‌، اجتماعي‌ و عملي‌ زيادي‌ وجود دارد كه‌ ترك‌ يك‌ رابطه‌ نامطلوب‌ را دشوار مي‌ كند. مثلاص:
ترس‌ از خشونت‌ هاي‌ بعدي‌: آمار در برخي‌ كشورها نشان‌ مي‌ دهد كه‌ نيمي‌ از موارد قتل‌ زنان‌ زماني‌ رخ‌ داده‌ است‌ كه‌ آنها مرد (شوهر، پسر، پدر، ...) را ترك‌ كرده‌ يا در حال‌ ترك‌ او بوده‌ اند.
عدم‌ آگاهي‌ و دسترسي‌ به‌ كمك‌: عليرغم‌ افزايش‌ آگاهي‌ ها درباره‌ خشونت‌ خانگي‌، بسياري‌ از زنان‌ نمي‌ دانند چگونه‌ از حقوق‌ قانوني‌ خود استفاده‌ كنند.
وابستگي‌ اقتصادي‌: عدم‌ استقلال‌ مالي‌ زندگي‌ پس‌ از ترك‌ مرد را مي‌ تواند طاقت‌ فرسا كند.
بخاطر بچه‌ ها: بسياري‌ از زنان‌ تصور مي‌ كنند حفظ‌ رابطه‌ نامناسب‌ بر ترك‌ خانه‌ و خطر نابساماني‌ فرزندان‌ ارجح‌ است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ بچه‌ ها در چنين‌ شرايطي‌ از جمله‌ قربانيان‌ خشونت‌ خانگي‌ هستند.
حفظ‌ آبرو: بسياري‌ از زنان‌ از واكنش‌ اجتماع‌ نگران‌ هستند و مي‌ ترسند انگشت‌ نما شوند.
وابستگي‌ عاطفي‌: در غالب‌ موارد عواطف‌ ضد و نقيض‌ مانند ترس‌، شرم‌، علاقه‌ به‌ مرد، اميد به‌ بهبود معجزه‌ آساي‌ شرايط‌، پايبندي‌ به‌ رابطه‌، باعث‌ مي‌ شود كه‌ زن‌ از ترك‌ مرد صرف‌ نظر كند.
عدم‌ اعتماد به‌ نفس‌: سوءرفتار مرد پس‌ از مدتي‌ باعث‌ كاهش‌ عزت‌ نفس‌ زن‌ مي‌ شود.
تفكر فرهنگي‌: بسياري‌ از زنان‌ طوري‌ تربيت‌ شده‌ اند كه‌ فكر مي‌ كنند زندگي‌ كامل‌ را فقط‌ در قالب‌ يك‌ همسر و مادر تجربه‌ خواهند كرد يا اينكه‌ طلاق‌ گرفتن‌ غلط‌ است‌. در برخي‌ موارد خانواده‌ زن‌ به‌ همين‌ دلايل‌ او را از ترك‌ مرد منع‌ مي‌ كنند.

 
            
   

خشونت‌ عليه‌ زنان‌ از نگاه‌ سياستمداران‌ ايراني‌"ياد جاهليت‌ مي‌افتم‌

آرمين‌ سليماني‌

بارها تصاوير خشن‌ جنگ‌ها را در فيلم‌ها ديده‌ايم‌ و مي‌توانيم‌ براحتي‌ كلمه‌ »خشونت‌« را در آنها توصيف‌ كنيم‌، زيرا وجه‌ غالب‌ آن‌ خشونت‌ و كشتاري‌ است‌ كه‌ انجام‌ شده‌ و قابل‌ رويت‌ است‌ اما آنگاه‌ كه‌ نوبت‌ به‌ خشونت‌هاي‌ پنهان‌ مي‌رسد توصيف‌ كليات‌ رنگ‌ مي‌بازد، زيرا بايد به‌ تحقيق‌ و بررسي‌ پرداخت‌. »خشونت‌ عليه‌ زنان‌« از جمله‌ اين‌ نوع‌ خشونت‌ها است‌.
از سوي‌ ديگر بررسي‌ مسائل‌ زنان‌ و خشونت‌ عليه‌ آنان‌ در بحث‌ سياست‌هاي‌ كلان‌ جامعه‌ بايد لحاظ‌ شود تا بتوان‌ آن‌ را در كشور نهادينه‌ كرد و اين‌ سياستمداران‌ هستند كه‌ با تصميم‌گيري‌ها و اعمال‌ نظرات‌ اوليه‌ خويش‌، مي‌توانند بر بسياري‌ از باورهاي‌ پايه‌يي‌ و بنيادين‌ جامعه‌ تاؤير بگذارند يا موجب‌ ويراني‌ آن‌ شوند. به‌ همين‌ بهانه‌ به‌ سراغ‌ دو تن‌ از سياسيون‌ رفتيم‌ و در مورد خشونت‌ عليه‌ زنان‌ و تبعات‌ اين‌ مساله‌ با آنان‌ به‌ گفت‌وگو پرداختيم‌.
فاطمه‌ خاتمي‌ (نماينده‌ پيشين‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و استاد دانشكده‌ علوم‌ پزشكي‌ دانشگاه‌ تهران‌) و حميدرضا ترقي‌ (دبير دفتر سياسي‌ حزب‌ موتلفه‌ اسلامي‌ و عضو شوراي‌ هماهنگي‌ نيروهاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌) پاسخگوي‌ سوالات‌ ما در زمينه‌ »خشونت‌« و »زنان‌« هستند.
تعريف‌ شما از »خشونت‌ عليه‌ زنان‌« چيست‌*
خاتمي‌: عدم‌ رعايت‌ عدالت‌ در توزيع‌ امكانات‌ و موقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌، سياسي‌، فرهنگي‌، اقتصادي‌ و... براي‌ زنان‌.
ترقي‌: اگر مفهوم‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌، عدم‌ رعايت‌ حقوق‌ انساني‌ آنان‌ از نگاه‌ دين‌ و نظام‌ آفرينش‌ باشد، اين‌ خشونت‌ در كشورهاي‌ شرقي‌ كاملا مشهود است‌. اما در كشورهاي‌ اسلامي‌ بحث‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌، صرفا در كشورهايي‌ كه‌ مردسالاري‌ و تحجر نسبت‌ به‌ زن‌ وجود دارد ديده‌ مي‌شود. به‌ عنوان‌ مثال‌ در برخي‌ از كشورهاي‌ عربي‌، زن‌ را از حقوق‌ اجتماعي‌ خود محروم‌ مي‌كنند، اين‌ محدوديت‌ها كه‌ بر زنان‌ تحميل‌ مي‌شود، از نظر اسلام‌ مردود و محكوم‌ است‌.
وضعيت‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ را در ايران‌ چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد*
خاتمي‌: با توجهي‌ به‌ ديدگاه‌ مذهبي‌ كه‌ در كشورما وجود دارد و نگرش‌هاي‌ مثبتي‌ كه‌ دين‌ اسلام‌ به‌ اين‌ قضيه‌ دارد، بيش‌ از آن‌ چيزي‌ كه‌ در جامعه‌ كنوني‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ توجه‌ مي‌شود، بايد التفات‌ شود. متاسفانه‌ هنوز جامعه‌ نتوانسته‌ است‌ از جايگاه‌ها و موقعيت‌هايي‌ كه‌ زنان‌ مي‌توانند داشته‌ باشند، استفاده‌ كند. اگر زني‌ كه‌ شايستگي‌هايي‌ دارد بخاطر جنسيت‌ از بعضي‌ حقوق‌ اجتماعي‌ محروم‌ شود، مورد خشونت‌ قرار گرفته‌ است‌ و اين‌ مساله‌ مي‌تواند باعث‌ آسيب‌ جدي‌ و روحي‌ براي‌ او شود. متاسفانه‌ آسيب‌هاي‌ روحي‌ مانند آسيب‌هاي‌ جسمي‌ قابل‌ رويت‌ نيست‌ و ظاهراص مسوولان‌ نيز نمي‌خواهند اين‌ آسيب‌ها كه‌ به‌ زنان‌ روا مي‌شود را در جامعه‌ ببينند.
ترقي‌: خشونت‌ عليه‌ زنان‌ در ايران‌، به‌ نسبت‌ غرب‌ كم‌ است‌. ما به‌ نسبت‌ كشورهاي‌ غربي‌، خشونت‌ عليه‌ زنان‌ نداريم‌ مگر در مسائل‌ اخلاقي‌ يا ديدگاه‌ محدود بعضي‌ مردان‌، اما اينكه‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ در ايران‌ جلوه‌يي‌ اجتماعي‌ دارد، خير اين‌گونه‌ نيست‌.
زنان‌ چه‌ بايد بكنند تا در جامعه‌ كمتر شاهد خشونت‌ عليه‌ خويش‌ باشند*
خاتمي‌: نوع‌ آموزش‌هاي‌ فرهنگي‌ كه‌ ما به‌ زنان‌ مي‌دهيم‌، موؤر است‌. وقتي‌ ما به‌ دختران‌ نياموخته‌ايم‌ تا از حق‌ خود دفاع‌ كنند، بالطبع‌ در آينده‌، او نخواهد توانست‌ از حقوق‌ اجتماعي‌ خود دفاع‌ كند و اين‌گونه‌ است‌ كه‌ واكنش‌ »سكوت‌ در برابر ظلم‌« در جامعه‌ زنان‌ ريشه‌ مي‌دواند.
ترقي‌: بهترين‌ راه‌ براي‌ احقاق‌ حقوق‌ زنان‌، اين‌ است‌ كه‌ گوهر وجودي‌ خويشتن‌ را براساس‌ فطرت‌ الهي‌ قبول‌ داشته‌ باشند. همچنين‌ تحت‌ تاؤير مكاتبي‌ همچون‌ فمنيسم‌ و جرياناتي‌ كه‌ به‌ ظاهر دنبال‌ احقاق‌ حقوق‌ زنان‌ هستند ولي‌ در باطن‌ چيز ديگري‌ را دنبال‌ مي‌كنند، نروند. زنان‌ بايد تلاش‌ كنند تا جايگاه‌ خود را در تربيت‌ نسل‌ آينده‌ ارتقا دهند.
آيا در طول‌ دوران‌ زندگي‌ خود، با خشونت‌ عليه‌ زنان‌ مواجه‌ شده‌ايد*
خاتمي‌: بله‌، خشونت‌هاي‌ اجتماعي‌ در قالب‌ تبعيضات‌ اجتماعي‌ را بارها مشاهده‌ كردم‌. زناني‌ بوده‌اند كه‌ شايستگي‌ داشتند ولي‌ به‌ جهت‌ جنسيت‌ از دستيابي‌ به‌ مراحل‌ بالاتر بازمانده‌اند.
ترقي‌: بله‌. زماني‌ كه‌ در خراسان‌ بودم‌، يك‌ دختر اهل‌ سنت‌ مي‌خواست‌ با يك‌ مرد شيعه‌ ازدواج‌ كند به‌ همين‌ دليل‌ توسط‌ برادران‌ و پدرش‌ در زيرزمين‌ خانه‌ حبس‌ شده‌ و شكنجه‌ مي‌شد. در نهايت‌ توانست‌ فرار كند و تحت‌ حمايت‌ قانون‌، با فرد مورد نظر ازدواج‌ كند.
هنگام‌ شنيدن‌ كلمه‌ »خشونت‌ زنان‌« ناخودآگاه‌ به‌ ياد چه‌ مي‌افتيد*
خاتمي‌: به‌ ياد مرد سالاري‌، مظلوم‌ بودن‌ و فراموش‌ شدن‌ زنان‌ مي‌افتم‌.
ترقي‌: خشونت‌ عليه‌ زنان‌ يك‌ رفتار مربوط‌ به‌ دوره‌ جاهليت‌ و قبل‌ از اسلام‌ است‌ و بالطبع‌ آدمي‌ را به‌ ياد آن‌ دوران‌ مي‌اندازد.


 
            
   

رفعت‌ بيات‌:زنان‌ ما حامي‌ ندارند

خشوت‌ عليه‌ زنان‌ امروزه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از مهمترين‌ و بزرگترين‌ معضلات‌ در جامعه‌ مطرح‌ است‌. معضلي‌ كه‌ همواره‌ استقلال‌ و آزادي‌ فردي‌ زنان‌ را تهديد كرده‌ است‌. اين‌ مساله‌ به‌ حدي‌ فراگير و گسترده‌ شده‌ كه‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ را با چالش‌ جدي‌ مواجه‌ ساخته‌ است‌.
رفعت‌ بيات‌ نماينده‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌گويد: در كشور ما و همه‌ جاي‌ دنيا، زنان‌ متاهلي‌ وجود دارند كه‌ بد سرپرست‌ هستند و شوهرانشان‌ آنها را اذيت‌ مي‌كنند. بطوري‌ كه‌ مردان‌ اين‌ خانواده‌ها حتي‌ درآمدشان‌ را به‌ زنان‌ خود نمي‌دهند.
وي‌ مي‌افزايد: زنان‌ در اين‌ گونه‌ خانواده‌ها مجبور به‌ اشتغال‌ شده‌ و حقوق‌ خود را در اختيار شوهرانشان‌ گذاشته‌ و با خون‌ دل‌ زندگي‌ مي‌كنند.
وي‌ تاكيد مي‌كند: تحت‌ اين‌ شرايط‌، حكومت‌ بايد از زني‌ كه‌ بدسرپرست‌ است‌ و از شوهرش‌ به‌ مراجع‌ قضايي‌ شكايت‌ كرده‌، حمايت‌ كند و به‌ اصطلاح‌ يك‌ چتر حمايتي‌ براي‌ او ايجاد كند. متاسفانه‌ زنان‌ در كشور ما به‌ هنگام‌ پيگيري‌ قانوني‌ شكايتشان‌ به‌ راه‌ و روش‌هاي‌ قانوني‌ و قضايي‌ آشنا نيستند و اين‌ توقع‌ بي‌جايي‌ است‌ كه‌ مثلا از زني‌ كه‌ سن‌ و سالي‌ از او گذشته‌ و داراي‌ سواد در حد ابتدايي‌ است‌، بخواهيم‌ درباره‌ قانون‌ و فقه‌ مطالعه‌ كرده‌ و راه‌ و روش‌ حقوقي‌ بياموزد تا بتواند با قاضي‌ دادگاه‌ صحبت‌ كند.وي‌ با اشاره‌ به‌ عدم‌ استطاعت‌ مالي‌ زنان‌ در گرفتن‌ وكيل‌ توضيح‌ مي‌دهد: زنان‌ بدسرپرست‌ غالبا فاقد استطاعت‌ مالي‌ بوده‌ و به‌ اين‌ منظور بايد سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ وجود داشته‌ باشند تا بتوانند به‌ زنان‌ كمك‌ كنند.رفعت‌ بيات‌ مي‌افزايد: در مسائل‌ اداري‌ و قضايي‌ مشكلات‌ زياد بوروكراسي‌ وجود دارد. ما به‌ عنوان‌ نمايندگان‌ مجلس‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ زنان‌ و مردان‌ تلاش‌ مي‌كنيم‌ اما يك‌ زمان‌ حاكميت‌ نافذ از سوي‌ نظام‌ به‌ گونه‌يي‌ خود را نشان‌ مي‌دهد كه‌ هيچ‌ كس‌ جرات‌ نكند ظلمي‌ بكند. ما به‌ دنبال‌ اين‌ حاكميت‌ نافذ هستيم‌. زنان‌ ما نگران‌ هستند كه‌ حامي‌ ندارند و ما بايد اين‌ مساله‌ را در كشورمان‌ حل‌ كنيم‌.بعضي‌ تفكرات‌ بسته‌ وجود
دارد كه‌ اجازه‌ نمي‌دهد ما از اسلام‌ اجرايي‌، كه‌ زندگي‌ مردم‌ را روان‌ و ساده‌ مي‌كند، استفاده‌ كنيم‌. الان‌ هم‌ من‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ اين‌ فضا را بايد صاحبنظران‌، خانم‌ها، آقايان‌، جوانان‌، با ديدگاه‌ فقهي‌ باز و پويا ايجاد كنند و مشكلات‌ و درهاي‌ بسته‌ زيادي‌ كه‌ در ارتباط‌ با حقوق‌ زنان‌ وجود دارد را باز كنند.
مساله‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ تنها مختا ايران‌ نيست‌ بلكه‌ در ساير كشورها نيز اين‌ مساله‌ بارز است‌.


 
            
   

گزارشي‌ از زندان‌ زنان‌؛اگر نخندم‌ چه‌ كنم‌ ؟!

بند زنان‌ زندان‌ سنندج‌ يك‌ سالن‌ بزرگ‌، تيره‌ و تاريك‌ است‌. ده‌ تخت‌ سه‌ طبقه‌ كه‌ روي‌ هم‌ 30 جاي‌ خواب‌ را تشكيل‌ مي‌ دهد، دور تا دور سالن‌ بند زنان‌ قرار دارد. ديوارهاي‌ سالن‌ بلند و به‌ رنگ‌ سبز تيره‌ است‌. هيچ‌ پنجره‌يي‌ ندارد جز هواكشي‌ كه‌ در وسط‌ سقف‌ تاريك‌ سالن‌ خود نمايي‌ مي‌ كند.
وارد سالن‌ مي‌ شوم‌. ديگر نمي‌توانم‌ نفس‌ بكشم‌. انگار همه‌ دراطرافم‌ دارند فرياد مي‌ كشند و به‌ من‌ مي‌ گويند گوش‌ بده‌!
نفسم‌ ديگر بالا نمي‌ آمد. زندان‌ را نمي‌فهميدم‌. زندانبان‌ كه‌ به‌ او »خواهر« مي‌گفتند رو به‌ من‌ گفت‌: اگر خداي‌ نكرده‌، يكي‌ از عزيزانت‌ توسط‌ همين‌ها كشته‌ شود، آن‌ موقع‌ حرفهاي‌ من‌ را خواهي‌ فهميد.
هميشه‌ ديدن‌ زندان‌ زنان‌ برايم‌ رويايي‌ دور بود. اما زندان‌ زنان‌ سنندج‌ رويايم‌ را تحقق‌ بخشيد.
وارد حياط‌ زندان‌ مي‌ شوم‌. حياطي‌ با كاشي‌هاي‌ مرتب‌ و گل‌ و بوته‌هاي‌ كنارش‌. نفس‌ عميقي‌ مي‌كشم‌ و به‌ خود مي‌قبولانم‌ كه‌ اين‌ احساس‌ خفگي‌ تلقين‌ است‌ وگرنه‌ حياط‌ به‌ اين‌ زيبايي‌!
تصورم‌ اشتباه‌ بود. آن‌ حياط‌ متعلق‌ به‌ قسمت‌ اداري‌ زندان‌ بود. پشت‌ ساختمان‌ اداري‌، قسمتي‌ به‌ نام‌ »بند نسوان‌« زنان‌ زنداني‌ را در خود جاي‌ داده‌ بود.
»خواهر« از زنان‌ زنداني‌ طوري‌ برايم‌ مي‌ گفت‌، گويي‌ آنان‌ مجرمان‌ بالفطره‌ هستند. صورت‌ چروكيده‌ خواهر سن‌ او را بيشتر نشان‌ مي‌ داد. او برايم‌ گفت‌ كه‌ هيچ‌ مدد كار و هيچ‌ زندانباني‌ تحمل‌ ماندن‌ در اين‌ دخمه‌ را نداشته‌ و اوست‌ كه‌ 19 سال‌ از زندگي‌اش‌ را صرف‌ اين‌ زندان‌ كرده‌ است‌.
او كه‌ از 21 سالگي‌ در اينجا مراقب‌ زنان‌ زنداني‌ است‌، برايم‌ حرف‌ مي‌ زد، طوري‌ كه‌ مي‌ خواست‌ بفهماند او نيز كم‌ از زنان‌ زنداني‌ ندارد. او هم‌ نيازمند توجه‌ است‌.
تصور من‌ از زندان‌ در حد همان‌ فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ بود. يك‌ راهروي‌ دراز با اتاق‌ هاي‌ كوچك‌ كه‌ ميله‌ هاي‌ عمودي‌ فلزي‌، زندانيان‌ را در اتاق‌ ها و تخت‌ ها جاي‌ مي‌ دهد.
حدود 30 زن‌ در آنجا با هم‌ بسر مي‌برند. صبح‌ از خواب‌ بيدار مي‌شوند و تا شب‌ با هم‌ هستند. بعضي‌ ها سال‌ها است‌ در اين‌ بند صبح‌ خود را شب‌ كرده‌اند و شب‌ در تخت‌ هاي‌ سبز رنگي‌ كه‌ گاهي‌ توسط‌ پرده‌يي‌ از حوزه‌ عمومي‌ سالن‌ جدا مي‌ شود، در روياي‌ بيرون‌ از زندان‌ مي‌انديشند. بعضي‌ها هم‌ مي‌روند و جايشان‌ را تازه‌ واردها پر مي‌كنند.
همه‌ ايستاده‌اند و من‌ و همراهان‌ را نگاه‌ مي‌كنند. خداي‌ من‌ اينجا كجاست‌*
ياد حرف‌هاي‌ يكي‌ از دوستانم‌ افتادم‌ كه‌ مي‌ گفت‌: تو فكر مي‌ كني‌ خيلي‌ آزاد زندگي‌ مي‌ كني‌* تو هم‌ زنداني‌ هستي‌. منتهي‌ اين‌ صورت‌ زندان‌ هاست‌ كه‌ فرق‌ مي‌ كند. اما من‌ حالا مي‌گويم‌ اين‌ زندان‌ كجا و آن‌ يكي‌ كجا*
در كنار سالن‌ بزرگ‌ بند زنان‌ اتاقي‌ شايد 12 متري‌ به‌ جوانان‌ اختصاص‌ دارد. روي‌ درش‌ با حروف‌ چاپي‌ بزرگ‌ نوشته‌ شده‌ »بند جوانان‌«.
چهار پنج‌ دختر 13،16،18 ساله‌ در اين‌ اتاق‌ نگهداري‌ مي‌ شوند و سعي‌ مي‌ شود با بزرگسالان‌ مراوده‌يي‌ نداشته‌ باشند.
جرم‌ اكثرشان‌ رابطه‌ نامشروع‌ است‌ اما نتوانستم‌ از جزييات‌ آن‌ سر در بياورم‌. چون‌ خواهر بالاي‌ سرم‌ بود.
به‌ صورت‌ دخترك‌ سفيد رو نگاه‌ مي‌كنم‌. اين‌ با بقيه‌ فرق‌ مي‌ كند. زل‌ مي‌ زند به‌ چشم‌ هاي‌ من‌ و مي‌ گويد:
اين‌ سومين‌ دفعه‌ است‌ كه‌ به‌ جرم‌ رابطه‌ نامشروع‌ به‌ زندان‌ آمده‌ ام‌. يك‌ بار 80 ضربه‌ شلاق‌ خوردم‌ و بار دوم‌ صد بار.
خواهر سرش‌ را تكان‌ مي‌ دهد و دوباره‌ مي‌ خواهد به‌ من‌ بفهماند كه‌ با چه‌ موجوداتي‌ سر و كار دارد.
مرضيه‌ 17 ساله‌ يك‌ ماه‌ است‌ به‌ جرم‌ فرار از خانه‌ در بند جوانان‌ بسر مي‌ برد. او خود را شاد نشان‌ مي‌دهد و همچو ميزباني‌ كه‌ مي‌خواهد به‌ ميهمانش‌ خوش‌ بگذرد، دايما در اطراف‌ من‌ مي‌چرخد و ديگران‌ را به‌ من‌ معرفي‌ مي‌ كند.
مي‌گويم‌ مرضيه‌ چقدر خوشحال‌ به‌ نظر مي‌ رسي‌*
»اگر نخندم‌ چه‌ كنم‌* اوايل‌ تحمل‌ محيط‌ بسته‌ و تاريك‌ زندان‌ برايم‌ سخت‌ بود. الان‌ مجبورم‌ اين‌ محيط‌ را طوري‌ در ذهنم‌ بسازم‌ تا بيش‌ از اين‌ مرا عذاب‌ ندهد. مي‌تواني‌ تصور كني‌ مدتي‌ از زندگي‌ات‌ را در جايي‌ حبس‌ باشي‌. آن‌ هم‌ در يك‌ جاي‌ خفه‌*«
و باز احساس‌ خفگي‌ به‌ سراغم‌ مي‌آيد.
الهه‌ 16ساله‌ زير چشمي‌ به‌ من‌ نگاه‌ مي‌كند. روسري‌ اش‌ را جوري‌ روي‌ سرش‌ جابه‌ جا مي‌كند تا توجهم‌ به‌ او جلب‌ شود. كنارش‌ مي‌نشينم‌. دستش‌ را مي‌ گيرم‌. دستانش‌ ظريف‌ و قشنگ‌ بودند. معلوم‌ بود روزگاري‌ در رفاه‌ زندگي‌ مي‌ كرده‌ است‌. اشك‌ حلقه‌ شده‌ گوشه‌ چشمانش‌ را پاك‌ مي‌ كند و بدون‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ من‌، با هراس‌ از اطرافيان‌ زير لب‌ آرام‌ مي‌ گويد: »تو را به‌ خدا خانم‌! من‌ خيلي‌ چيزها دارم‌ بگويم‌ اما نمي‌ توانم‌« و به‌ بقيه‌ كه‌ به‌ من‌ و الهه‌ نگاه‌ مي‌كردند، اشاره‌ مي‌ كند. او را رها مي‌ كنم‌ چون‌ نمي‌ خواهم‌ برايش‌ درد سر بسازم‌.
بهار 15 سال‌ دارد. يك‌ هفته‌ پيش‌ به‌ جرم‌ حمل‌ مواد مخدر دستگير شده‌ است‌.
چشمان‌ حيرانش‌ را دنبال‌ مي‌ كنم‌. به‌ گوشه‌ پاره‌ لباسش‌ زل‌ زده‌ است‌.
بهار! چرا اينجايي‌ *
من‌ نمي‌دانم‌. برادر دوستم‌ بسته‌يي‌ داد تا به‌ برادرم‌ بدهم‌. همان‌ موقع‌ مامورها مرا گرفتند. اصلا اينجا كجاست‌* من‌ نمي‌ دانم‌...
بارها جمله‌ من‌ نمي‌دانم‌ را تكرار كرد و دوباره‌ هاج‌ و واج‌ همه‌ را نگاه‌ كرد.
مرضيه‌ آرام‌ گفت‌: پدر و مادر بهار حتي‌ پول‌ كرايه‌ ماشين‌ ندارند تا به‌ ملاقات‌ دخترشان‌ بيايند. او دختر آفتاب‌ مهتاب‌ نديده‌يي‌ است‌ اما اين‌ را بدانيد كه‌ وقتي‌ بهار از زندان‌ بيرون‌ برود ديگر آن‌ بهار سابق‌ نيست‌!
در بند زنان‌ به‌ سراغ‌ زن‌ ميانسالي‌ مي‌ روم‌ كه‌ حكم‌ اعدام‌ برايش‌ صادر شده‌ است‌. او با لحني‌ خشمگين‌ مرا طرد مي‌كند. با تمسخر مي‌ گويد تو نمي‌تواني‌ برايم‌ كاري‌ كني‌. برايش‌ توضيح‌ مي‌دهم‌ كه‌ كار من‌ چيست‌. اما ظاهرا جلب‌ اعتماد اين‌ زنان‌ كار خيلي‌ سختي‌ است‌. خود را متقاعد مي‌كنم‌ كه‌ اين‌ زنان‌ حق‌ دارند اعتماد نكنند چرا كه‌ بخاطر همين‌ اعتماد مجبورند اين‌ چار ديواري‌ بلند را تحمل‌ كنند. در »بند زنان‌« زنان‌ ساكت‌ نشسته‌ اند و حس‌ سكوت‌ سنگين‌ اين‌ را به‌ تو القا مي‌كند كه‌ انگار به‌ سكوت‌ توصيه‌ شده‌اند. همه‌ لبخندهاي‌ مصنوعي‌ بر لب‌ دارند. به‌ من‌ و همراهانم‌ نگاه‌ مي‌كنند و خوب‌ مي‌ دانند كه‌ اين‌ نيم‌ ساعت‌ تاؤيري‌ در سرنوشت‌ شان‌ نخواهد داشت‌. از خواهر درباره‌ مشكلات‌ زنان‌ در زندان‌ مي‌پرسم‌. خنده‌يي‌ از گوشه‌ لب‌هايش‌ جاري‌ مي‌ شود و مي‌ گويد: اينها با هم‌ خوبند. حتي‌ وقتي‌ دعوا مي‌ كنند. او از نبود حتي‌ يك‌ مدد كار ناراحت‌ است‌. مي‌ گويد: »هر مددكاري‌ كه‌ تا به‌ حال‌ اينجا آمده‌، سر يك‌ ماه‌ طاقتش‌ طاق‌ شده‌ است‌. حتي‌ يك‌ هفته‌ پيش‌ معلم‌ صنايع‌ دستي‌ هم‌ ديگر نيامد.« مشكلات‌ بهداشتي‌ بيشتر زنان‌ را آزار مي‌دهد. از وضعيت‌ حمام‌ گلايه‌ مي‌كنند. يكي‌ از زنان‌ از نبودن‌ وسايل‌ شوينده‌ ناراحت‌ است‌ و مي‌گويد: »بعضي‌ ها توان‌ مالي‌ پاي
يني‌ دارند. هر ماه‌ از عذاب‌ مي‌كشند. آنها مجبورند از پارچه‌هاي‌ كهنه‌ استفاده‌ كنند...«
قديمي‌ترين‌ زن‌ اين‌ بند با ابروهايي‌ پيوسته‌، چهل‌ و پنج‌ ساله‌ به‌ نظر مي‌رسد، جرمش‌ قتل‌ است‌ و محكوم‌ به‌ حبس‌ابد. هيچ‌ كس‌ حاضر نشد جزيياتش‌ را برايم‌ شرح‌ دهد. خود زن‌ نيز لبخند تحويلم‌ داد. فقط‌ لبخند.
زني‌ ديگر در گوشه‌ بند نسوان‌ چند نفري‌ را دور خود جمع‌ كرده‌ است‌. معلوم‌ است‌ به‌ عنوان‌ ليدر آن‌ گروه‌ مورد قبول‌ است‌. هيچ‌ كدام‌ با من‌ حرفي‌ نزدند و فقط‌ به‌ ليدر نگاه‌ كردند.
مرضيه‌ در گوشي‌ به‌ من‌ گفت‌: اين‌ زن‌ »خانم‌ رييس‌«! است‌. مي‌ دانيد يعني‌ چه‌*
خيلي‌ كار زشتي‌ مي‌ كرده‌* ما همه‌ طعمه‌ او و امثال‌ او شديم‌.
زن‌ ميانسالي‌ از من‌ خواست‌ به‌ حرف‌هايش‌ گوش‌ دهم‌. دختر خانم‌! من‌ پشيمانم‌. شوهرم‌ آنقدر عصباني‌ام‌ كرد تا با قند شكن‌ زدم‌ توي‌ سرش‌. اما نمي‌خواستم‌ اينطور بشود...
فرصت‌ ديدار تمام‌ شد و من‌ ماندم‌ و سوال‌هاي‌ بي‌پاسخم‌.
در مسير بازگشت‌ از زندان‌ زنان‌ سنندج‌ به‌ دختراني‌ فكر كردم‌ كه‌ بخاطر فقر، نداشتن‌ آگاهي‌، كمبود محبت‌ به‌ اين‌ سرنوشت‌ دچار شده‌اند. مانند بهار كه‌ زندگي‌ پاييزي‌ را دارد تجربه‌ مي‌ كند.
كانون‌ زنان‌ ايراني‌ فريده‌ غائب‌

 
            
   

خشونت‌ عليه‌ زنان‌ ؛يا زنان‌ عليه‌ خشونت‌؟

بهناز كشاورز مهستاني‌

اگر چنين‌ سوالي‌ را از مردان‌ بپرسيم‌ مي‌گويند: زنان‌ عين‌ خشونت‌!
البته‌ اين‌ نظريه‌ از وقتي‌ باب‌ شد كه‌ يك‌ خانم‌ بدون‌ مشورت‌ با خانم‌هاي‌ ديگر با يك‌ گوشتكوب‌ سر شوهرش‌ را كمي‌ نوازش‌ داد. و همين‌ مساله‌ تامدت‌ها باعث‌ الم‌ شنگه‌هايي‌ شد كه‌ بيا و ببين‌!
آقايان‌ معتقد بودند كه‌ حقوق‌ مردان‌ زير سوال‌ رفته‌ است‌ و براي‌ برجسته‌ نشان‌ دادن‌ اين‌ ظلم‌، خوردن‌ آبگوشت‌ در اماكن‌ خصوصي‌، بخصوص‌ در خانه‌ را تحريم‌ كردند و تا زماني‌ كه‌ گوشتكوب‌ پلاستيكي‌ و مجبورا چوبي‌ آن‌ هم‌ از نوع‌ سبك‌ در بازار عرضه‌ نشد، از خوردن‌ آبگوشت‌ در اماكن‌ عمومي‌ و ديزي‌سراها خودداري‌ كردند. ولي‌ خانم‌ها براي‌ دفاع‌ از همجنس‌ خود »گرچه‌ اين‌ اقدام‌ خودسرانه‌ بوده‌ و آنها مي‌توانسته‌اند كه‌ دفاعي‌ هم‌ نكنند« اعلام‌ كردند كه‌ اين‌ خانم‌ قصد نوآوري‌ در مد را داشته‌ تا بدعتي‌ نو در سلاح‌هاي‌ سرد بگذارد! وگرنه‌ اين‌ همه‌ قتل‌ كه‌ در روز انجام‌ مي‌شود با سلاح‌هاي‌ سرد ديگري‌ مثل‌ چاقو و شمشير و... از همه‌ مهمتر وسيله‌يي‌ به‌ نام‌ روسري‌ انجام‌ مي‌گيرد و احتياجي‌ نبوده‌ كه‌ از اين‌ وسيله‌ متروكه‌ استفاده‌ شود...
البته‌ نبايد به‌ اين‌ خانم‌ خرده‌ گرفت‌ چون‌ اولا در اكثر قتل‌ها، مقتولين‌ زن‌ هستند كه‌ نمي‌توانند تجربه‌ مقتوليت‌ خود را در اختيار زن‌هاي‌ ديگر قرار دهند و ؤانيا همانگونه‌ كه‌ اشاره‌ شد يكي‌ از سلاح‌هاي‌ مورد استفاده‌، روسري‌ است‌ كه‌ يك‌ وسيله‌ كاملا زنانه‌ بوده‌ و مورد مصرف‌ آن‌ هم‌ زنانه‌ است‌ كه‌ بيشتر بر روي‌ سر قرار مي‌گيرد تا از وقوع‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ جلوگيري‌ كند و گاها هم‌ به‌ دور گردن‌ پيچيده‌ مي‌شود تا موارد ناموسي‌ پيش‌ آمده‌ را حل‌ كند و اينچنين‌ است‌ كه‌ بنا به‌ علل‌ شرعي‌ نمي‌شود از اين‌ وسيله‌ براي‌... مردان‌ استفاده‌ كرد.
البته‌ بد نيست‌ كه‌ پژوهشگران‌ كمي‌ هم‌ به‌ جاي‌ پژوهش‌ درباره‌ مسائل‌ جانبي‌، گروهي‌ از كارآگاهان‌ خبره‌ خود را مامور رسيدگي‌ به‌ اين‌ مساله‌ بكنند كه‌ وقتي‌ خانم‌ در خانه‌ مورد نوازش‌هاي‌ خانگي‌! قرار مي‌گيرد اين‌ امور خصوصي‌ چگونه‌ و به‌ چه‌ دليل‌ به‌ بيرون‌ از خانه‌ درز مي‌كند*
پس‌ كي‌ زن‌هاي‌ ما بايد ياد بگيرند كه‌ اين‌ گونه‌ امور كاملا شخصي‌ را نبايد براي‌ همسايه‌ها بازگو كرد يا حتي‌ خداي‌ ناكرده‌ به‌ راهروي‌ دادگاه‌ها و حتي‌ بدتر از آن‌ به‌ رسانه‌ها كشاند كه‌ در پي‌ آن‌ كلي‌ پول‌ مردم‌ براي‌ برگزاري‌ سمينار و غيره‌ و ذلك‌ خرج‌ شود* اين‌ زنها پس‌ كي‌ مي‌خواهند علم‌ اقتصاد را ياد بگيرند* تا به‌ كي‌ بايد مردها توي‌ سر زنها بزنند كه‌ اين‌ چيزها را بياموزند* »ان‌شاءالله‌ از اين‌ پس‌ با گوشتكوب‌!«
خانم‌هاي‌ محترم‌ مي‌توانند به‌ جاي‌ اين‌ همه‌ مظلوم‌نمايي‌ و توسري‌ خوري‌ و الم‌ شنگه‌ براي‌ برگزاري‌ روز »حذف‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌« و كلي‌ سمينار وقت‌گير و... بروند يك‌ كاراته‌يي‌، كونگ‌فويي‌، دفاع‌ شخصي‌يي‌ و چيزي‌ ياد بگيرند تا مردهاي‌ بيچاره‌ هم‌ يك‌ روز به‌ عنوان‌ »خشونت‌ عليه‌ مردان‌« داشته‌ باشند!
تا به‌ كي‌ جامعه‌ ما بايد زنانه‌ باشد* فمينيسم‌ بس‌ نيست‌* نئوفمينيسم‌ بس‌ نيست‌* پس‌ حقوق‌ مردان‌ چه‌ مي‌شود* تا به‌ كي‌ مردهاي‌ ما بايد از آبگوشت‌ خوردن‌ بترسند* يا اگر هم‌ آبگوشت‌ خوردند براي‌ گوشت‌ كوبيده‌ دست‌ به‌ دامان‌ »وردنه‌« شوند بدون‌ آنكه‌ بفهمند كه‌ چه‌ خطر جدي‌تري‌ آنها را تهديد مي‌كند. مگر ماهيتابه‌ را از زنها گرفته‌اند كه‌ خشونت‌ آشپزخانگي‌ را به‌ خشونت‌ اتاقي‌ كشيده‌اند* (فراموش‌ نشود كه‌ معمولا آبگوشت‌ روي‌ سفره‌ سرو مي‌شود نه‌ روي‌ ميز، و سفره‌ را هم‌ در اتاق‌ مي‌اندازند.) خانم‌ها بهتر است‌ بدانند كه‌ خشونت‌ آشپزخانگي‌ خطرناكتر بوده‌ و عوارض‌ سنگيني‌ براي‌ انجمن‌ دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ در بر دارد!در نتيجه‌ بهتر است‌ از اين‌ پس‌ به‌ جاي‌ آبگوشت‌ خوران‌ كه‌ باعث‌ نفخ‌ شديد مي‌شود و استفاده‌ از گوشتكوب‌، در راستاي‌ ورشكست‌ كردن‌ چلوكبابي‌ها و كمك‌ به‌ اقتصاد خانواده‌، از سيخ‌ كباب‌ يا بهتر از آن‌ از خود كباب‌ استفاده‌ كرد كه‌ يك‌ سلاح‌ گرم‌ است‌ و از آن‌ گذشته‌ با عطر ريحان‌ كه‌ مخلوط‌ شود با تاؤير تخديري‌ طعمه‌ را هم‌ از حركت‌ مي‌اندازد و عمل‌ قتل‌ و خشونت‌ با لطافت‌ و بدون‌ درگيري‌ انجام‌ مي‌گردد!
اما جدي‌ باشيم‌!
مشكل‌ نيست‌ كه‌ بخواهيم‌ و بفهميم‌ كه‌ اين‌ همه‌ خشونت‌ بي‌ شمار كه‌ در سطح‌ كشور بويژه‌ در روستاها و شهرهاي‌ كوچك‌ شاهد آن‌ هستيم‌ ريشه‌ در كجا دارد.
سخت‌ نيست‌. با يك‌ كليك‌ ساده‌ در اينترنت‌ يا مراجعه‌ به‌ روزنامه‌هاي‌ كثيرالانتشار مي‌توان‌ آمار جالبي‌ از اين‌ خشونت‌هاي‌ خانگي‌ بخصوص‌ خود سوزي‌ها به‌ دست‌ آورد. خيلي‌ از ماها كه‌ در پايتخت‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ از خشونت‌هايي‌ كه‌ با تهديد يا ضرب‌ و شتم‌ در بسياري‌ از خانواده‌ها حاكم‌ است‌ بي‌خبريم‌.علي‌رغم‌ تمام‌ هاي‌ و هويي‌ كه‌ بر سر دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ وجود دارد و تمام‌ سمينارهايي‌ كه‌ براي‌ اين‌ مساله‌ برگزار مي‌شود، همچنان‌ اين‌ خشونت‌ها ادامه‌ دارند. ما آمار بسيار كمي‌ از زناني‌ داريم‌ كه‌ با توجه‌ به‌ تحصيلات‌ و پشتوانه‌هاي‌ خانوادگي‌ مي‌توانند در صورت‌ عدم‌ تفاهم‌ از همسران‌ خود جدا شوند. تازه‌ آن‌ هم‌ در صورتي‌ كه‌ مردانشان‌ هم‌ ديدگاهي‌ مانند خودشان‌ داشته‌ باشند تا به‌ قولي‌ از حقوق‌ قانوني‌ خود بگذرند!از آنجا كه‌ قوانين‌ را مردان‌ مي‌نويسند و مجريان‌ نيز مردان‌ هستند، دست‌ زنها به‌ كجا بند است‌* كدام‌ قانون‌ مردانه‌يي‌ از نيازهاي‌ زنانه‌ آگاه‌ است‌ تا قوانين‌ را به‌ صورت‌ مساوي‌ بين‌ زن‌ و مرد تقسيم‌ كند*
به‌ آمارهايي‌ كه‌ در پزشكي‌ قانوني‌ از ضرب‌ و شتم‌ زنان‌ توسط‌ همسران‌ يا حتي‌ پدر و برادران‌ موجود است‌، توجه‌ كنيم‌. خيلي‌ از موارد اعمال‌ خشونت‌ و حتي‌ قتل‌ها توجيه‌ ناموسي‌ دارند يا حتي‌ بعضا به‌ علت‌ سرقت‌ زيورآلات‌ قيمتي‌ صورت‌ مي‌گيرند. اما چه‌ فرقي‌ مي‌كند. آن‌ كس‌ كه‌ مورد خشونت‌ واقع‌ مي‌ شود زن‌ است‌. چه‌ براي‌ زيورآلات‌ و چه‌ براي‌ خالي‌ شدن‌ خشم‌ همسر يا برادر و پدرش‌.
آنجا كه‌ خشونت‌كننده‌ خارج‌ از چارچوب‌ خانواده‌ است‌ قانون‌ مراحل‌ قانوني‌ خود را طي‌ مي‌كند ولي‌ هنگامي‌ كه‌ دفاع‌ كننده‌، خود خشونت‌ مي‌ورزد، قانون‌ تنها به‌ گرفتن‌ تعهد بسنده‌ مي‌كند و اينكه‌ اعمال‌ خشن‌ ادامه‌ پيدا كنند يا خير خود مرحله‌يي‌ ديگر دارد. خيلي‌ وقت‌ها زن‌ كه‌ ديگر حتي‌ قانون‌ را با خود نمي‌بيند، ترجيح‌ مي‌دهد سكوت‌ كند و در انتها شايد به‌ بن‌بست‌ خودكشي‌ يا دگركشي‌ هم‌ برسد.
آمار قابل‌ توجهي‌ از خودكشي‌ بخصوص‌ خودسوزي‌ كه‌ يكي‌ از دردناكترين‌ اشكال‌ خودكشي‌ است‌ در استان‌هاي‌ كرمانشاه‌، ايلام‌ و كردستان‌ وجود دارد كه‌ صداي‌ بي‌صداي‌ استمداد اين‌ زن‌ها را از پس‌ شعله‌ آتش‌ به‌ گوش‌ مي‌رساند.
عصمت‌ 23 ساله‌ است‌. حدود پنج‌ سال‌ پيش‌ با يوسف‌ 26 ساله‌ ازدواج‌ كرده‌ است‌ و اينك‌ بچه‌يي‌ 4 ساله‌ داد. عصمت‌ روز چهارشنبه‌ 7\10\84 پس‌ از آنكه‌ توسط‌ همسرش‌ مورد ضرب‌ و شتم‌ قرار گرفته‌ پيت‌ نفت‌ را بر روي‌ خود خالي‌ كرده‌ و...
امروز عصمت‌ با چيزي‌ بالغ‌ بر 75 درصد سوختگي‌ در بيمارستان‌ سوانح‌ سوختگي‌ يزد بستري‌ است‌ و امكان‌ هرگونه‌ حركت‌ دادن‌ و انتقال‌ او به‌ پايتخت‌، براي‌ استفاده‌ از امكانات‌ بيشتر پزشكي‌ وجود ندارد. از ديد پزشكي‌ شمارش‌ معكوس‌ زندگي‌ براي‌ عصمت‌ آغاز شده‌ است‌. او مدت‌ مديدي‌ است‌ كه‌ خشونت‌هاي‌ همسرش‌ را تحمل‌ مي‌كرده‌ و احتمالا با توجه‌ به‌ شرايط‌ شهرستاني‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كرده‌ و فلسفه‌ معروف‌ »با لباس‌ سفيد به‌ خانه‌ بخت‌ رفتن‌ و با كفن‌ بيرون‌ آمدن‌« ترجيح‌ مي‌داده‌ كه‌ خانواده‌اش‌ در جريان‌ حجم‌ آزارهايي‌ كه‌ مي‌ديده‌ نباشند. و شايد به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ امروز عصمت‌ با لباس‌ سفيد از خانه‌ همسرش‌ خارج‌ خواهد شد. از سويي‌ خانواده‌ يوسف‌ نيز در شرايط‌ به‌ وجود آمده‌، بي‌تقصير نيستند چرا كه‌ با توجه‌ به‌ خصوصيت‌ »دهان‌بيني‌« يوسف‌ در تحريك‌ وي‌ و ايجاد فضايي‌ سنگين‌ در زندگي‌ اين‌ زوج‌ نقش‌ مهمي‌ را در حادثه‌ پيش‌ آمده‌ بازي‌ كرده‌اند اما آيا قانون‌ مي‌تواند جرمي‌ را به‌ آنها نسبت‌ دهد و تاوان‌ بگيرد*
عصمت‌ يكي‌ از بي‌شمار زناني‌ است‌ كه‌ به‌ علت‌ خودسوزي‌ در بيمارستان‌ بستري‌ است‌ ولي‌ نگفته‌ است‌ كه‌ آتش‌ گرفتنش‌ به‌ علت‌ دستكاري‌ در چراغ‌ نفتي‌ يا انفجار آب‌ گرمكن‌ و غيره‌ بوده‌. اما اگر ؤابت‌ نشود كه‌ همسرش‌ در اين‌ امر به‌ صورت‌ مستقيم‌ نقش‌ داشته‌ است‌، يوسف‌ مي‌تواند پس‌ از مدتي‌ دوباره‌ به‌ زندگي‌ عادي‌ خود بازگشته‌ و دوباره‌ بدون‌ ياد همسر سوخته‌اش‌، تشكيل‌ خانواده‌ داده‌ و خشونت‌هاي‌ خود را در كانوني‌ ديگر ادامه‌ دهد. اما اگر وجود عصمت‌ را ناديده‌ بگيريم‌، به‌ عنوان‌ افرادي‌ كه‌ در اين‌ جامعه‌ انساني‌ »اگر انساني‌ بودن‌ آن‌ را پذيرفته‌ باشيم‌« زندگي‌ مي‌كنيم‌، كداميك‌ از ما مي‌توانيم‌ جواب‌ اميرحسين‌ 4 ساله‌ را بدهيم‌* بچه‌يي‌ كه‌ در اين‌ سن‌ پايين‌ از وجود مادر محروم‌ شده‌، چه‌ تضميني‌ براي‌ زندگي‌ آتي‌ خود دارد* آيا دنباله‌ روي‌ راه‌ پدر خواهد بود. خير... اميرحسين‌ هيچ‌ تضميني‌ براي‌ آينده‌ ندارد!
اين‌ نمونه‌يي‌ از يك‌ خشونت‌ خانگي‌ است‌ اما از خشونت‌هاي‌ اجتماعي‌ چه‌ بايد گفت‌*
هر چقدر كه‌ بخواهيم‌ دم‌ از جامعه‌يي‌ سالم‌ بزنيم‌ و عينك‌ دوديمان‌ را روي‌ چشم‌هايمان‌ محكم‌ كنيم‌ باز هم‌ از گوشه‌يي‌ كوچك‌ مي‌توانيم‌ دختران‌ فراري‌ و خياباني‌ را ببينيم‌ كه‌ به‌ دنبال‌ همين‌ خشونت‌هاي‌ خانگي‌ به‌ خيابان‌ها كشانده‌ شده‌اند و واي‌ از آن‌ روز كه‌ خانه‌ ناامن‌ شود و خيابان‌ امن‌...
ياد بگيريم‌ كه‌ از ابتداي‌ زماني‌ كه‌ صاحب‌ فرزند مي‌شويم‌ به‌ خودمان‌ هم‌ آموزش‌ دهيم‌ كه‌ بين‌ دختر و پسرمان‌ هيچ‌ فرق‌ تربيتي‌ وجود ندارد. هر دو يكسان‌ به‌ دنيا آمده‌اند و بدون‌ پوشش‌ تن‌ هر دو انسانند. ياد بگيريم‌ كه‌ جامعه‌ انساني‌ ما به‌ دختران‌ و پسران‌ سالم‌ نياز دارد. اگر دختران‌ بايد خود را بپوشانند پسران‌ هم‌ بايد ياد بگيرند كه‌ سالم‌ نگاه‌ كنند. نه‌ زنها اغواگرند و نه‌ مردها اغوا شونده‌!
بياموزيم‌ كه‌ همه‌ ما در يك‌ جامعه‌ واحد زندگي‌ مي‌كنيم‌ و بايد براي‌ سلامتي‌ آن‌ تلاش‌ كنيم‌.

 
            
   

چشم‌انداز رياست‌ اتريش‌ بر اتحاديه‌ اروپا"خود كشي‌ باطناب‌ »مشاجرات‌ طاقت‌ فرسا«

پس‌ از لوكزامبورگ‌ و بريتانيا كه‌ در سال‌ 2005، رياست‌ ادواري‌ شوراي‌ كشورهاي‌ عضو اتحاديه‌ اروپا را در دست‌ داشتند، حال‌ نوبت‌ اتريش‌ است‌ كه‌ از روز اول‌ ژانويه‌ سال‌ آينده‌ ميلادي‌، اين‌ وظيفه‌ را برعهده‌ گيرد. رياست‌ شوراهاي‌ وزيران‌ اتحاديه‌ اروپا و همچنين‌ نشست‌هاي‌ گوناگون‌ اين‌ اتحاديه‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ كشور عهده‌ دار رياست‌، در كنار پرداختن‌ به‌ مسائل‌ روز، خود نيز مي‌تواند موضوعاتي‌ محوري‌ تعيين‌ كرده‌ و نقشي‌ تعيين‌ كننده‌ در روند تحولات‌ بازي‌ كند.
رياست‌ ادواري‌ اتريش‌ در سال‌ 2006 در شش‌ ماه‌ نخست‌ خواهد بود در پايان‌ ماه‌ ژوئن‌ نيز خاتمه‌ خواهد يافت‌. نگاهي‌ مي‌اندازيم‌ به‌ آنچه‌ دولت‌ اتريش‌ قصد انجام‌ آن‌ را دارد.
خانم‌ اورزولا پلاسنيك‌ وزير خارجه‌ اتريش‌ قصد دارد كه‌ در طي‌ شش‌ ماه‌ رياست‌ آتي‌ اين‌ كشور در اتحاديه‌ اروپا به‌ سه‌ چيز دست‌ يابد: »اگر من‌ بخواهم‌ سه‌ ميل‌ و آرزو در اين‌ راستا ابراز دارم‌، بايد بگويم‌: اعتماد بيشتر، شفافيت‌ بيشتر و رونق‌ بيشتر.«
ولفگانگ‌ شوسل‌، صدراعظم‌ اتريش‌ معتقد است‌، پس‌ از كسب‌ سازش‌ و توافق‌ نظري‌ كه‌ دو هفته‌ پيش‌ در نشست‌ رهبران‌ اتحاديه‌ اروپا در مورد كم‌ و كيف‌ بودجه‌ اين‌ اتحاديه‌ تا سال‌ 2013 حاصل‌ شد، حال‌ بايد نگاه‌ و توجه‌ اتحاديه‌ اروپا به‌ موضوعات‌ بزرگ‌ و مهم‌ معطوف‌ گردد: نخست‌ قانون‌ اساسي‌ اروپا، دوم‌ معنا و اهميت‌ اتحاديه‌ اروپا و سوم‌ حد و مرز گسترش‌ اتحاديه‌ اروپا و پذيرفتن‌ اعضاي‌ جديد.
ژوزه‌ مانوئل‌ باروسو رييس‌ كميسيون‌ اتحاديه‌ اروپا نيز خواهان‌ آن‌ است‌ كه‌ اختلاف‌ نظر اعضا درباره‌ مسائل‌ مالي‌ هر چه‌ زودتر پايان‌ يابد. وي‌ مي‌افزايد: »من‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ مي‌توانيم‌ سال‌ 2006 را با خوشبيني‌ آغاز كنيم‌ و نيروي‌ خود را بر مسائلي‌ متمركز كنيم‌ كه‌ براي‌ شهروندان‌ اروپا مهم‌ است‌: رشد اقتصادي‌ و فرصت‌هاي‌ شغلي‌ بيشتر.«
به‌ گفته‌ ولفگانگ‌ شوسل‌ صدراعظم‌ اتريش‌، تكرار بحث‌ و مشاجرات‌ طاقت‌فرسا بر سر بودجه‌ و مسائل‌ مالي‌ كه‌ در سال‌ 2005 روي‌ داد، به‌ معني‌ خودكشي‌ اتحاديه‌ اروپا خواهد بود. وي‌ بر اين‌ باور است‌ كه‌ اتحاديه‌ اروپا به‌ منبع‌ مالياتي‌ و درآمدي‌ خاص‌ خود نياز دارد، تا ديگر به‌ كرم‌ و گشاده‌ دستي‌ سران‌ و رهبران‌ كشورهاي‌ عضو اتحاديه‌ محتاج‌ نباشد.
از سوي‌ ديگر اورزولا پلاسنيك‌ وزير خارجه‌ اتريش‌ اعلام‌ كرده‌ است‌ كه‌ قصد احياي‌ قانون‌ اساسي‌ اروپا را دارد كه‌ در همه‌پرسي‌هاي‌ فرانسه‌ و هلند با مخالفت‌ و شكست‌ روبرو شده‌ بود. به‌ اعتقاد وي‌، تغييرات‌ جزيي‌ در قانون‌ اساسي‌ نتيجه‌ بخش‌ نخواهد بود. خانم‌ آنگلا مركل‌ صدراعظم‌ آلمان‌ نيز از هم‌ اكنون‌ مخالفت‌ خود را با تغيير متن‌ قانون‌ اساسي‌ اروپا كه‌ از سوي‌ آلمان‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌، ابراز داشته‌ است‌. مركل‌ معتقد است‌ كه‌ در اين‌ راستا پروتكل‌ و ضميمه‌يي‌ درمورد مسائل‌ اجتماعي‌ مي‌تواند مفيد واقع‌ شود.
البته‌ وزير خارجه‌ اتريش‌ متذكر شده‌ كه‌ هيچگونه‌ راه‌ حلهاي‌ كلي‌ در مورد قانون‌ اساسي‌ ارايه‌ نخواهد كرد، بلكه‌ تنها خواهد كوشيد كه‌ محيط‌ و جوي‌ مناسب‌ و خوب‌ براي‌ بحث‌ و تبادل‌ نظر در اينباره‌ پديد آيد. ناگفته‌ نماند كه‌ در زمينه‌ سياست‌ خارجي‌ اتريش‌ قصد دارد كه‌ با توجه‌ به‌ نزديكي‌ جغرافيايي‌، نيروي‌ خود را بر منطقه‌ بالكان‌ متمركز كند و اساس‌ پيوستن‌ كرواسي‌ و مقدونيه‌ را فراهم‌ آورد.
ايالات‌ متحده‌ قصد دارد كه‌ شمار سربازان‌ خود را تا بهار آينده‌ به‌ ميزان‌ 7 هزار سرباز كاهش‌ دهد. از سوي‌ ديگر جرج‌ دبليو بوش‌ رييس‌ جمهور امريكا دستور توقف‌ اعزام‌ دو گردان‌ جديد به‌ عراق‌ را داده‌ است‌. در حالي‌كه‌ بحث‌ و مشاجرت‌ بر سر مدت‌ استقرار نيروهاي‌ امريكايي‌ ادامه‌ دارد، مردم‌ عراق‌ عليرغم‌ تحولات‌ سياسي‌ و برگزاري‌ موفقيت‌ آميز انتخابات‌ سراسري‌ در كشورشان‌ همچنان‌ در انتظار پايان‌ دور باطل‌ خشونت‌ و خونريزي‌ هستند.
هنوز مشخا نيست‌ كه‌ استقرار نيروهاي‌ امريكايي‌ در عراق‌ چه‌ زماني‌ به‌ پايان‌ خواهد رسيد، اما از هم‌اكنون‌ تصميم‌ به‌ كاهش‌ شمار سربازان‌ ارتش‌ امريكا در عراق‌ گرفته‌ شده‌ و قرار است‌ كه‌ تا بهار آينده‌، 7 هزار سرباز به‌ كشورشان‌ بازگردند. از سوي‌ ديگر قرار بود كه‌ دو گردان‌ جديد ارتش‌ امريكا راهي‌ عراق‌ شوند كه‌ اين‌ برنامه‌ نيز به‌ دستور جرج‌ دبليو بوش‌ رييس‌ جمهور امريكا لغو شده‌ است‌. محافل‌ سياسي‌ و نظامي‌ لغو اين‌ برنامه‌ را واكنشي‌ دربرابر موفقيتهاي‌ سياسي‌ اخير در عراق‌، از جمله‌ برگزاري‌ همه‌ پرسي‌ و انتخابات‌ سراسري‌ مي‌داند، اما با وجود اين‌ روزنه‌هاي‌ اميد، مردم‌ عراق‌ همچنان‌ انتظار پايان‌ خشونت‌ و خونريزي‌ و برقراري‌ صلح‌ و آرامشي‌ واقعي‌ را مي‌كشند.
در نگاه‌ اول‌، مردم‌ در بغداد مشغول‌ زندگي‌ روزمره‌ خود هستند و همه‌ چيز عادي‌ به‌ نظر مي‌رسد، انسانهايي‌ كه‌ راهي‌ بازار هستند، كودكاني‌ كه‌ به‌ مدرسه‌ مي‌روند و اتومبيل‌هايي‌ كه‌ در ترافيك‌ گير كرده‌اند. شايد حضور پراكنده‌ سربازان‌ امريكايي‌ تنها چيزي‌ باشد كه‌ براين‌ تصوير عادي‌ سايه‌ مي‌اندازد.
در بسياري‌ از محلات‌ بغداد، صداي‌ ژنراتورهاي‌ برق‌ به‌ گوش‌ مي‌رسد كه‌ تامين‌ كننده‌ نيازهاي‌ ساكنان‌ و صاحبان‌ خانه‌ها و مغازه‌ هاست‌. در مناطق‌ مرفه‌تر بغداد، بسياري‌ از خانه‌ها خالي‌ هستند و صاحبان‌ آنها از ترس‌ ربوده‌ شدن‌، با كمك‌ پس‌ اندازهاي‌ خود روزهاي‌ انتظار را در دمشق‌ و يا عمان‌ سپري‌ مي‌كنند، به‌ اميد آينده‌يي‌ بهتر در وطنشان‌.
از سوي‌ ديگر شمار اتباع‌ بيگانه‌ در عراق‌ نيز روز به‌ روز كمتر مي‌شود. در سالي‌ كه‌ رو به‌ پايان‌ است‌، خارجيان‌ زيادي‌ به‌ گروگان‌ گرفته‌ شدند، از جمله‌ خانم‌ سوزانه‌ استهوف‌ باستانشناس‌ آلماني‌ كه‌ اواسط‌ ماه‌ دسامبر پس‌ از سه‌ هفته‌ اسارت‌، سرانجام‌ آزاد شد. اين‌ روند سبب‌ شده‌ است‌ بازسازي‌ عراق‌ نيز به‌ كندي‌ پيش‌ رود، چرا كه‌ سازمانها و نهادهاي‌ بين‌ المللي‌ و همچنين‌ شركتهاي‌ خارجي‌ حاضر نيستند كه‌ كاركنانشان‌ در عراق‌ به‌ گروگان‌ گرفته‌ شوند و سرانجام‌ بخاطر فعاليت‌هاي‌ امدادگرانه‌ شان‌ به‌ قتل‌ رسند.
عراق‌ در پايان‌ سال‌ 2005، كشوري‌ است‌ از هم‌ گسيخته‌ و با مردمي‌ كه‌ ترس‌ و وحشت‌ براي‌ آنان‌ روزمره‌ شده‌ است‌. اگر از عراقيان‌ بپرسيد كه‌ از زمان‌ سرنگوني‌ صدام‌ حسين‌ چه‌ چيز تغيير كرده‌، پاسخ‌هاي‌ گوناگوني‌ خواهيد شنيد. برخي‌ مي‌گويند: »در گذشته‌ همه‌ چيز بهتر بود. قبلا مي‌توانستيم‌ بدون‌ ترس‌ و وحشت‌ در خيابان‌ قدم‌ بزنيم‌« و برخي‌ ديگر مي‌گويند: »بالاخره‌ به‌ آزادي‌ بيان‌ دست‌ پيدا كرديم‌. كردها، كمونيست‌ها و شيعيان‌ ديگر مورد تبعيض‌ قرار نمي‌گيرند.« اين‌ هر دو پاسخ‌ هم‌ درست‌ است‌ و هم‌ نادرست‌. در زمان‌ صدام‌ خيابانها مطمئن‌ بودند، اما مردم‌ عراق‌ نيز بهايي‌ سنگين‌ در ازاي‌ اين‌ اطمينان‌ پرداخت‌ مي‌كردند و با دستگاهي‌ اطلاعاتي‌ و امنيتي‌ روبرو بودند كه‌ از ترس‌ آن‌ حتي‌ نزد كودكان‌ خود جرات‌ ابرازي‌ انتقادي‌ كوچك‌ از رژيم‌ صدام‌ را نداشتند.
از سوي‌ ديگر، در حال‌ حاضر آزادي‌ بيان‌ مانند نخستين‌ ماه‌هاي‌ پس‌ از سرنگوني‌ صدام‌ حسين‌ نيست‌. به‌ گفته‌ يك‌ بازاري‌ در عراق‌، مردم‌ در دوران‌ صدام‌ از سازمان‌ امنيت‌ و اطلاعات‌ مي‌ترسيدند و حال‌ از اين‌ مي‌هراسند كه‌ در صورت‌ انتقادشان‌ از شخصيتي‌ سياسي‌، در دام‌ شبه‌ نظاميان‌ هوادار اين‌ حزب‌ و آن‌ حزب‌ گرفتار شوند. تنها روزنه‌ اميد، تحولات‌ سياسي‌ماههاي‌ اخير در عراق‌ بود. در سالي‌ كه‌ گذشت‌، مردم‌ عراق‌ سه‌ بار به‌ پاي‌ صندوق‌هاي‌ راي‌ رفتند. پس‌ از انتخاب‌ پارلمان‌ موقت‌ در آغاز سال‌، عراقيها در ماه‌ اكتبر در همه‌ پرسي‌ قانون‌ اساسي‌ شركت‌ كردند و با برگزاري‌ انتخابات‌ پارلماني‌ سراسري‌ در ماه‌ دسامبر، پس‌ از سالها اين‌ فرصت‌ را يافتند كه‌ نمايندگان‌ دلخواه‌ خود را برگزينند و در تعيين‌ دولت‌ كشورشان‌ سهيم‌ شوند.

 
            
   

عراق‌ سال‌ نو را با بيم‌ و اميدآغاز كرد

عراق‌ در حالي‌ سال‌ 2006 را شروع‌ كرد كه‌ همچنان‌ ميان‌ اميد و بيم‌ و هرج‌ و مرج‌ سرگردان‌ است‌. دادگاه‌ صدام‌ به‌ اتهام‌ جنايت‌ عليه‌ بشريت‌ ادامه‌ دارد و دولت‌ عراق‌ درگير اتهامات‌ شكنجه‌ و با پشت‌ سر گذاشتن‌ سه‌ انتخابات‌ ملي‌، سعي‌ دارد ؤبات‌ را به‌ كشور بازگرداند.
به‌ گزارش‌ خبرگزاري‌ فرانسه‌، با فرا رسيدن‌ سومين‌ سال‌ خلع‌ صدام‌ از قدرت‌ و سرنگوني‌ رژيم‌ بعث‌، واشنگتن‌ اكنون‌ بر درخواست‌هاي‌ فزاينده‌ جهت‌ بازگشت‌ سربازان‌ به‌ كشور و پاسخگويي‌ به‌ مرگ‌ بيش‌ از 2155 سرباز امريكايي‌ در عراق‌ روبرو است‌. جورج‌ بوش‌ رييس‌ جمهور امريكا، سرخورده‌ از كاهش‌ حمايت‌هاي‌ مردمي‌، گفته‌ است‌ كه‌ پيروزي‌ در عراق‌ به‌ خاتمه‌ درگيري‌ها بستگي‌ نداردأ چرا كه‌ حضور اقليت‌ اهل‌ تسنن‌ در دولت‌ آتي‌ نقش‌ كليدي‌ را در كاهش‌ درگيري‌ها خواهد داشت‌. محاكمه‌ صدام‌ كه‌ محاكمه‌ قرن‌ لقب‌ گرفت‌، خط‌ تشديد تنش‌هاي‌ قومي‌ را زيادتر كرده‌ و خود صدام‌ مشروعيت‌ دادگاه‌ را زير سوال‌ برده‌ است‌. وي‌ با فرياد »زنده‌ باد عراق‌ و به‌ درك‌ برويد« خطاب‌ به‌ دادگاه‌، سعي‌ كرد موقعيت‌ سابقش‌ را به‌ عنوان‌ قدرتمندترين‌ مرد عرب‌ در خاورميانه‌ حفظ‌ كند.برخي‌ از جنگ‌ غيررسمي‌ داخلي‌ ميان‌ اقليت‌ اهل‌ تسنن‌ و اكثريت‌ شيعه‌ سخن‌ مي‌گويند. به‌ علاوه‌ تشكيل‌ يك‌ حكومت‌ انتقالي‌ شيعيان‌ كردها اين‌ تفكر را به‌ وجود آورد كه‌ عراق‌ به‌ ايران‌ نزديك‌تر مي‌شود. پرتلفات‌ترين‌ حوادث‌ در عراق‌ مرگ‌ يك‌ هزار زاير شيعه‌ در ماه‌ اوت‌ طي‌ يك‌ مراسم‌ مذهبي‌ و مرگ‌ 128 عراقي‌ در 14 سپتامبر در انفجارهاي‌ بغداد بود. 32 كودك‌ نيز در عمليات‌ انتحاري‌ ژوييه‌ كشته‌ شد
ند. گفته‌ مي‌شود مسوول‌ اكثر اين‌ حملات‌ و انفجارها شعبه‌ القاعده‌ در عراق‌ به‌ رياست‌ ابومصعب‌ الزرقاوي‌ است‌. اين‌ اردني‌ كه‌ 25 ميليون‌ دلار براي‌ سرش‌ جايزه‌ تعيين‌ شده‌، عليه‌ شيعيان‌ جنگ‌ علني‌ اعلام‌ كرده‌ است‌. كشف‌ حداقل‌ دو زندان‌ مخفي‌ سرويس‌هاي‌ امنيتي‌ عراق‌ و اتهام‌ شكنجه‌ زندانيان‌ اهل‌ تسنن‌، ترس‌ از قرار گرفتن‌ كشور در آستانه‌ جنگ‌ داخلي‌ را تشديد كرد. با اين‌ حال‌، اميدهايي‌ براي‌ همكاري‌ و ائتلاف‌ ميان‌ كردها و شيعيان‌ و مشاركت‌ اهل‌ تسنن‌ در دولت‌ وجود دارد.عراق‌ ازدوران‌ انتقال‌ سياسي‌ به‌ حاكميت‌ مطلق‌ پيش‌ رفت‌. ماه‌ ژانويه‌ انتخابات‌ سراسري‌ و اكتبر همه‌ پرسي‌ قانون‌ اساسي‌ و دسامبر انتخابات‌ پارلماني‌ برگزار شد. مقام‌هاي‌ عراقي‌ و امريكايي‌ اميدوارند كه‌ دولت‌ دايم‌ با حضور اهل‌ تسنن‌ كشور را به‌ مسير ؤبات‌ بكشاند. بوش‌ گفته‌ است‌: دگرگوني‌ كشوري‌ كه‌ تجربه‌ دموكراسي‌ نداشته‌ و سعي‌ دارد بر بدترين‌ ديكتاتوري‌ جهان‌ فايق‌ آيد، بسيار جالب‌ توجه‌ است‌. پس‌ از انتخابات‌ ماه‌ مارس‌، اين‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ دولت‌ بغداد بتواند ؤبات‌ نسبي‌ را ايجاد كند و امكان‌ خروج‌ حداقل‌ برخي‌ سربازان‌ خارجي‌ فراهم‌ شود.


 
            
   

نگاه‌ امريكايي‌ ها به‌ پير دختر جهان‌ سياست‌

به‌ رغم‌ از دست‌ رفتن‌ اعتماد مردم‌ به‌ رييس‌جمهور، »كاندوليزا رايس‌«، وزير امور خارجه‌ امريكا، محبوب‌ترين‌ فرد سازمان‌ بوش‌ و مهمترين‌ نامزد جانشيني‌ رييس‌ خود در انتخابات‌ آينده‌ است‌أ اعتمادي‌ كه‌ با جنگ‌ عراق‌، بيش‌ از پيش‌ از دست‌ رفت‌.
به‌ گزارش‌ سرويس‌ بين‌الملل‌ »بازتاب‌«، با ورود رايس‌ به‌ دومين‌ سال‌ تصدي‌ پست‌ سخنگوي‌ سياست‌ خارجي‌ امريكا، نقش‌ وي‌ درست‌ مانند بازهاي‌ جنگي‌ شاهزادگاني‌ است‌ كه‌ هميشه‌ دردوش‌ راست‌ آنان‌ قرار دارند.
پس‌ از 11 سپتامبر رايس‌ از جنگ‌ عليه‌ تروريسم‌ بشدت‌ دفاع‌ كرد و حتي‌ از بوش‌ نيز در خوش‌بيني‌ پيشرفت‌ جنگ‌ در عراق‌، پيشي‌ گرفت‌.
وي‌ كه‌ داراي‌ تركيبي‌ از جذابيت‌، خوش‌شانسي‌ و فاصله‌ فيزيكي‌ از كاخ‌ سفيد است‌، مي‌كوشد تا از سرنوشتي‌ كه‌ بوش‌ و چني‌ دچار آن‌ شده‌اند، فرار كندأ سرنوشتي‌ كه‌ موجب‌ سقوط‌ بي‌سابقه‌ محبوبيت‌ آن‌ دو در ميان‌ مردم‌ شد.
رايس‌ به‌ تنهايي‌ به‌ اندازه‌ كل‌ جمعيت‌ امريكا از جنگ‌ عراق‌ حمايت‌ و تقريبا نخستين‌ فردي‌ بود كه‌ بحث‌ سلاح‌هاي‌ كشتارجمعي‌ عراق‌ را مطرح‌ كرد.
همچنين‌ سوابق‌ اوليه‌ وي‌ در مورد عراق‌، تروريسم‌ و ديگر مسائل‌، باعث‌ مشاجره‌هاي‌ بسياري‌ در سناي‌ امريكا شد كه‌ بيشتر امريكايي‌ها او را بطور شخصي‌، مسوول‌ آن‌ نمي‌دانند.
در نظرسنجي‌ ماه‌ اكتبر، 60 درصد پاسخ‌دهندگان‌، از رايس‌ اظهار رضايت‌ كردند، حال‌ آنكه‌ 25 درصد هم‌ وي‌ را قبول‌ نداشتند.
دو سال‌ پس‌ از دستگيري‌ صدام‌ حسين‌، 64 درصد مردم‌ از جنگ‌ عراق‌ حمايت‌ كردند، اما بنا بر نظرسنجي‌هاي‌ اخير، تنها 42 درصد آن‌ را تصميمي‌ درست‌ مي‌دانند و حمايت‌ از حضور در عراق‌ هم‌ مرتب‌ در حال‌ كاهش‌ است‌.
به‌ رغم‌ رشد 5 درصدي‌ محبوبيت‌ بوش‌ در ماه‌ اخير، هنوز هم‌ محبوبيت‌ وي‌ پس‌ از 11 سپتامبر با افت‌ شديدي‌ روبرو است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در نظرسنجي‌ اخير، 42 درصد مردم‌ از بوش‌ راضي‌ بودند.
رايس‌ به‌ عنوان‌ نماينده‌ دولتي‌ كه‌ بسياري‌ از اروپاييان‌ و عرب‌ها به‌ او اعتماد ندارند، نقش‌ سخت‌ و مهمي‌ را به‌ عنوان‌ تنها چهره‌ بين‌المللي‌ اين‌ دولت‌ بر عهده‌ دارد.
رايس‌ 51 ساله‌ كه‌ نخستين‌ سياهپوست‌ با پست‌هاي‌ ديپلماتيك‌ است‌، سعي‌ زيادي‌ را در بهبود چهره‌ امريكا در سطح‌ بين‌المللي‌ داشته‌ است‌.
او هيچ‌گاه‌ ازدواج‌ نكرده‌ و ساعات‌ زيادي‌ را به‌ كارش‌ اختصاص‌ مي‌دهد. كارشناسان‌، اميد زيادي‌ را براي‌ وي‌ در انتخابات‌ رياست‌جمهوري‌ 2008 به‌ عنوان‌ نماينده‌ جمهوري‌خواهان‌ قايل‌ شده‌اند، در حالي‌ كه‌ خودش‌، هميشه‌ اين‌ قضيه‌ را انكار كرده‌ است‌.

 
            
   

گزارش‌ تحليلي‌ در باره‌ كاهش‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد"اقتصاد يا تربيت‌*مساله‌ اين‌ است‌!

فرمهر آريا

ادامه‌ تحصيل‌ در مقطع‌ دانشگاه‌ از دهه‌ گذشته‌ تا به‌ حال‌ به‌ اوج‌ خود رسيده‌ و به‌ صورت‌ يك‌ مسابقه‌ درآمده‌ است‌. مسابقه‌يي‌ كه‌ در تيرماه‌ هر سال‌ آغاز و شركت‌كنندگان‌ در شهريورماه‌ به‌ مرحله‌ نهايي‌ رسيده‌ و از خط‌ پايان‌ عبور مي‌كنند. اما براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ خط‌ پايان‌ شركت‌كنندگان‌ بايد هزينه‌هايي‌ گزاف‌ را متحمل‌ شوند.
شركت‌كنندگان‌ پس‌ از پيروزي‌ در مسابقه‌ تحصيلي‌ بايد شهريه‌هاي‌ گزاف‌ دانشگاه‌ آزاد را پرداخت‌ كنند و بالابودن‌ اين‌ شهريه‌ براي‌ بسياري‌ از دانشجويان‌ مشكلاتي‌ به‌ وجود آورده‌ است‌.
اين‌ امر موجب‌ شد كه‌ بسياري‌ از دانشجويان‌ نسبت‌ به‌ بالارفتن‌ شهريه‌ها در سال‌ تحصيلي‌ 8584 اعتراض‌ كرده‌ و كميته‌ سه‌ نفره‌ منتخب‌ هيات‌ امناي‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ براي‌ تعيين‌ شهريه‌هاي‌ اين‌ دانشگاه‌ تشكيل‌ جلسه‌ دهد و سرانجام‌ اين‌ كميته‌ ساماندهي‌ توانست‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ را از 10 تا 18 درصد و بطور متوسط‌ به‌ 12 درصد كاهش‌ دهد.
اين‌ كاهش‌ مبلغ‌ شهريه‌ مختا دانشجويان‌ ورودي‌ سال‌ 1384 بوده‌ و مبلغ‌ شهريه‌ دانشجويان‌ ورودي‌ سال‌هاي‌ پيش‌ از آن‌ تغييري‌ نمي‌كند و به‌ همان‌ صورت‌ باقي‌ مي‌ماند.
نكته‌ قابل‌ تامل‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا واقعا اين‌ كاهش‌ شهريه‌ها كاري‌ عقلاني‌ و كارشناسي‌ بوده‌ يا نه‌*
با نگاهي‌ گذرا به‌ وضعيت‌ اقتصاد كشور مي‌توان‌ گفت‌ امسال‌ برخلاف‌ سال‌هاي‌ قبل‌ شاهد تثبيت‌ قيمت‌ها از سوي‌ مجلس‌ هفتم‌ شوراي‌ اسلامي‌ بوده‌ايم‌. تثبيت‌ قيمت‌ها سبب‌ شده‌ كه‌ ميزان‌ تورم‌ نيز پايين‌تر از سال‌هاي‌ قبل‌ شود و به‌ دهك‌هاي‌ پايين‌ جامعه‌ فشار كمتري‌ وارد شود. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ به‌ علت‌ تورم‌ و بالا بودن‌ قيمت‌ها به‌ دهك‌هاي‌ پايين‌ جامعه‌ از نظر اقتصادي‌ فشار بيشتري‌ وارد مي‌شد. بنابراين‌ مي‌توان‌ مدعي‌ شد كه‌ كاهش‌ شهريه‌ دانشگاه‌ها را تنها مي‌توان‌ براي‌ ورودي‌هاي‌ سال‌ 84 مفيد و كافي‌ دانست‌ زيرا دانشجويان‌ ورودي‌ سال‌هاي‌ گذشته‌ نيز از نظر اقتصادي‌ همان‌ مشكلات‌ ورودي‌هاي‌ 84 را دارند.
مدل‌ چگونگي‌ محاسبه‌ شهريه‌ها
يكي‌ ديگر از مسائلي‌ كه‌ متاسفانه‌ از آغاز فعاليت‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ به‌ آن‌ كمتر توجه‌ شده‌، مدل‌ محاسبه‌ شهريه‌ از سوي‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ كشور است‌. خوشبختانه‌ قرار است‌ در سال‌ تحصيلي‌ 8685 سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ براي‌ محاسبه‌ شهريه‌ مدلي‌ ارايه‌ كند تا شاخاهاي‌ كيفي‌ هر واحد و رشته‌ دانشگاهي‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ در آن‌ مدل‌ قرار داده‌ شود و شهريه‌ها به‌ صورت‌ خودكار و بدون‌ دخالت‌ مسوولان‌ دانشگاه‌، مديران‌ وزارت‌ علوم‌ يا نمايندگان‌ كميسيون‌ آموزش‌ مجلس‌ مشخا شود. بنابراين‌ شهريه‌ دانشجويان‌ ورودي‌ هر سال‌ تحصيلي‌ براساس‌ اين‌ مدل‌ تعيين‌ شده‌ و شهريه‌ سال‌هاي‌ تحصيلي‌ بعدي‌ نيز با يك‌ ضريب‌ مشخا در اين‌ شهريه‌ها محاسبه‌ مي‌شود.
گفتني‌ است‌ اين‌ ضريب‌ افزايش‌ شهريه‌ را هيات‌ امناي‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ مشخا خواهد كرد. همچنين‌ هيات‌ امنا موظف‌ شده‌ است‌ در تعيين‌ اين‌ ضريب‌ رقمي‌ كمتر از نرخ‌ تورم‌ را در نظر داشته‌ باشد.
تخفيف‌ در شهريه‌ وام‌ محسوب‌ مي‌شود
تخفيف‌ در نظر گرفته‌ شده‌ براي‌ هر دانشجو به‌ صورت‌ وامي‌ بلندمدت‌ در خواهد آمد و اگر اعتبارات‌ دانشگاه‌ از سوي‌ دولت‌ يا نهادهاي‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ تامين‌ شود اين‌ وام‌ به‌ دانشجو بخشيده‌ مي‌شود.
كميته‌ ساماندهي‌ متذكر شده‌ است‌ كه‌ در صورت‌ تحقق‌ سياست‌هاي‌ حمايتي‌ دولت‌ نسبت‌ به‌ دانشگاه‌ آزاد به‌ دانشجويان‌ قديمي‌تر دانشگاه‌ نيز دست‌ كم‌ پنج‌ درصد وام‌ درازمدت‌ تعلق‌ بگيرد.
طرح‌ كاهش‌ شهريه‌ها كه‌ در حقيقت‌ به‌ صورت‌ وام‌ در نظر گرفته‌ شده‌ توسط‌ »حسن‌ خالقي‌« معاون‌ آموزش‌ وزير علوم‌ و نماينده‌ هيات‌ امناي‌ دانشگاه‌ آزاد، »كامران‌ دانشجو« استاندار تهران‌ و عضو هيات‌ امناي‌ دانشگاه‌ آزاد و »علي‌ عباسپور تهراني‌فرد« رييس‌ كميسيون‌ آموزشي‌ و تحقيقات‌ مجلس‌ مطرح‌ و به‌ تصويب‌ رسيده‌ است‌.
حسن‌ خالقي‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌گويد: »تخفيف‌ 10 تا 18 درصدي‌ كه‌ به‌ دانشجويان‌ تعلق‌ مي‌گيرد به‌ صورت‌ وام‌ بلندمدت‌ محسوب‌ مي‌شود. اما جهت‌گيري‌ها اين‌ طور است‌ كه‌ اين‌ وام‌ از دانشجويان‌ بازپس‌ گرفته‌ نشود. به‌ عبارت‌ ديگر مقرر شده‌ است‌ تا همه‌ تلاششان‌ را بكنند تا بتوانند با تامين‌ منبعي‌ اين‌ وام‌ را از دانشجويان‌ پس‌ نگيرند.
به‌ گفته‌ معاون‌ آموزشي‌ وزير علوم‌، انتظار نمي‌رود كه‌ دانشجويان‌ براي‌ بازپرداخت‌ اين‌ وام‌ تعهدي‌ بدهند.
خالقي‌ مي‌گويد: براساس‌ اعلام‌ مسوولان‌ دانشگاه‌ آزاد متوسط‌ شهريه‌ اين‌ دانشگاه‌ در سال‌هاي‌ ورودي‌، رشته‌ها و مقاطع‌ تحصيلي‌ مختلف‌ حدود 600 هزار تومان‌ در سال‌ محاسبه‌ شده‌ است‌. شهريه‌ دانشجوياني‌ كه‌ در سال‌ 1384 به‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ آمده‌اند، بسيار بيشتر از دانشجويان‌ ورودي‌ سال‌هاي‌ 82 و 83 است‌.
به‌ گفته‌ نماينده‌ وزير علوم‌ در هيات‌ امناي‌ دانشگاه‌ آزاد در سال‌ 84 در اين‌ دانشگاه‌ دانشجوياني‌ بوده‌اند كه‌ در سال‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ تومان‌ شهريه‌ مي‌داده‌اند. شهريه‌ ورودي‌هاي‌ جديدتر اين‌ دانشگاه‌ بيش‌ از شهريه‌ ورودي‌هاي‌ قديم‌تر كه‌ با نرخ‌ رشد سالانه‌ محاسبه‌ شده‌، بوده‌ است‌. مسلماص چنين‌ اتفاقي‌ باعث‌ شده‌ شكاف‌ بين‌ شهريه‌هاي‌ دانشگاه‌ آزاد در ورودي‌هاي‌ مختلف‌ بيش‌ از حد متعارف‌ باشد، اما با طرح‌ جديد ساماندهي‌ شهريه‌ انتظار مي‌رود كه‌ طي‌ سال‌هاي‌ آينده‌ دانشجويان‌ بطور متناسب‌تري‌ شهريه‌ پرداخت‌ كنند.
عباسپور تهراني‌فرد رييس‌ كميسيون‌ آموزش‌ و تحقيقات‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ درباره‌ علت‌ كاهش‌ شهريه‌هاي‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ مي‌گويد: شهريه‌ براي‌ ورودي‌هاي‌ قبل‌ از سال‌ 84 سالانه‌ حدود 8 يا 9 درصد اضافه‌ شده‌ است‌، اما براي‌ ورودي‌هاي‌ جديد 25 درصد افزايش‌ شهريه‌ داشته‌ايم‌. لذا پرداخت‌ شهريه‌ دانشجويان‌ ورودي‌ قبل‌ از سال‌ 84 زير نرخ‌ تورم‌ بوده‌ است‌ اما دانشجويان‌ ورودي‌ 84 شهريه‌يي‌ بيش‌ از نرخ‌ تورم‌ پرداخت‌ كرده‌اند.
وي‌ مي‌افزايد: مشكل‌ اقتصادي‌ خانواده‌ها در پرداخت‌ شهريه‌ با كم‌ كردن‌ شهريه‌ حل‌ نمي‌شود. زيرا خانواده‌هايي‌ در جامعه‌ وجود دارند كه‌ با وجود 10 يا 20 درصد تخفيف‌ نيز قادر به‌ پرداخت‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد نيستند. راه‌حل‌ اساسي‌ ارايه‌ وام‌ بلند مدت‌ به‌ دانشجويان‌ است‌ كه‌ اين‌ وام‌ را دولت‌ بايد با اختصاص‌ بودجه‌يي‌ به‌ دانشگاه‌ تامين‌ كند.
عباسپور درباره‌ اينكه‌ اگر منبع‌ مالي‌ مورد نياز دانشگاه‌ تامين‌ نشود، دانشجو چگونه‌ بايد با توجه‌ به‌ وضعيت‌ بيكاري‌ و عدم‌ اشتغال‌، مبلغ‌ وام‌ مورد نظر را بازپرداخت‌ كند، توضيح‌ مي‌دهد: اميدوارم‌ هم‌ دولت‌ و هم‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ نسبت‌ به‌ تامين‌ اين‌ بودجه‌ اقدام‌ كرده‌ و آن‌ را مورد توجه‌ قرار دهند. البته‌ علي‌رغم‌ اينكه‌ در بودجه‌ سال‌ 84 دولت‌ براي‌ اين‌ منظور مبلغي‌ در نظر گرفته‌ نشده‌ بود اما باز هم‌ 60 ميليارد تومان‌ براي‌ پرداخت‌ وام‌ به‌ دانشجويان‌ اختصاص‌ يافت‌. به‌ گفته‌ عباسپور براي‌ اينكه‌ همه‌ دانشجوياني‌ كه‌ شهريه‌ پرداخت‌ مي‌كنند، بتوانند وامي‌ به‌ اندازه‌ شهريه‌ كامل‌ خود بگيرند، دانشگاه‌ها به‌ 600 ميليارد تومان‌ و ده‌ برابر مبلغ‌ فعلي‌ نيازمند هستند كه‌ با توجه‌ به‌ افزايش‌ درآمدهاي‌ دولت‌ طي‌ سال‌هاي‌ اخير اختصاص‌ چنين‌ بودجه‌يي‌ مشكل‌ به‌ نظر نمي‌رسد.
به‌ گفته‌ عباسپور تهراني‌فرد هم‌اكنون‌ وام‌ شهريه‌ دانشجويان‌ را سه‌ صندوق‌ رفاه‌ دانشجويي‌ شامل‌ صندوق‌ رفاه‌ دانشجويان‌ وزارت‌ علوم‌، صندوق‌ رفاه‌ دانشجويان‌ وزارت‌ بهداشت‌ و نيز صندوق‌ رفاه‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ مي‌پردازد.
عباسپور تصريح‌ مي‌كند: نيمي‌ از بودجه‌هاي‌ اختصاص‌ يافته‌ دولت‌ براي‌ صندوق‌هاي‌ رفاه‌ به‌ صندوق‌ رفاه‌ دانشگاه‌ آزاد اختصاص‌ مي‌يابد. با توجه‌ به‌ اينكه‌ 50 درصد دانشجويان‌ كشور در اين‌ دانشگاه‌ تحصيل‌ مي‌كنند، اختصاص‌ بودجه‌ 30 تا 35 ميليارد توماني‌،طبيعي‌ است‌.
رييس‌ كميسيون‌ آموزش‌ و تحقيقات‌ مجلس‌، متوسط‌ هزينه‌ سالانه‌ تحصيل‌ هر دانشجوي‌ دانشگاه‌هاي‌ دولتي‌ را براي‌ كشور 3 ميليون‌ تومان‌ اعلام‌ كرد.
اين‌ مساله‌ در حالي‌ است‌ كه‌ متوسط‌ شهريه‌ در دانشگاه‌ آزاد 600 هزارتومان‌ است‌. بنابراين‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ مخارج‌ تحصيل‌ در دانشگاه‌ آزاد يك‌ پنجم‌ دانشگاه‌هاي‌ دولتي‌ است‌.
به‌ اعتقاد عباسپور با بررسي‌ اين‌ شرايط‌ مي‌توان‌ مدعي‌ شد كه‌ مبلغ‌ شهريه‌ براي‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ آزاد زياد نيست‌.
بسياري‌ از كارشناسان‌ نيز همانند عباسپور تهراني‌ فرد با اعطاي‌ وام‌ شهريه‌ به‌ دانشجويان‌ به‌ جاي‌ تخفيف‌ يا كاهش‌ شهريه‌ها موافق‌ هستند. بطوري‌كه‌ »جعفر توفيقي‌« وزير علوم‌ دولت‌ خاتمي‌ نيز با همين‌ اعتقاد، مي‌گويد: مبلغ‌ شهريه‌ دانشگاه‌ها پس‌ از كارشناسي‌ اعلام‌ مي‌شود. شهريه‌ها بايد حداقلي‌ از كيفيت‌ را تضمين‌ كنند. هزينه‌هاي‌ آموزش‌ عالي‌ نيز قابل‌ برآورد است‌ و به‌ زور نمي‌شود آن‌ را كم‌ يا زياد كرد.
بنابرگفته‌ توفيقي‌ در برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ كشور، سازمان‌ مديريت‌ مكلف‌ شده‌ است‌ كه‌ سرانه‌ دانشجويي‌ را تامين‌ كند.
وي‌ مي‌گويد: اين‌ شاخا خوبي‌ است‌. من‌ اطمينان‌ دارم‌ كه‌ اگر اين‌ عدد منتشر شود، مشاهده‌ مي‌شود كه‌ شهريه‌هاي‌ فعلي‌ رقم‌ بالايي‌ نيست‌.
وي‌ درباره‌ ناكارآمد بودن‌ طرح‌ كاهش‌ شهريه‌ها مي‌گويد: در طرحي‌ كه‌ براي‌ دانشگاه‌ آزاد اعلام‌ شده‌ به‌ جاي‌ تخفيف‌، وام‌ در نظر گرفته‌ شده‌ و اين‌ وام‌ فعلاص بدهي‌ دانشجويان‌ محسوب‌ مي‌شود. البته‌ اگر منبعي‌ براي‌ تامين‌ بودجه‌ يافت‌ شود، اين‌ وام‌ بخشيده‌ مي‌شود.
تعيين‌ شهريه‌ براساس‌ رشته‌ و واحد
خالقي‌ معاون‌ آموزش‌ وزارت‌ علوم‌ درباره‌ چگونگي‌ تعيين‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ در سال‌هاي‌ آينده‌ مي‌گويد: از سال‌ تحصيلي‌ 86 85 شهريه‌ دانشجويان‌ تازه‌ وارد دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ براساس‌ شاخاهاي‌ علمي‌ آموزش‌ هر واحد و با توجه‌ به‌ در نظر گرفتن‌ توسعه‌ و ارتقاي‌ كيفيت‌ واحدها و منطبق‌ برمدل‌ تعيين‌ شده‌ هزينه‌ سرانه‌ دانشجويان‌ از سوي‌ سازمان‌ مديريت‌ تعيين‌ مي‌شود.
به‌ گفته‌ وي‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ تعيين‌ شهريه‌ براساس‌ رشته‌ صورت‌ مي‌گرفت‌، اما از سال‌ آينده‌ تعيين‌ شهريه‌ اين‌ دانشگاه‌ براساس‌ رشته‌ و واحد صورت‌ مي‌گيرد.
معاون‌ آموزشي‌ وزير علوم‌ اظهار مي‌كند: براي‌ ورودي‌هاي‌ سال‌هاي‌ قبل‌ از 84، ضريب‌ افزايش‌ بطور يكسان‌ و كمتر از نرخ‌ تورم‌ رسمي‌ خواهد بود. يعني‌ از سال‌ آينده‌ افزايش‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ با ضريب‌ يكسان‌ است‌ و اين‌ ضريب‌ ديگر دو نرخي‌ نخواهد بود.
كاهش‌ شهريه‌ دانشجويان‌ از منظر
رييس‌ دانشگاه‌ آزاد
دكتر عبدالله‌ جاسبي‌ درباره‌ طرح‌ كاهش‌ شهريه‌هاي‌ اين‌ دانشگاه‌ با توجه‌ به‌ مصوبات‌ هيات‌ امناي‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ مي‌گويد: از سال‌ تحصيلي‌ 8685 شهريه‌ اين‌ دانشگاه‌ براساس‌ شاخاهاي‌ علمي‌ و آموزشي‌ هر واحد و با توجه‌ به‌ در نظر گرفتن‌ توسعه‌ و ارتقاي‌ كيفيت‌ واحدها و منطبق‌ با مدل‌ تعيين‌ شده‌، هزينه‌ سرانه‌ دانشجويان‌، توسط‌ سازمان‌ مديريت‌ مشخا مي‌شود.
وي‌ مي‌افزايد: ورودي‌هاي‌ سال‌ 8685 براساس‌ اين‌ مدل‌ تعيين‌ شهريه‌ شده‌ و براي‌ ورودي‌هاي‌ سال‌هاي‌ قبل‌ ضريب‌ افزايش‌ شهريه‌ به‌ صورت‌ يكسان‌ و كمتر از نرخ‌ تورم‌ رسمي‌ خواهد بود.
وي‌ همچنين‌ درباره‌ شهريه‌ دانشجويان‌ ورودي‌ 84 اظهار مي‌ كند: به‌ منظور مساعدت‌ به‌ دانشجويان‌ ورودي‌ 84 و با توجه‌ به‌ اينكه‌ افزايش‌ شهريه‌ دانشجويان‌ ورودي‌ سال‌ 84 نسبت‌ به‌ دانشجويان‌ سال‌هاي‌ قبل‌ به‌ علت‌ افزايش‌ حقوق‌ و مزاياي‌ هيات‌ علمي‌ بيشتر بوده‌ است‌، مقرر شد شهريه‌ دانشجويان‌ اين‌ سال‌ در ترم‌ دوم‌ سال‌ تحصيلي‌ جاري‌ متوسط‌ 12 درصد بر اساس‌ گروه‌بندي‌ جدول‌ نقل‌ و انتقالات‌ و حداقل‌ 10 درصد كاهش‌ يابد كه‌ اين‌ كاهش‌ به‌ عنوان‌ وام‌ درازمدت‌ بوده‌ و در صورت‌ مساعدت‌ به‌ دانشگاه‌ از هر منبعي‌ اين‌ كاهش‌، تخفيف‌ تلقي‌ مي‌شود.
جاسبي‌ در خاتمه‌ خاطرنشان‌ مي‌كند: با توجه‌ به‌ سياست‌هاي‌ دولت‌، در صورت‌ تحقق‌ اين‌ حمايت‌ نسبت‌ به‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌، دانشگاه‌ به‌ ساير دانشجويان‌ متناسب‌ با اين‌ كمك‌ حداقل‌ 5 درصد وام‌ درازمدت‌ مي‌دهد.
دانشگاه‌ شبانه‌ با مشكلاتي‌ مضاعف‌
مساله‌ پرداخت‌ شهريه‌هاي‌ سنگين‌ تنها به‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ منتهي‌ نمي‌شود بلكه‌ بسياري‌ از دانشجويان‌ دوره‌هاي‌ كارشناسي‌ و كارشناسي‌ ارشد دوره‌هاي‌ شبانه‌ دانشگاه‌هاي‌ دولتي‌ نيز بشدت‌ تحت‌ فشار قرار دارند. بنابراين‌ همان‌ طور كه‌ مسوولان‌ نسبت‌ به‌ كاهش‌ شهريه‌هاي‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ توجه‌ نشان‌ مي‌دهند، انتظار مي‌رود كه‌ براي‌ رفع‌ مشكلات‌ اين‌ دانشجويان‌ نيز راهكارهايي‌ ارايه‌ دهند.
علي‌ عباسپور تهراني‌فرد در اين‌ رابطه‌ مي‌گويد: وزارت‌ علوم‌ نيز در اين‌ خصوص‌ مشغول‌ تحقيق‌ و بررسي‌ است‌ و مقرر شده‌ كه‌ با توجه‌ به‌ رشته‌ و شرايط‌ خاص‌ دانشجويان‌ بين‌ 5 تا 20 درصد كاهش‌ شهريه‌ براي‌ آنان‌ در نظر گرفته‌ شود.
عكس‌العمل‌هاي‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ طرح‌ كاهش‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد
پس‌ از نهايي‌ شدن‌ طرح‌ ميزان‌ شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد مخالفان‌ و موافقان‌ بسياري‌ از شهروندان‌ در اين‌ خصوص‌ به‌ اظهارنظرهايي‌ پرداختند.
محمدحسين‌ اسدي‌ درباره‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ مي‌گويد: همه‌ چيز در ايران‌ خود به‌ خود به‌ سمت‌ پولي‌ شدن‌ پيش‌ مي‌رود. به‌ همين‌ خاطر تكليف‌ دانشگاه‌ از اول‌ پولي‌ شدن‌ است‌. وقتي‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف‌ اعتبار علمي‌ خود را مي‌فروشد، چه‌ توقعي‌ از دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ مي‌توان‌ داشت‌.
به‌ اعتقاد اسدي‌ كيفيت‌ آموزش‌ در دانشگاه‌ آزاد بسيار پايين‌ است‌ و دانش‌آموختگان‌ باسواد كمي‌ از آن‌ بيرون‌ مي‌آيند.عدم‌ رضايت‌ عمومي‌ از مديريت‌ و هزينه‌هاي‌ آن‌ نيز مزيد بر علت‌ شده‌ است‌.زيرا دانشگاهي‌ كه‌ نه‌ با هدف‌ تربيت‌ جوانان‌ بلكه‌ با هدف‌ اقتصادي‌ ايجاد مي‌شود، نتيجه‌يي‌ بهتر از اين‌ در بر نخواهد داشت‌.
نسترن‌ موسوي‌ نيز مي‌افزايد: شهريه‌ها گران‌ نيست‌ بلكه‌ درآمد مردم‌ پايين‌ است‌. براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ درس‌ خواندن‌ علاقه‌ دارد و داراي‌ استطاعت‌ مالي‌ نيست‌، 50 هزار تومان‌ هم‌ زياد است‌. مسوولان‌ به‌ جاي‌ عوض‌ كردن‌ صورت‌ مساله‌ به‌ پاك‌ كردن‌ آن‌ اقدام‌ كرده‌اند. آنها بايد اول‌ به‌ فكر وضع‌ معيشت‌ مردم‌ باشند.
مسعود اميري‌ نيز مي‌گويد: متاسفانه‌ در كشور ما سيستم‌ گزارش‌ عملكرد سالانه‌ نداريم‌ اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌ پيشرفته‌ دنيا اين‌ امر نهادينه‌ شده‌ است‌. دانشگاهي‌ مثل‌ دانشگاه‌ آزاد بايد به‌ دانشجويان‌ و ساير علاقه‌مندان‌ ساليانه‌ گزارش‌ بدهد كه‌ با وجوه‌ دريافتي‌ از آنان‌ چه‌ كرده‌ است‌.
وي‌ مي‌افزايد: اينكه‌ مسوولان‌ مي‌گويند اين‌ هزينه‌ صرف‌ اضافه‌ حقوق‌ استادان‌ شده‌ به‌ جرات‌ مي‌گويم‌ فقط‌ يك‌ حرف‌ است‌ و مسوولان‌ بايد آن‌ را در قالب‌ عدد و رقم‌ ؤابت‌ كنند. اگر آنچه‌ مي‌گويند درست‌ است‌، چرا در قالب‌ گزارش‌هاي‌ مالي‌ روي‌ سايت‌ دانشگاه‌ ارايه‌ نمي‌كنند.
مينو ترابي‌ نيز مي‌گويد: كاهش‌ 12 درصدي‌ در مقابل‌ شهريه‌هاي‌ كلان‌ دانشگاه‌ آزاد هيچ‌ تاؤيري‌ به‌ حال‌ دانشجويان‌ ندارد.
مهيار فرجي‌ نيز تصريح‌ مي‌كند: متاسفانه‌ در ايران‌ مراكز علمي‌ و دانشگاهي‌ براي‌ عقب‌ نماندن‌ از قافله‌ اقتصاد با بهانه‌ افزايش‌ حقوق‌ استادان‌، شهريه‌هاي‌ گراني‌ را به‌ مردم‌ تحميل‌ مي‌كنند. در حالي‌ كه‌ كيفيت‌ تحصيلي‌ فارغ‌التحصيلان‌ پايين‌ و فاقد معيارهاي‌ علمي‌ لازم‌ است‌.
فرشيد سعيدي‌ تنها به‌ اين‌ جمله‌ بسنده‌ مي‌كند كه‌ اگر شهريه‌ها را هم‌ كم‌ كنند، ضعف‌ آموزشي‌ را چطور برطرف‌ مي‌كنند*
مونا همتي‌ نيز بر اين‌ باور است‌ كه‌ نقش‌ دانشگاه‌ آزاد را در كارآفريني‌ و آموزش‌ افرادي‌ كه‌ به‌ هيچ‌ طريقي‌ نمي‌توانند وارد دانشگاه‌هاي‌ دولتي‌ شوند، نمي‌توان‌ انكار كرد. زيرا خوبي‌ دانشگاه‌ آزاد اين‌ است‌ كه‌ هر كس‌ در هر رشته‌يي‌ كه‌ دوست‌ دارد مي‌تواند درس‌ بخواند نه‌ مثل‌ دانشگاه‌ سراسري‌ كه‌ به‌ زور از ميان‌ جاهاي‌ باقيمانده‌ سهميه‌ها، دانشجو پذيرفته‌ مي‌شود. در هر صورت‌ كسي‌ كه‌ به‌ دانشگاه‌ آزاد مي‌رود بايد با تلاشي‌ مضاعف‌ درس‌ بخواند تا هزينه‌يي‌ كه‌ متحمل‌ مي‌شود به‌ هدر نرود.
محمد علايي‌ مي‌گويد: شهريه‌ دانشگاه‌ آزاد در يك‌ ترم‌ حدودا 400 هزار تومان‌ است‌ كه‌ 10 درصد آن‌ 40 هزار تومان‌ مي‌شود. مشكل‌ دانشجويان‌ ما 40 هزار تومان‌ نيست‌ بلكه‌ بايد 200 هزار تومان‌ از شهريه‌ كم‌ شود تا مردم‌ بتوانند خرج‌ دانشگاه‌ آزاد را براحتي‌ تحمل‌ و پرداخت‌ كنند. متاسفانه‌ هنوز در ايران‌ اين‌ نكته‌ جا نيفتاده‌ است‌ كه‌ با تبليغات‌ نمي‌توان‌ مشكلات‌ را حل‌ كرد.
سارا جمالي‌ اظهار مي‌كند: اميدواريم‌ اين‌ طرح‌ در حد حرف‌ نباشد و همچنين‌ شامل‌ شهريه‌هاي‌ واقعا هنگفت‌ دوره‌هاي‌ شبانه‌ مقطع‌ كارشناسي‌ ارشد هم‌ بشود. زيرا پرداخت‌ ترمي‌ يك‌ ميليون‌ و 500 هزار تومان‌ شوخي‌ نيست‌.


 
            
   

نگاهي‌ به‌ تعرفه‌ هاي‌ اورژانس‌ تهران‌-هرماموريت‌ 250 هزار ريال‌"بيمار فروشي ؟نه

اورژانس‌ كشور تعرفه‌ هر بار ماموريت‌ آمبولانس‌ خصوصي‌ در تهران‌ را 250 هزار ريال‌، در مراكز استانها 200 هزار ريال‌ و در ساير شهرستانها 170 هزار ريال‌ اعلام‌ كرد.
دكتر محمد حسن‌ ناصح‌ معاون‌ حوادث‌ و عمليات‌ مركز مديريت‌ حوادث‌ و فوريت‌ هاي‌ پزشكي‌ كشور در گفت‌ وگو با ايسنا با اعلام‌ اين‌ خبر افزود: بر همين‌ اساس‌ براي‌ ساعت‌ دوم‌ اشغال‌ آمبولانس‌ 30 هزار ريال‌ و براي‌ ساعت‌ سوم‌ به‌ بعد 20 هزار ريال‌ منظور مي‌شود، اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ براي‌ انتقال‌ بين‌ شهري‌ در بخش‌ خصوصي‌ 80 درصد تعرفه‌ ورودي‌ و 2 هزار ريال‌ به‌ ازاي‌ هر كيلومتر (فقط‌ مسافت‌ رفت‌) محاسبه‌ مي‌شود.
وي‌ در ادامه‌ از تدوين‌ اصلاحيه‌ آيين‌ نامه‌ مراكز آمبولانس‌ هاي‌ خصوصي‌ خبر داد و گفت‌: پس‌ از تاييد نهايي‌ اصلاحيه‌ توسط‌ وزير بهداشت‌، به‌ دانشگاه‌هاي‌ سراسر كشور ابلاغ‌ خواهد شد. دكتر ناصح‌ با بيان‌ اينكه‌ نظارت‌ مستقيم‌ بر مراكز آمبولانس‌ هاي‌ خصوصي‌ برعهده‌ دانشگاه‌ هاي‌ علوم‌ پزشكي‌ كشور است‌، گفت‌: وزارت‌ بهداشت‌ و اورژانس‌ كشورهم‌ بر روي‌ اين‌ مراكز نظارت‌ عالي‌ دارند كه‌ هم‌ اكنون‌ از اهرم‌ نظارت‌ عالي‌ خود استفاده‌ مي‌كنيم‌.
دكتر ناصح‌ در ادامه‌ توضيح‌ داد: از آنجايي‌ كه‌ سه‌ دانشگاه‌ علوم‌ پزشكي‌ تهران‌، ايران‌ و شهيد بهشتي‌ متولي‌ امر بهداشت‌ و درمان‌ تهران‌ هستند،طي‌ جلسه‌ يي‌ با حضور معاون‌ سلامت‌ و دانشگاه‌هاي‌ علوم‌ پزشكي‌ سه‌ گانه‌ تهران‌ مقرر شد كه‌ نظارت‌ بر مراكز آمبولانس‌ خصوصي‌ تهران‌ به‌ عهده‌ اورژانس‌ تهران‌ باشد.
به‌ گفته‌ وي‌، آمبولانس‌ها واحدهاي‌ سياري‌ هستند كه‌ بيماران‌ را در مناطق‌ مختلف‌ منتقل‌ مي‌ كنند كه‌ براي‌ يكسان‌ سازي‌ نظارت‌ در حال‌ تدوين‌ صورت‌جلسه‌ و ابلاغ‌ آن‌ به‌ دانشگاه‌هاي‌ سه‌گانه‌ تهران‌ هستيم‌. معاون‌ حوادث‌ وعمليات‌ مركز مديريت‌ حوادث‌ و فوريت‌ هاي‌ پزشكي‌ كشور با بيان‌ اينكه‌ از ابتداي‌ سال‌ 83 در پي‌ تشكيل‌ اداره‌ آمبولانس‌هاي‌ خصوصي‌ در اورژانس‌ كشور كار نظارت‌ بر اين‌ مراكز جدي‌ تر پيگيري‌ مي‌ شود، گفت‌: آيين‌نامه‌ مطالعه‌ و وظايف‌ هر يك‌ از دستگاه‌ها اعم‌ از وزارت‌ بهداشت‌، دانشگاه‌ هاي‌ علوم‌ پزشكي‌ و مراجع‌ انتظامي‌ استخراج‌ و با تشكيل‌ جلسات‌ مشترك‌ راهكارهاي‌ عملي‌ اين‌ نظارت‌ بررسي‌ شده‌ است‌.
وي‌ افزود: بر اين‌ اساس‌ دستورالعملهايي‌ نوشته‌ و مقرر شده‌ تا اين‌ مراكز عملكرد آماري‌ خود را به‌ صورت‌ منظم‌ ارايه‌ كنندأ همچنين‌ براي‌ سالم‌ سازي‌ محيط‌ فعاليت‌ آنان‌ تعرفه‌ها هم‌ اصلاح‌ شد.
دكتر ناصح‌ با اشاره‌ به‌ تهيه‌ شناسنامه‌يي‌ براي‌ اين‌ مراكز، يادآور شد: به‌ موجب‌ آن‌ مسوول‌ فني‌، پرسنل‌ و مشخصات‌ آمبولانس‌ به‌ درستي‌ مشخا و براي‌ آمبولانس‌ها كارت‌ معاينه‌ طبي‌ صادر مي‌ شود.
وي‌ يادآور شد: بر اساس‌ هماهنگي‌ به‌ عمل‌ آمده‌ با راهنمايي‌ و رانندگي‌ آمبولانس‌ها بايد صرفا با تاييد مركز اورژانس‌ كشور پلاك‌ گذاري‌ شوند و براي‌ تعويض‌ پلاك‌ هم‌ بايد نامه‌ تاييديه‌ داشته‌ باشند.
وي‌ در ادامه‌ با اشاره‌ به‌ ابلاغ‌ فرم‌ ماموريت‌ متحدالشكل‌ براي‌ مراكز آمبولانس‌ خصوصي‌ مشابه‌ فرم‌ آمبولانس‌هاي‌ 115 گفت‌: دانشگاه‌ها بايد گزارش‌ فعاليت‌ سه‌ ماهه‌ اين‌ مراكز را ارايه‌ دهند و مراكز آمبولانس‌ خصوصي‌ بايد همواره‌ به‌ لحاظ‌ فيزيكي‌، نيروي‌ انساني‌ و آمبولانس‌ تحت‌ نظارت‌ و كنترل‌ باشند.
وي‌ توضيح‌ داد: ساختمان‌ مركز بايد واجد ضوابط‌ خاص‌ و آمبولانس‌ها داراي‌ تجهيزات‌ كافي‌ و استاندارد بوده‌ و نيروي‌ انساني‌ آنان‌ بايد داراي‌ تسهيلات‌ پرستاري‌ يا تكنسين‌ فوريت‌هاي‌ پزشكي‌ يا كاردان‌ هوشبري‌ باشند. معاون‌ مركز مديريت‌ حوادث‌ و فوريت‌ هاي‌ پزشكي‌ افزود: نيروي‌ انساني‌ مراكز آمبولانس‌ خصوصي‌ موظفند هر ساله‌ با گذراندن‌ دوره‌ آموزشي‌ گواهي‌ لازم‌ را دريافت‌ كنند.
وي‌ در ادامه‌ از وجود 20 مركز مجاز آمبولانس‌ خصوصي‌ در تهران‌ خبر داد و افزود: 5 مركز آمبولانس‌ خصوصي‌ در حال‌ دريافت‌ مجوزندأ اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ به‌ مركز 118 هم‌ اعلام‌ شده‌ صرفا مراكز آمبولانس‌ خصوصي‌ مجاز را به‌ اطلاع‌ شهروندان‌ تهراني‌ برساند.
معاون‌ حوادث‌ و عمليات‌ مركز مديريت‌ حوادث‌ و فوريت‌ هاي‌ پزشكي‌ در پايان‌ يادآور شد: ما از خدمات‌ مراكز آمبولانس‌ خصوصي‌ در چارچوب‌ مقررات‌ و قوانين‌ حمايت‌ مي‌ كنيم‌ تا نه‌ به‌ بيمارفروشي‌ و كسب‌ درآمد غير مشروع‌ منتهي‌ و نه‌ در حق‌ مردم‌ اجحاف‌ شود، لذا در اين‌ راستا پيشنهاد تشكيل‌ صنفي‌ را داده‌ ايم‌ تا با تعامل‌ با اين‌ صنف‌ تصميماتي‌ براي‌ آنان‌ اتخاذ شود.
وزارت‌ بهداشت‌ به‌ دنبال‌ تغيير ساختار اورژانس‌ كشور
طرح‌ تغيير ساختار اورژانس‌ كشور در وزارت‌ بهداشت‌ پيگيري‌ مي‌ شود.
دكتر فرزاد پناهي‌ رييس‌ اورژانس‌ كشور، در گفت‌وگو با ايلنا، افزود: طرح‌ تغيير ساختار اورژانس‌ كشور هنوز به‌ مجلس‌ نرفته‌ و در خود وزارت‌ بهداشت‌ در حال‌ پيگيري‌ و كار كارشناسي‌ است‌.
وي‌ افزود: قرار است‌ اورژانس‌ كشور تبديل‌ به‌ يك‌ سازمان‌ مجهز شود اما هنوز اين‌ طرح‌ به‌ مرحله‌ مشخصي‌ نرسيده‌ است‌.
به‌ گفته‌ پناهي‌، در حال‌ حاضر تغيير ساختار اورژانس‌ كشور به‌ گونه‌يي‌ اجرا مي‌ شود كه‌ تمامي‌ مباحث‌ مربوط‌ به‌ حوادث‌ غيرمترقبه‌ و اورژانس‌ پيش‌ بيمارستاني‌ باهم‌ ادغام‌ شوند. وي‌ تصريح‌ كرد: تمامي‌ اين‌ وظايف‌ به‌ وزارت‌ بهداشت‌ منتقل‌ مي‌شود كه‌ البته‌ تاكنون‌ بخشي‌ از اين‌ وظايف‌ به‌ وزارت‌ بهداشت‌ انتقال‌ يافته‌ است‌. وي‌ يادآور شد: به‌ هيچ‌ عنوان‌ بحث‌ استقلال‌ اورژانس‌ مطرح‌ نيست‌ و در واقع‌ تغيير ساختار اورژانس‌ براي‌ ساماندهي‌ كارهاي‌ اورژانسي‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
پناهي‌ در پايان‌ گفت‌: طرح‌ تغيير ساختار اورژانس‌ پس‌ از بررسي‌ در وزارت‌ بهداشت‌، به‌ سازمان‌ مديريت‌ ارجاع‌ مي‌شود تا اين‌ سازمان‌ با برآورد هزينه‌ها و بررسي‌هاي‌ كارشناسي‌، اين‌ بحث‌ را به‌ مجلس‌ ارايه‌ دهد.


 
            
   

حيرت‌ مسيحيان‌ انگليس‌ از نگاه‌ ايرانيان‌ به‌ مريم‌ مقدس‌

در جهت‌ تبليغ‌ براي‌ جامعه‌ مسيحي‌ و اهل‌ سنت‌ در شهر منچستر انگلستان‌، مركز اسلامي‌ منچستر با همكاري‌ انجمن‌ دانشجويان‌ ايراني‌ دانشگاه‌ منچستر، تصميم‌ به‌ پخش‌ فيلم‌ مريم‌ مقدس‌ (دوبلاژ انگليسي‌) براي‌ عموم‌ مردم‌ با حضور نويسنده‌ فيلمنامه‌، حجت‌الاسلام‌ والمسلمين‌ سعيد بهمن‌پور گرفت‌. اين‌ برنامه‌ در سالن‌ كنفرانس‌ دانشگاه‌ منچستر برگزار شد، كه‌ مصادف‌ با ايام‌ كريسمس‌ مسيحيان‌ بود. حدود 400 نفر از مليت‌ها، اديان‌ و مذاهب‌ مختلف‌ شركت‌ كردند و فيلم‌ تاؤير مثبتي‌ براي‌ بينندگان‌ داشت‌ بطوري‌ كه‌ مسيحيان‌ شركت‌كننده‌ از وجود چنين‌ جايگاهي‌ براي‌ حضرت‌ مريم‌ در اسلام‌ و شباهت‌هاي‌ زياد بين‌ اسلام‌ و مسيحيت‌ تعجب‌ كرده‌ بودند. همچنين‌ در پايان‌ فيلم‌ جلسه‌ پرسش‌ و پاسخ‌ توسط‌ دكتر بهمن‌پور برگزار شد كه‌ در آن‌، حضار سوالات‌ مورد نظر خود را مطرح‌ كردند.

 
            
   

ايران‌، بهشت‌ زلزله‌ شناس‌ ها

از آنجا كه‌ در ايران‌ همه‌ گونه‌ زلزله‌يي‌ اتفاق‌ مي‌افتد، اين‌ كشور بهترين‌ منطقه‌ براي‌ مطالعه‌ زلزله‌ و بهشت‌ زلزله‌ شناس‌ها است‌. يوسف‌ بزرگ‌نيا، معاون‌ مركز تحقيقات‌ مهندسي‌ زلزله‌ دانشگاه‌ بركلي‌ كه‌ در گردهمايي‌ فارغ‌ التحصيلان‌ شريف‌ در دانشگاه‌ بين‌المللي‌ كيش‌ شركت‌ كرده‌ بود، گفت‌: مساله‌ زلزله‌ در ايران‌، مساله‌يي‌ بسيار جدي‌ است‌. در اين‌ كشور زلزله‌ خيز 22 ميليون‌ نفر در ساختمان‌ هاي‌ آجري‌ كه‌ در برابر زلزله‌ مقاوم‌ نيستند زندگي‌ مي‌ كنند و به‌ همين‌ علت‌ ما در هر زلزله‌ شاهد خسارات‌ جاني‌ و مالي‌ زيادي‌ هستيم‌.

 
            
   

زندگي‌ عروس‌ 4 ساله‌ و داماد 6 ساله‌ آغاز شد

پسر 6 ساله‌يي‌ كه‌ به‌ همراه‌ دختر 4 ساله‌يي‌ در لباس‌ عروس‌ و داماد به‌ همت‌ بزرگترها در تالاري‌ جشن‌ نامزدي‌ گرفته‌ بودند، از بازي‌ شاد و جديدشان‌ احساس‌ رضايت‌ مي‌كنند.شايد بيش‌ از آنكه‌ دعوت‌ شدگان‌ به‌ جشن‌ نامزدي‌ شوكه‌ باشند، اين‌ دو كودك‌ حيرت‌ زده‌ هستند. پسرك‌ در لباس‌ دامادي‌ از اينكه‌ همه‌ آمده‌ اند و به‌ او و هانيه‌ كه‌ لباس‌ عروس‌ پوشيده‌ و كنارش‌ روي‌ يك‌ صندلي‌ نشسته‌، نگاه‌ مي‌ كنند، احساس‌ لذت‌ مي‌كند. او در عالم‌ كودكانه‌ اش‌ از اين‌ همه‌ توجه‌، نقل‌ و پول‌ و شادي‌ و خودرويي‌ كه‌ پدر برايش‌ خريده‌، روحش‌ به‌ پرواز درآمده‌ است‌ و اين‌ همه‌ را مديون‌ حضور هانيه‌ 4 ساله‌ در لباس‌ عروس‌ در كنار خود مي‌ داند. براي‌ همين‌ وقتي‌ از او مي‌پرسم‌: هانيه‌ را چقدر دوست‌ داري‌* بلافاصله‌ تمام‌ 10 انگشت‌ دستش‌ را نشان‌ مي‌دهد. پدر اميرحسين‌ كه‌ 27 سال‌ دارد، مي‌گويد: 8 سال‌ قبل‌ وقتي‌ به‌ خانه‌ پدري‌ام‌ در همدان‌ رفتم‌، همسرم‌ را اتفاقي‌ ديدم‌ و به‌ او علاقه‌مند شدم‌. بعد از ازدواج‌ خوشبخت‌ بوديم‌ تا اينكه‌ اميرحسين‌ متولد شد و من‌ به‌ بزرگترين‌ آرزويم‌ رسيدم‌. وقتي‌ پسرم‌ 6 ساله‌ شد، تصميم‌ گرفتم‌ برايش‌ جشني‌ بگيرم‌ كه‌ با ديدن‌ هانيه‌ ناگهان‌ به‌ ذهنم‌ رسيد آنها را نامزد كنيم‌ و اين‌ جشن‌ را با شور بيشتري‌ برگزار كنيم‌. همسرم‌ و خانواده‌ هانيه‌
قبول‌ كردند. وي‌ افزود: وقتي‌ كارت‌ عروسي‌ را براي‌ ميهمانان‌ فرستاديم‌، همه‌ فكر مي‌كردند شوخي‌ مي‌كنيم‌. ولي‌ وقتي‌ وارد تالار شدند، همه‌ متعجب‌ شده‌ بودند و براي‌ خوشبختي‌شان‌ دعا مي‌ كردند. وي‌ گفت‌: اميرحسين‌ و هانيه‌ هر روز همديگر را مي‌بينند و بازي‌ مي‌كنند و همديگر را دوست‌ دارند و ما سعي‌ مي‌كنيم‌ تا وقتي‌ كه‌ به‌ سن‌ نوجواني‌ برسند، آنها را به‌ عقد هم‌ درآوريم‌.اين‌ مرد گفت‌: اگر جوانان‌ و خانواده‌ ها در امر ازدواج‌ سختگيري‌ نكنند، اين‌ مشكل‌ براي‌ آنها حل‌ مي‌شود.اميرحسين‌ در حالي‌ كه‌ راضي‌ به‌ نظر مي‌رسد، مي‌گويد: اگر هانيه‌ با من‌ قهر كند، من‌ فورا با او آشتي‌ مي‌ كنم‌ و از او مي‌خواهم‌ كه‌ با اسباب‌ بازي‌ هايمان‌ بازي‌ كنيم‌. وي‌ مي‌گويد: من‌ برنج‌ را با ماست‌ خيلي‌ دوست‌ دارم‌ و فكر كنم‌ هانيه‌ بلد باشد تا اين‌ غذا را درست‌ كند.

 
            
   

بزرگترين‌ هواپيماي‌ جهان‌ به‌ اوكراين‌ بازگشت‌

بزرگترين‌ هواپيماي‌ جهان‌ كه‌ »روسلان‌« ناميده‌ مي‌شود، پس‌ از يك‌ سال‌ و نيم‌ به‌ اوكراين‌ بازگردانده‌ شد.به‌ گزارش‌ ايسنا به‌ نقل‌ از شبكه‌ 5 اوكراين‌، اين‌ هواپيما كه‌ در جهان‌ بي‌نظير و بزرگترين‌ هواپيماي‌ جهان‌ ناميده‌ مي‌شود، ساخت‌ كارخانه‌ »جات‌ آنتونف‌« است‌ و آنتونف‌ 124 100 ام‌ ناميده‌ مي‌شود. اين‌ هواپيما يك‌ سال‌ و نيم‌ پيش‌ به‌ دليل‌ بدهي‌ دولت‌ اوكراين‌ به‌ كانادا در اين‌ كشور بازداشت‌ شد و امسال‌ و پس‌ از يك‌ سال‌ و نيم‌ به‌ اوكراين‌ تحويل‌ داده‌ شد. بنا بر اظهارات‌ مدير شركت‌ هواپيمايي‌ اوكراين‌، تمامي‌ بدهي‌هاي‌ خارجي‌ اين‌ كشور به‌ كانادا پرداخت‌ شده‌ و بعد از اين‌ هواپيماي‌ روسلان‌ براحتي‌ مي‌تواند به‌ تمامي‌ نقاط‌ دنيا پرواز داشته‌ باشد.هم‌اكنون‌ از اين‌ هواپيما به‌ عنوان‌ هواپيماي‌ ترابري‌ ناتو استفاده‌ مي‌شود.

 
            
   

ماجراي‌ فيلم‌ خصوصي‌ عروسي‌ جنيفر لوپز

پليس‌ نيويورك‌ دو نفر كه‌ قصد فروش‌ فيلم‌ مراسم‌ عروسي‌ جنيفر لوپز و مارك‌ آنتوني‌ را داشتند، دستگير كرده‌ است‌. گفته‌ مي‌شود تيتو موسس‌ و استيون‌ ورتمن‌ بعد از آنكه‌ تلاش‌ كردند فيلم‌ را به‌ رسانه‌هاي‌ امريكا بفروشند حاضر شده‌ بودند آن‌ را به‌ قيمت‌ يك‌ ميليون‌ دلار به‌ لوپز و آنتوني‌ بازگردانند.
به‌ گزارش‌ بي‌بي‌سي‌، يك‌ نسخه‌ از فيلم‌ عروسي‌ اين‌ زوج‌ سرشناس‌ در لپ‌ تاپ‌ آنتوني‌ بوده‌ كه‌ ماه‌ اكتبر از خودرو وي‌ در نيوجرسي‌ ربوده‌ شده‌ بود.در كيفر خواست‌ تنظيم‌ شده‌، توطئه‌، سرقت‌ و در اختيار داشتن‌ جنس‌ دزدي‌ به‌ عنوان‌ جرايم‌ متهمان‌ ذكر شده‌ است‌. بر اساس‌ شكايت‌ ؤبت‌ شده‌ در پرونده‌، موسس‌ 31 ساله‌ و ورتمن‌ 49 ساله‌ سعي‌ كرده‌اند فيلم‌ عروسي‌ را قبل‌ از تماس‌ با وكيل‌ شركت‌ آنتوني‌ به‌ رسانه‌هاي‌ امريكا بفروشند.يك‌ كارآگاه‌ پليس‌ نيويورك‌ خود را به‌ عنوان‌ يكي‌ از همكاران‌ آنتوني‌ جا زده‌ و يك‌ هفته‌ قبل‌ از بازداشت‌، با متهمان‌ به‌ مذاكره‌ پرداخته‌ بود. آنتوني‌ و لوپز ماه‌ ژوئن‌ 2004 طي‌ مراسمي‌ خصوصي‌ در خانه‌ جنيفر لوپز در لس‌ آنجلس‌ عروسي‌ كرده‌ بودند.

 
            
   

انواع‌ خشونت‌ خانگي‌

كبودي‌ ها
خشونت‌ در خانواده‌ معنا و مفهوم‌ مختلفي‌ را در بر مي‌گيرد. خشونت‌ والدين‌ با فرزندان‌، فرزندان‌ نسبت‌ به‌ هم‌، مرد نسبت‌ به‌ زن‌ و برعكس‌ جزو خشونت‌هاي‌ خانوادگي‌ هستند. اما شايع‌ترين‌ نوع‌ خشونت‌، رفتار خشونت‌آميز و همراه‌ با سلطه‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ است‌. اين‌ خشونت‌ مي‌تواند درقالب‌ خشونت‌هاي‌ جسماني‌، جنسي‌، رواني‌ و روحي‌ و عاطفي‌ باشد. اما يكي‌ از شاخاترين‌ نمونه‌هاي‌ خشونت‌ خانگي‌ محدود كردن‌ زنان‌ در خانواده‌ است‌. از سوي‌ ديگر زماني‌ كه‌ فردي‌ در خانواده‌ تهديد مي‌شود نيز نوعي‌ خشونت‌ روي‌ داده‌ است‌. همچنين‌ خشونت‌ مي‌تواند هميشگي‌ يا موقتي‌ باشد و زمان‌ خاصي‌ را شامل‌ نمي‌ شود. بايد در نظر داشت‌ كه‌ تمام‌ اشكال‌ خشونت‌ جسمي‌، جنسي‌، رواني‌، اقتصادي‌، عاطفي‌ و... از قدرت‌طلبي‌ و سلطه‌گري‌ فرد آزاررسان‌ ناشي‌ مي‌ شود.
گزارش‌هاي‌ جهاني‌ خشونت‌ در خانواده‌ معمولا زنان‌ و كودكان‌ را به‌ عنوان‌ قربانيان‌ اصلي‌ و مردان‌ را به‌ عنوان‌ افراد خاطي‌ معرفي‌ مي‌كنند. بر اساس‌ آمار جهاني‌ حدود 90 درصد قربانيان‌ خشونت‌هاي‌ خانگي‌ زنان‌ و 10 درصد مرد هستند. اين‌ آمار نشان‌ مي‌دهد مردان‌ نيز مورد سوءرفتار زنان‌ قرار مي‌گيرند اما بيشتر خشونت‌هاي‌ خانگي‌ بويژه‌ خشونت‌هاي‌ خطرناك‌ و منجر به‌ جرح‌ و مرگ‌، از سوي‌ مردان‌ عليه‌ دختران‌ و زنان‌ صورت‌ مي‌گيرد. از سوي‌ ديگر مرداني‌ كه‌ مورد خشونت‌ زنان‌ قرار مي‌گيرند پس‌ از ترك‌ خانه‌ با تهديد جاني‌ مواجه‌ نيستند اما زنان‌ پس‌ از ترك‌ خانه‌ و حتي‌ جدايي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ مورد آزار و اذيت‌ مردان‌ قرار گيرند.
اما انواع‌ خشونت‌هاي‌ خانگي‌ چيست‌ و چه‌ نوع‌ اعمالي‌ را شامل‌ مي‌شود.
خشونت‌هاي‌ جسماني‌
هر نوع‌ ضرب‌ و جرح‌ و زد و خورد فيزيكي‌ مانند سيلي‌، لگد، نيشگون‌، كشيدن‌ مو، گاز گرفتن‌، كشيدن‌ شديد دست‌ و پا، هل‌ دادن‌، ضربات‌ شديد، پاشيدن‌ اسيد، سوزاندن‌، پرتاب‌ اشيا، ايجاد خراش‌ و... جزو خشونت‌هاي‌ جسماني‌ محسوب‌ مي‌شود. خشونت‌هاتي‌ جسماني‌ هميشه‌ اثری از خود بر جاي‌ مي‌گذارد. هر چند برخي‌ موارد اثرضربات‌ وارد شده‌ بر بدن‌ به‌ دليل‌ پوشيده‌ بودن‌ آن‌ ناحيه‌ كمتر هويدا مي‌شود اما مي‌توان‌ با دقت‌ در اين‌ نواحي‌ اثرآن را يافت‌.
تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ كه‌ يكي‌ از خشونت‌هاي‌ فيزيكي‌ ناپيدا، تجاوز جنسي‌ است‌ كه‌ شايد بدترين‌ آثارروحي‌ و جسمي‌ را در فرد آزار ديده‌ برجاي‌ مي‌گذارد. تماس‌ جنسي‌ اجباري‌ كه‌ مرد در مقام‌ شوهر به‌ همسر خود تحميل‌ مي‌كند نيز در بسياري‌ از فرهنگ‌ها تجاوز جنسي‌ محسوب‌ مي‌ شود. در اين‌ نوع‌ فرهنگ‌ها تمكين‌ تنها به‌ خواسته‌ مرد به‌ دليل‌ شوهر بودن‌ نيست‌ و انجام‌ اين‌ عمل‌ پيگرد قانوني‌ دارد. همچنين‌ زناي‌ با محارم‌، يكي‌ ديگر از خشونت‌هاي‌ خانگي‌ است‌ كه‌ تقريبا در همه‌ جاي‌ دنيا، عملي‌ غيرقانوني‌ و سزاوار مجازات‌هاي‌ سنگين‌ است‌. تجاوز به‌ محارم‌ به‌ دليل‌ اختلالات‌ رواني‌ يا مسائل‌ روحي‌ خاصي‌ حادث‌ مي‌شود و در ايران‌ با توجه‌ به‌ قوانين‌ حقوقي‌ و جزايي‌ در اين‌ نوع‌ تجاوز فرد متجاوز به‌ اشد مجازات‌، محكوم‌ مي‌شود. البته‌ در بسياري‌ موارد به‌ دليل‌ شرايط‌ خانوادگي‌ و شرعي‌ كه‌ فرد متجاوز در دختران‌ تجاوز شده‌ ايجاد مي‌ كند، باعث‌ مي‌شود اين‌ نوع‌ تجاوز مخفي‌ بماند و تا زماني‌ كه‌ آثارآن‌ (چون‌ برداشته‌ شدن‌ بكارت‌ و حاملگي‌) هويدا نشود، كسي‌ از آن‌ مطلع‌ نشود. همچنين‌ اين‌ نوع‌ تجاوزها به‌ دليل‌ اينكه‌ در دسترس‌ است‌ و فرد براحتي‌ مي‌تواند عمل‌ وقيح‌ خود را انجام‌ دهد، بارها و به‌ كرات‌ تكرار مي‌شود.
خشونت‌هاي‌ ناپيدا
علاوه‌ بر خشونت‌هاي‌ جسمي‌ و فيزيكي‌ كه‌ معمولا از خود اؤري‌ بر جاي‌ مي‌گذارند و در بسياري‌ موارد قابل‌ تشخيا هستند، نوعي‌ خشونت‌ وجود دارد كه‌ در ظاهر خشونت‌ به‌ نظر نمي‌رسد اما در عمل‌ آؤار زيان‌باري‌ بر جاي‌ گذاشته‌ و تحمل‌ آن‌ بسيار مشكل‌ است‌. اين‌ نوع‌ آزار ناامني‌ عاطفي‌ است‌ كه‌ شايد بعد از آزارهاي‌ جسمي‌، بدترين‌ شكل‌ خشونت‌ خانگي‌ عليه‌ زنان‌ باشد. از سوي‌ ديگر دروغ‌ گفتن‌، نفقه‌ ندادن‌، به‌ زن‌ و خواسته‌هاي‌ مطلوب‌ او بي‌توجه‌ بودن‌، دير به‌ خانه‌ آمدن‌، چشم‌ چراني‌ كردن‌، به‌ قول‌ و قرارهاي‌ خانوادگي‌ بي‌اعتنايي‌ كردن‌، با خانواده‌ درد دل‌ نكردن‌ و... نيز به‌ نوعي‌ خشونت‌ خانگي‌ عليه‌ زنان‌ به‌ حساب‌ مي‌ آيد.
خشونت‌ كلامي‌
از ديدگاه‌ روانشناسان‌ و مشاوران‌ خانواده‌، حرف‌هاي‌ آزار دهنده‌، رفتار خشونت‌آميز محسوب‌ مي‌شود. اين‌ حرف‌هاي‌ آزاردهنده‌ و ناخوشايند معمولا به‌ صورت‌ ناسزا، لحن‌ تند، تحقير، تمسخر، تشر، استهزا و... است‌ كه‌ مي‌تواند به‌ خشونت‌ خانگي‌ فيزيكي‌ در چارچوب‌ خانه‌ منجر شود. اما تحقير و تمسخر بارزترين‌ مشكل‌ خشونت‌ كلامي‌ است‌. تحقير و تمسخر شخصيت‌ زن‌ برابر فرزندان‌، دوستان‌، فاميل‌ و آشنايان‌ با كلمات‌ و جملاتي‌ مانند »نمي‌فهمي‌، نمي‌تواني‌، نمي‌داني‌، حرف‌ احمقانه‌ نزن‌، تو نظر نده‌، چرا مثل‌ بقيه‌ زنها نيستي‌ و...« مي‌ تواند اعتماد به‌ نفس‌ را كم‌ كند.
همچنين‌ تحقير و تمسخر فعاليت‌هاي‌ زن‌ در خانه‌ مانند ايراد گرفتن‌ از آشپزي‌، خانه‌داري‌، بچه‌داري‌، مقايسه‌ خانه‌داري‌ همسر با ديگر زنان‌ بويژه‌ مادر شوهر، خواهرشوهر، مادر زن‌ و... نيز خشونت‌ كلامي‌ خانگي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد.
يكي‌ ديگر از خشونت‌هاي‌ كلامي‌، سكوت‌ آزار دهنده‌ است‌ كه‌ مي‌تواند به‌ مانند كلام‌ آزار دهنده‌ يك‌ سلاح‌ خشونتي‌ عاطفي‌ باشد كه‌ برخي‌ از مردان‌ براي‌ تنبيه‌ همسر يا دختر خود از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند. اين‌ نوع‌ رفتار نيز باعث‌ خودباختگي‌ و از بين‌ رفتن‌ اعتماد به‌ نفس‌ و شخصيت‌ زن‌ مي‌شود.

 
            
   

روايت‌ زنان‌ خشونت‌ ديده‌ "درد هاي‌ بي‌ ذره‌ ذره‌ مردن‌

خشونت‌ خانگي‌ فقط‌ در جايي‌ ديگر و براي‌ كسي‌ ديگر رخ‌ نمي‌ دهد، خشونت‌ عليه‌ زن‌ در همين‌ جا و براي‌ ما و دوستان‌ و اقوامان‌ رخ‌ مي‌دهد. نمونه‌ هايي‌ از اين‌ زندگي‌ تلخ‌ ،هشدار دهنده‌ است‌:
روايت‌ يك‌ مادر
فاطمه‌: ما رفته‌ بوديم‌ دنبال‌ نوه‌ مان‌ كه‌ روز تعطيل‌ را با ما باشد كه‌ ديديم‌ دخترمان‌ با چشمي‌ كبود و گردني‌ قرمز و برافروخته‌ منتظر ايستاده‌ است‌. او گفت‌ كه‌ شب‌ قبل‌ از شوهرش‌ كتك‌ خورده‌ و اين‌ اولين‌ بار نبوده‌ كه‌ چنين‌ اتفاقي‌ افتاده‌ است‌. چهار سال‌ اين‌ وضعيت‌ ادامه‌ داشته‌ و با يك‌ سيلي‌ شروع‌ شده‌ بود. وقتي‌ هم‌ كه‌ كتك‌ نمي‌ زده‌ از لحاظ‌ رواني‌ او را آزار داده‌ است‌. داماد سابق‌ ما هنوز هم‌ بعد از يك‌ سال‌ كه‌ از هم‌ جدا شده‌ اند مي‌ گويد كه‌ حق‌ داشته‌ دخترمان‌ را بزند و هرگز ابراز تاسف‌ نكرده‌ است‌. به‌ عنوان‌ مادري‌ كه‌ دخترش‌ مورد سوءرفتار بوده‌ به‌ شما توصيه‌ مي‌ كنم‌ كه‌ به‌ پدر و مادرتان‌، برادرتان‌، خواهرتان‌ يا دوستان‌ خود هر چه‌ زودتر حقيقت‌ را بگوييد. آبروريزي‌ و تحقيرآميز هست‌ اما بهتر از آن‌ است‌ كه‌ در رابطه‌يي‌ خشونت‌ آميز و خطرناك‌ بمانيد. مرد خشن‌ عوض‌ نمي‌ شود. حرفم‌ را باور كنيد. تقصير شما نيست‌ حتي‌ اگر او مرتب‌ مي‌ گويد كه‌ تقصير از تو بوده‌ است‌!
زندگي‌ سياه‌ من‌
آذر: كودكي‌ هشت‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ به‌ خانه‌ مادرم‌ برگشتم‌. مدت‌ دو سال‌ از طلاق‌ پدر و مادرم‌ مي‌ گذشت‌ و در اين‌ مدت‌ دوران‌ خوشي‌ را در كنار پدرم‌ گذرانده‌ بودم‌. روزهاي‌ تعطيل‌ را با پدرم‌ بودم‌ اما موقع‌ برگشتن‌ به‌ خانه‌ وحشت‌ تمام‌ وجود من‌ را مي‌ گرفت‌.
فكر مي‌ كردم‌ وقتي‌ برگردم‌ خانه‌ با چه‌ وضعي‌ روبرو خواهم‌ شد* چه‌ ساعتي‌ از شب‌ با فريادهاي‌ مادرم‌ بيدار خواهم‌ شد* و كي‌ آمبولانس‌ براي‌ بردن‌ او به‌ اورژانس‌ بيمارستان‌ از راه‌ خواهد رسيد*
لحظات‌ هولناك‌ زيادي‌ را بخاطر مي‌ آورم‌: روزي‌ كه‌ روي‌ ناپدري‌ ام‌ چاقو كشيدم‌ تا دست‌ هايش‌ را از دور گلوي‌ مادرم‌ رها كندأ نشستن‌ زير سايه‌ درخت‌ با مادرم‌ در تابستان‌ (چون‌ نور آفتاب‌ نبايد به‌ سوختگي‌ هاي‌ بدنش‌ مي‌خورد)أ پاك‌ كردن‌ لكه‌ هاي‌ خون‌ از روي‌ ديوار اتاق‌ ناخواهري‌ يك‌ ساله‌ ام‌ كه‌ دعواي‌ شب‌ قبل‌ در آنجا شروع‌ شده‌ بود. حدود 15 سالم‌ بود كه‌ او را ترك‌ كرديم‌ و مادرم‌ قدرت‌ جدا شدن‌ از ناپدري‌ام‌ را پيدا كرد. اصلا مهم‌ نيست‌ كه‌ چقدر به‌ يك‌ نفر وابسته‌ هستيد يا او را دوست‌ داريد يا اينكه‌ آنها چقدر بعضي‌ اوقات‌ مهربان‌ مي‌ شوند، براي‌ اين‌ كه‌ از خشونت‌ خانگي‌ نجات‌ پيدا كنيد بايد خيلي‌ قوي‌ باشيد تا بتوانيد زندگي‌ عاري‌ از وحشت‌ را از نو بسازيد. توصيه‌ من‌ به‌ شما اين‌ است‌ كه‌ خود را آدمي‌ قوي‌ بدانيد خواندن‌ اين‌ مطالب‌ و فكر كردن‌ به‌ آن‌ قدرت‌ مي‌خواهد.
زنان‌ جايي‌ براي‌ گريختن‌ نداشتند
مريم‌: من‌ در خانواده‌يي‌ بزرگ‌ شدم‌ كه‌ يك‌ مرد توانست‌ تمام‌ اعضاي‌ آن‌ را مورد شقاوت‌ قرار دهد چه‌ جسمي‌ و چه‌ روحي‌.
بعد از 30 سال‌ تازه‌ مي‌فهمم‌ كه‌ وضعيت‌ ما چه‌ ابعادي‌ داشته‌ و با درد دل‌ كردن‌ با مادرم‌ متوجه‌ شده‌ام‌ كه‌ چرا پدرم‌ را تحمل‌ كرده‌ است‌. سالها پيش‌ زنان‌ جايي‌ براي‌ گريختن‌ نداشتند، پس‌ مي‌ ماندند و خشونت‌ ها را تحمل‌ مي‌كردند اما اكنون‌ مي‌ دانند كه‌ راه‌ فراري‌ هست‌. ما نمي‌ توانيم‌ رفتار ديگران‌ را كنترل‌ كنيم‌ تنها كاري‌ كه‌ مي‌شود كرد نه‌ گفتن‌ است‌. نفي‌ كردن‌ تمام‌ رفتارهاي‌ ناسالم‌ و خشن‌. اين‌ يقينا اولين‌ گام‌ به‌ سوي‌ رها شدن‌ از سوءرفتار است‌. اساس‌ عشق‌، خشونت‌ ذهني‌ و روحي‌ و جسمي‌ نيست‌. ما همه‌ سزاوار رابطه‌يي‌ هستيم‌ كه‌ بتوانيم‌ در آن‌ رشد كنيم‌ نه‌ اينكه‌ عزت‌ نفس‌ خود را از دست‌ بدهيم‌.
مي‌گويد من‌ احمقم‌
زهرا: شوهر من‌ يك‌ نظامي‌ است‌. بعد از سالها سوءرفتار عاطفي‌ و تهديد جاني‌، او تصميم‌ گرفته‌ است‌ كه‌ من‌ را طلاق‌ بدهد. او هرگز اجازه‌ نداد من‌ تقاضاي‌ طلاق‌ كنم‌. من‌ درجه‌ دكترا دارم‌ اما او هميشه‌ به‌ من‌ مي‌ گويد احمقم‌ و هيچ‌ مردي‌ هرگز حاضر نخواهد شد با من‌ زندگي‌ كند. اگر مردي‌ هم‌ به‌ من‌ علاقه‌ نشان‌ بدهد براي‌ لذت‌ آني‌ خواهد بود.
پدر و مادرش‌ هنوز هم‌ قبول‌ ندارند كه‌ گل‌ پسرشون‌ مرد بدي‌ است‌. دو سال‌ طول‌ كشيد تا تقاضاي‌ طلاق‌ شوهرم‌ به‌ مرحله‌ نهايي‌ دادگاه‌ برسد. عيبي‌ ندارد من‌ به‌ پايان‌ سياهي‌ شب‌ و رسيدن‌ نور سحرگاه‌ چشم‌ دوخته‌ام‌ و مي‌دانم‌ كه‌ سرانجام‌ آزاد خواهم‌ شد. نصيحت‌ من‌ به‌ شما اين‌ است‌ كه‌ با دوستان‌ خود حرف‌ بزنيد. سكوت‌ نكنيد. من‌ ده‌ سال‌ به‌ هيچكس‌ نگفتم‌ حالا كه‌ فكر مي‌ كنم‌ مي‌ بينم‌ كه‌ ديوانه‌ بودم‌ كه‌ تظاهر مي‌ كردم‌ همه‌ چيز خوب‌ و عالي‌ است‌. در رابطه‌يي‌ بد و خشن‌ نمانيد. ما همه‌ فقط‌ يك‌ بار زندگي‌ مي‌ كنيم‌. وقتي‌ از يك‌ رابطه‌ ناهنجار رها مي‌ شويم‌ تازه‌ مي‌ فهميم‌ كه‌ مرغ‌ همسايه‌ واقعا غازه‌.
رها شدن‌ ممكن‌ است‌
رويا: من‌ 29 سال‌ با مردي‌ خشن‌ زندگي‌ كردم‌ اما آن‌ سال‌ ها هرگز قبول‌ نمي‌ كردم‌ كه‌ او چنين‌ آدمي‌ است‌. چون‌ خيلي‌ محبوب‌ است‌ و همه‌ او را دوست‌ دارند. بيشتر اوقات‌ نظرات‌ من‌ را رد مي‌ كرد يا حرفم‌ را قطع‌ مي‌ كرد و اجازه‌ نمي‌ داد حرفم‌ را تمام‌ كنم‌. اين‌ وضعيت‌ تا جايي‌ رسيد كه‌ من‌ باور كردم‌ حرف‌ و نظرم‌ مهم‌ نيست‌. شده‌ بودم‌ موضوع‌ جوك‌ آقا. به‌ بچه‌ ها مي‌گفت‌: چقدر مادرتون‌ احمق‌ است‌. به‌ من‌ مي‌گفت‌ هيچ‌ لباسي‌ به‌ تو نمياد و چاق‌ و زشت‌ هستي‌. وقتي‌ از مهماني‌ برمي‌ گشتيم‌ معمولا به‌ بهانه‌ مستي‌ به‌ من‌ مشت‌ و لگد مي‌ زد و تهمت‌ مي‌ زد كه‌ من‌ با مردها »لاس‌« زده‌ام‌! در حالي‌ كه‌ اين‌ من‌ بودم‌ كه‌ چشم‌ چرانيهاي‌ او را تحمل‌ كرده‌ بودم‌. او حتي‌ از يك‌ رابطه‌ نامشروع‌ يك‌ بچه‌ دارد كه‌ البته‌ منكر
مي‌ شود. هر روز از پنجره‌ آشپزخانه‌ به‌ بيرون‌ زل‌
مي‌ زدم‌ و آرزو مي‌كردم‌ كه‌ اي‌ كاش‌ زندگي‌ ديگري‌ داشتم‌. به‌ خودم‌ مي‌ گفتم‌ باز هم‌ جاي‌ شكرش‌ باقي‌ است‌ كه‌ فقط‌ من‌ را مي‌ زند و به‌ بچه‌ ها كاري‌ ندارد. حتما خودش‌ هم‌ از كارش‌ پشيمان‌ است‌. او گاهي‌ گريه‌ مي‌ كرد و مي‌ گفت‌ كه‌ بچگي‌ بدي‌ داشته‌ و رفتارش‌ ناشي‌ از روزهاي‌ تلخ‌ گذشته‌ است‌ و اگر من‌ بروم‌ خودش‌ را خواهد كشت‌. من‌ هم‌ با صورتي‌ كبود يا دماغي‌ شكسته‌ به‌ اين‌ مرد شكنجه‌ گر نگاه‌ مي‌ كردم‌ و او را مي‌ بخشيدم‌. در اين‌ طور رابطه‌ ها كار به‌ جايي‌ مي‌ رسد كه‌ گيج‌ و مات‌ فكر مي‌ كني‌ كه‌ سيلي‌ زدن‌ او نشانه‌ عشقش‌ است‌. پنج‌ بار او را ترك‌ كردم‌ و پنج‌ بار به‌ خاطر التماس‌ هايش‌ بازگشتم‌. هر بار كه‌ برگشتم‌ سيلي‌ هايش‌ محكم‌ تر شد و تهديدهايش‌ بخشي‌ دايمي‌ از زندگي‌ ما.
آنقدر از او مي‌ ترسيدم‌ كه‌ براي‌ جلوگيري‌ از خشم‌ و غضبش‌ آرام‌ و بي‌ سر و صدا در خانه‌ راه‌ مي‌ رفتم‌ و به‌ بچه‌ ها مي‌ گفتم‌ كه‌ آنها هم‌ ساكت‌ باشند. دوستان‌ و آشنايان‌ هم‌ با ما قطع‌ رابطه‌ كردند چون‌ او آبروريزي‌ مي‌ كرد و جلوي‌ همه‌ من‌ را مي‌ زد.
مادرم‌ و همين‌ طور بچه‌ هايم‌ از اينكه‌ اجازه‌ مي‌ دادم‌ با من‌ اين‌ گونه‌ رفتار كند خسته‌ و كلافه‌ شده‌ بودند. اما همه‌ چيز با يك‌ ملاقات‌ تمام‌ شد. به‌ مشاور خانواده‌ مراجعه‌ كردم‌ و با كمك‌ او و همت‌ خودم‌ به‌ اين‌ وضعيت‌ براي‌ هميشه‌ پايان‌ دادم‌. حالا آزادم‌ و لازم‌ نيست‌ از مشت‌ و لگدهاي‌ او فرار كنم‌. من‌ و آدمهايي‌ مانند من‌ بايد بدانيم‌ كه‌ تنها نيستيم‌ و سزاوار اين‌ گونه‌ رفتارها هم‌ نيستيم‌. من‌ نجات‌ پيدا كردم‌ پس‌ نجات‌ يافتن‌ ممكن‌ است‌.
مرا كور كرد
ليلا: دو سال‌ بود كه‌ با او زندگي‌ مي‌ كردم‌ كه‌ شروع‌ كرد به‌ كتك‌ زدن‌ من‌. پنج‌ سال‌ تحمل‌ كردم‌ چون‌ فكر مي‌ كردم‌ كه‌ عوض‌ مي‌ شود. فكر مي‌كردم‌ كه‌ از كار خودش‌ پشيمان‌ است‌ و من‌ هم‌ مي‌ توانم‌ همچنان‌ دوستش‌ بدارم‌. حرفهايم‌ برايتان‌ آشناست‌، نه‌*! فكر مي‌ كردم‌ كه‌ اگر اوضاع‌ بدتر شود تقصير من‌ بوده‌ است‌. من‌ مهندسي‌ شاغل‌ هستم‌ و هرگز فكر نمي‌ كردم‌ كه‌ گرفتار چنين‌ رابطه‌يي‌ بشوم‌. غرورم‌، من‌ را كور كرده‌ بود!
من‌ فقط‌ چهار بار كتك‌ خوردم‌ (احمقانه‌ است‌ كه‌ با شمردن‌ كتك‌ ها، رفتار او را بي‌ اهميت‌ جلوه‌ مي‌ دهم‌!) آخرين‌ بار خيلي‌ شديد بود كه‌ از او شكايت‌ كردم‌. دوران‌ سختي‌ بود چون‌ خيلي‌ مطمئن‌ نبودم‌ كه‌ مي‌ خواهم‌ در دادگاه‌ حاضر بشوم‌. دو سال‌ از اين‌ ماجرا مي‌ گذرد و هنوز هم‌ ناراحتم‌. اما زندگي‌ چهره‌يي‌ خوش‌ مي‌ گيرد. باورم‌ نمي‌ شود كه‌ چقدر رفتار حيواني‌ اين‌ مرد را تحمل‌ كردم‌. مطمئنم‌ به‌ همه‌ وانمود كرده‌ كه‌ من‌ زني‌ خل‌ و چل‌ بوده‌ ام‌. توصيه‌ من‌ به‌ شما اين‌ است‌ كه‌ به‌ جايي‌ امن‌ برويد و او را ترك‌ كنيد. كار راحتي‌ نيست‌. آدمهاي‌ قوي‌ مي‌ توانند مردي‌ خشن‌ را تحمل‌ كنند اما زنهاي‌ قوي‌ تر او را ترك‌ مي‌ كنند.
هنوز زنده‌ام‌
اقدس‌: از كجا شروع‌ كنم‌* راستش‌ را بخواهيد تازه‌ بعد از ترك‌ او فهميدم‌ كه‌ چه‌ چيزهايي‌ را تحمل‌ كرده‌ام‌! مطمئن‌ هستم‌ كه‌ زن‌هايي‌ مثل‌ من‌ را زياد ديده‌ايد. زني‌ يك‌ دنده‌ و پرسر و صدا كه‌ از هيچ‌ مردي‌ نمي‌خورند!
خيلي‌ غم‌ انگيز است‌ كه‌ اعتراف‌ كنم‌ كه‌ در نهايت‌، آدم‌ ياد مي‌ گيرد كه‌ با مرد خشن‌ زندگي‌ كند.
هميشه‌ كتكم‌ نمي‌ زد و هر وقت‌ هم‌ مي‌ زد بلد بود اؤري‌ از خودش‌ باقي‌ نگذارد. من‌ هم‌ هميشه‌ با او مشاجره‌ مي‌ كردم‌ و براي‌ همين‌ رفتارم‌ به‌ زني‌ كتك‌ خورده‌ شبيه‌ نبود. اما هرگز آنقدر قوي‌ نبودم‌ كه‌ تركش‌ كنم‌ و نمي‌ دانم‌ كه‌ چطور شد كه‌ بالاخره‌ اين‌ كار را كردم‌. جوان‌ بوديم‌ كه‌ عاشق‌ هم‌ شديم‌. از همان‌ اول‌ خيلي‌ انتقاد مي‌ كرد و از رفت‌ و آمد من‌ با ديگران‌ خوشش‌ نمي‌آمد. هميشه‌ هم‌ وانمود مي‌ كرد كه‌ كتكم‌ نزده‌ است‌ بلكه‌ تصادفي‌ مثلا من‌ را به‌ طرف‌ در اتاق‌ هل‌ داده‌، از تخت‌ پايين‌ انداخته‌، محكم‌ تنه‌ زده‌، گاهي‌ هم‌ جلوي‌ دوستهايش‌ اين‌ كار را مي‌ كرد. فيلم‌ هاي‌ تلويزيوني‌ را نشانم‌ مي‌ داد و مي‌ گفت‌ ببين‌ تو كه‌ وضعت‌ به‌ اين‌ بدي‌ نيست‌. شايد خيلي‌ زن‌ ها وضع‌ بدتري‌ دارند اما من‌ هم‌ آسيب‌ هاي‌ روحي‌ زيادي‌ را در پنج‌ سال‌ زندگي‌ مشتركم‌ تحمل‌ كردم‌. يادآوري‌ صحنه‌ هاي‌ زشت‌ گذشته‌ دردناك‌ است‌ اما خيلي‌ بيشتر از آن‌ كه‌ ما فكر مي‌ كنيم‌ زنان‌ گرفتار روابط‌ خشن‌ هستند. من‌ محل‌ زندگي‌ ام‌ را عوض‌ كردم‌ چون‌ هنوز از او مي‌ ترسم‌ اما هنوز زنده‌ هستم‌ و اين‌ خودش‌ يعني‌ يك‌ موفقيت‌ بزرگ‌!
ذره‌ ذره‌ مردن‌
سيما: من‌ در شهري‌ كه‌ زندگي‌ مي‌كنم‌، خويشاوندي‌ ندارم‌. دو فرزند دارم‌ و از سه‌ فرزند شوهرم‌ هم‌ نگه‌ داري‌ مي‌ كنم‌. شش‌ سال‌ شكنجه‌ روحي‌ و جسمي‌ شدم‌. آدم‌ مي‌تواند مشت‌ و لگد، فشردن‌ گلو و تجاوز جنسي‌ و بي‌ رحمي‌ را تحمل‌ كند اما ... يك‌ روز من‌ را در حمام‌ با كابل‌ لخت‌ برق‌ تهديد كرد و بعد به‌ رنگ‌ و روي‌ پريده‌ام‌ و اينكه‌ از ترس‌ خودم‌ را خيس‌ كردم‌، خنديد. او بارها و بارها تحقيرم‌ كرد و عزتم‌ را از من‌ گرفت‌. ديگر يادم‌ نمي‌ آيد چند بار. باورم‌ شده‌ بود كه‌ چاق‌ و زشت‌ و بي‌لياقتم‌ و حتي‌ ليافت‌ ندارم‌ فرزندانم‌ من‌ را دوست‌ داشته‌ باشند. بعد از ترك‌ او پنج‌ سال‌ طول‌ كشيد تا دوباره‌ روي‌ پاي‌ خودم‌ بايستم‌. رفتم‌ دانشگاه‌ و پرستار شدم‌. حالا هم‌ شاغلم‌ و سرپرست‌ پنج‌ تا بچه‌. خيلي‌ سخت‌ است‌ كه‌ به‌ مردي‌ اعتماد كنم‌. فكر كنم‌ بي‌ احساس‌ شده‌ام‌. فكر نمي‌ كنم‌ هرگز دوباره‌ تن‌ به‌ ازدواج‌ بدهم‌. بچه‌ هايم‌ بزرگ‌ شده‌اند و موفق‌ هستند. ده‌ سال‌ زندگي‌ با آن‌ مرد فرقي‌ با ذره‌ ذره‌ مردن‌ نداشت‌. بشدت‌ وزن‌ كم‌ كرده‌ بودم‌ و سرانجام‌ فهميدم‌ كه‌ راهي‌ جز رفتن‌ و ترك‌ كردن‌ نيست‌. فرار از چنگال‌ او آسان‌ نبود. فرار از دست‌ اين‌ طور مردها هرگز آسان‌ نيست‌. اما من‌ رفتم‌ و او را براي‌ هميشه‌ ترك‌ كردم‌.
روايت‌ دردهاي‌ بي‌ نشان‌
برخي‌ خشونت‌ ها اؤري‌ فيزيكي‌ مثل‌ كبودي‌ بدن‌، زخم‌، شكستگي‌، سوختگي‌، ... به‌ جاي‌ نمي‌گذارد. اما در مقابل‌، خشونت‌ هايي‌ وجود دارد كه‌ آؤار مخرب‌ آنها را به‌ چشم‌ نمي‌ بينيم‌، اما تحمل‌ شان‌ بسيار دشوار است‌ و پيامدهاي‌ آنها در خفا تحمل‌ مي‌ شود.
دخترم‌ كارهاي‌ پدرش‌ را تكرار مي‌كرد
منيژه‌: ماجراي‌ من‌ بيشتر به‌ آزار و خشونت‌ كلامي‌ و رواني‌ مربوط‌ مي‌ شود تا جسماني‌ كه‌ به‌ نظر من‌ سخت‌ تر است‌ چون‌ جاي‌ جراحت‌ باقي‌ نمي‌گذارد كه‌ همه‌ ببينند و ديرتر از يك‌ زخم‌ جسماني‌ هم‌ درمان‌ مي‌شود. نمي‌دانم‌ از كي‌ و كجا شروع‌ كنم‌. احتمالا علايم‌ اوليه‌ را من‌ متوجه‌ نشده‌ام‌. يا ما معمولا نمي‌دانيم‌ كه‌ برخي‌ رفتارها خشونت‌ حساب‌ مي‌ شود يا عشق‌ كورمان‌ كرده‌ است‌. حالا كه‌ 4 سال‌ از ترك‌ او مي‌ گذرد من‌ مي‌فهمم‌ كه‌ چه‌ بر من‌ گذشته‌ است‌. شوهر من‌ از هر راهي‌ براي‌ كنترل‌ من‌ استفاده‌ مي‌كرد. اينكه‌ با كي‌ هستم‌ چه‌ موقع‌ مي‌توانم‌ از اقوام‌ ديدن‌ كنم‌، چه‌ بپوشم‌، كي‌ بخوابم‌، چه‌ برنامه‌ تلويزيوني‌ را تماشا كنم‌، چه‌ بخورم‌ چه‌ بخوريم‌، براي‌ تعطيلات‌ كجا برويم‌، ... نظر من‌ اصلا مهم‌ نبود. هر روز به‌ من‌ ناسزا مي‌ گفت‌ و تحقيرم‌ مي‌ كرد. به‌ من‌ مي‌گفت‌ تو بلد نيستي‌ و بي‌مصرفي‌. بالاخره‌ بعد از مدتي‌ اين‌ حرف‌ ها در ناخودآگاه‌ من‌ تاؤير گذاشت‌ و حرف‌هايش‌ باورم‌ شد. بعد از مدتي‌ از حرف‌ زدن‌ واهمه‌ داشتم‌ و بيشتر ساكت‌ بودم‌. برخي‌ اوقات‌ هم‌ آزار كلامي‌ به‌ جسماني‌ تبديل‌ مي‌ شد. مثلا نمي‌ گذاشت‌ من‌ بخوابم‌ و با بلند كردن‌ صداي‌ راديو و كوبيدن‌ به‌ پشتم‌ مزاحم‌ خوابم‌ مي‌ شد. اگر نمي‌خواستم‌ با من‌ نزديكي‌ كند
مي‌ گفت‌ عرضه‌ ندارم‌!
از آشپزي‌ و خياطي‌ من‌ ايراد مي‌گرفت‌ و هر چه‌ قدر هم‌ سعي‌ مي‌كردم‌ كه‌ او را راضي‌ كنم‌ فايده‌يي‌ نداشت‌. دخترم‌ در چنين‌ وضعيتي‌ بزرگ‌ مي‌ شد و هر چه‌ زمان‌ مي‌گذشت‌ من‌ بيشتر متوجه‌ مي‌شدم‌ كه‌ اين‌ وضعيت‌ چقدر براي‌ او نامناسب‌ است‌. وقتي‌ ديدم‌ برخي‌ كارهاي‌ پدرش‌ را تقليد مي‌كند و مثل‌ او با من‌ حرف‌ مي‌ زند، خيلي‌ وحشت‌ كردم‌. فهميدم‌ كه‌ وقت‌ رفتن‌ رسيده‌ است‌. به‌ خانه‌ برادرم‌ پناه‌ بردم‌ و هرگز بازنگشتم‌ و خانه‌ و زندگي‌ پانزده‌ ساله‌ام‌ را رها كردم‌ براي‌ شوهرم‌. با اينكه‌ مشكل‌ ترين‌ تصميمي‌ بوده‌ كه‌ گرفته‌ ام‌ اما بهترين‌ كار هم‌ بوده‌ است‌. بعضي‌ روزها خاطرات‌ آن‌ روزها به‌ من‌ هجوم‌ مي‌ آورد و خجالت‌ مي‌ كشم‌ كه‌ آن‌ وضعيت‌ را تحمل‌ كردم‌. چه‌ عمري‌ را تلف‌ كردم‌. اما الان‌ دخترم‌ بزرگ‌ شده‌ و خانمي‌ شده‌ است‌. من‌ به‌ دختري‌ كه‌ به‌ تنهايي‌ بزرگ‌ كرده‌ام‌، افتخار مي‌كنم‌. شايد يك‌ روز مردي‌ را ملاقات‌ كنم‌ كه‌ به‌ من‌ احترام‌ بگذارد و دوستم‌ داشته‌ باشد. نبايد زندگي‌ پر از خشونت‌ را تحمل‌ كرد هميشه‌ راهي‌ براي‌ نجات‌ هست‌. منتظر نباشيد كه‌ اوضاع‌ بهتر شود. همين‌ حالا تصميم‌ بگيريد.

 
            
   

اصلا كجا امن‌ است‌؟


نشستن‌ پاي‌ صحبت‌ زناني‌ كه‌ مورد آزار و اذيت‌ از سوي‌ شوهر قرار گرفته‌اند و در حقيقت‌ خشونت‌ خانگي‌ بر آنان‌ روا شده‌ است‌، در بسياري‌ موارد دردناك‌ است‌ و حقايقي‌ را براي‌ انسان‌ بازگو مي‌كند كه‌ قلب‌ انسان‌ را به‌ درد مي‌آورد.صحبت‌ آنان‌ بيشتر از كتك‌ خوردن‌ و زير مشت‌ و لگد شوهر دم‌ بر نياوردن‌ است‌. مطلبي‌ كه‌ مي‌خوانيد درددل‌هاي‌ اين‌ زنان‌ است‌ كه‌ در قالب‌ جملاتي‌ كوتاه‌ آمده‌ است‌.
تصورش‌ را بكنيد كه‌ ...
... همه‌ عمر با فردي‌ قلدرماب‌ زندگي‌ كني‌ اما بترسي‌ كه‌ او را ترك‌ كني‌.
... از خوابيدن‌ بترسي‌ و از بيدار شدن‌.
... مشت‌ و سيلي‌ و لگد بخوري‌.
... دستي‌ گلويت‌ را فشار دهد، با آتش‌ سيگار بسوزي‌، به‌ اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ پرت‌ شوي‌ و مورد تجاوز جنسي‌ قرار بگيري‌.
... مواظب‌ باشي‌ حرف‌ اشتباهي‌ نزني‌ چون‌ تنبيه‌ مي‌ شوي‌.
... براي‌ خارج‌ شدن‌ از منزل‌ بايد اجازه‌ بگيري‌أ براي‌ ديدن‌ اقوام‌ اجازه‌ بگيري‌أ براي‌ تفريح‌ با فرزندانت‌ اجازه‌ بگيري‌.
... در خانه‌ خودت‌ زنداني‌ باشي‌أ زمان‌ خريد از قبل‌ تعيين‌ شده‌ باشد و سر ساعت‌ و دقيقه‌ بايد برگشته‌ باشي‌.
... وقتي‌ مي‌ گويد تو مقصري‌، باورش‌ مي‌ كني‌: اگر مادر بهتري‌ بودي‌، اگر خانه‌ دار بهتري‌ بودي‌، اگر معشوقه‌ بهتري‌ بودي‌، اگر كمتر حرف‌ زده‌ بودي‌، اگر بچه‌ ها را ساكت‌ كرده‌ بودي‌، اگر طبق‌ سليقه‌ من‌ لباس‌ پوشيده‌ بودي‌، اگر بدهيكل‌ نبودي‌، اگر شاغل‌ نبودي‌ همه‌ چيز درست‌ مي‌ شد.
... نمي‌ داني‌ به‌ كجا بگريزي‌، از چه‌ كسي‌ كمك‌ بگيري‌، از خجالت‌ نمي‌تواني‌ درباره‌ مخمصه‌يي‌ كه‌ در آن‌ گرفتاري‌ با كسي‌ حرف‌ بزني‌.
... اگر بگويي‌ مي‌ خواهي‌ تركش‌ كني‌ بطور ترسناكي‌ تهديد شوي‌. اصلا از كجا قدرت‌ ترك‌ او را پيدا كني‌* اصلا كجا امن‌ است‌*
... تهديد بشوي‌ كه‌ بالاخره‌ تو را پيدا خواهد كرد و خودت‌ و بچه‌ ها را خواهد كشت‌.
... از شدت‌ ضربات‌ كتك‌، زخمي‌ و كبود هستي‌ و ممكن‌ است‌ دفعه‌ بعد كشته‌ شوي‌.
... و هيچ‌ رفتار تو ضامن‌ امن‌ بودنت‌ نيست‌.

 
            
   

برده‌داري‌ مدرن‌ در امريكا؛حقوق‌ سگ‌ از تو بيشتر است‌!


خبرگزاري‌ »آسوشيتدپرس‌« در گزارشي‌، به‌ بررسي‌ برده‌داري‌ مدرن‌ در ايالات‌ متحده‌ امريكا و استثمار زنان‌ و دختران‌ ديگر نقاط‌ جهان‌ توسط‌ شهروندان‌ امريكايي‌ پرداخته‌ است‌.
در اين‌ گزارش‌ كه‌ به‌ قلم‌ »ديويد كري‌«، محقق‌ بين‌الملل‌ چؤ، نگارش‌ شده‌، با تمركز بر سرنوشت‌ برده‌هايي‌ كه‌ با وعده‌ زندگي‌ طلايي‌، به‌ امريكا برده‌ مي‌شوند و سپس‌ مورد استثمار و سوءاستفاده‌ قرار مي‌گيرند، نسبت‌ به‌ وقوع‌ اين‌ فاجعه‌ انساني‌ در قلب‌ تمدن‌ بشري‌، هشدار داده‌ است‌.
در بخش‌هايي‌ از اين‌ گزارش‌ آمده‌ است‌: جهنم‌ خانم‌ »فلورنسيا مولينا«، مغازه‌ توليد لباس‌ در لس‌آنجلس‌ بود. كار او هفت‌ روز در هفته‌ و روزي‌ هفده‌ ساعت‌ بود كه‌ در همان‌ مغازه‌ بدون‌ داشتن‌ حق‌ حمام‌ يا شستن‌ لباس‌ زندگي‌ مي‌كرد.
ديگر قربانيان‌ قاچاق‌ امريكايي‌ انسان‌ نيز جهنم‌هاي‌ متفاوتي‌ از ديگران‌ دارندأ مانند خانه‌هاي‌ عمومي‌ سانفرانسيسكو، كاباره‌هاي‌ نيوجرسي‌، كمپ‌هاي‌ بردگي‌ كارگران‌ در فلوريدا و كارگاه‌هاي‌ كوچك‌ درخت‌بري‌ در نيوهمپ‌شاير... .
مولينا مي‌گويد: »من‌ با روياهاي‌ بسياري‌ به‌ امريكا آمدم‌، اما با آمدن‌ به‌ اينجا همه‌ آنها بر باد رفت‌.«
وي‌ كه‌ سه‌ فرزندش‌ را در مكزيكو جاي‌ گذاشته‌ و 33 سال‌ سن‌ دارد، اولين‌ شيفت‌ كاري‌اش‌ را در مغازه‌ توليد لباس‌ با دوازده‌ ساعت‌ كار در روز و توليد دويست‌ دست‌ لباس‌ آغاز كرد. بعدها گاهي‌ كار وي‌ به‌ هفده‌ ساعت‌ در روز هم‌ مي‌رسيد. وي‌ شب‌ها در مغازه‌ قفل‌شده‌ در كنار همكارش‌ در اتاقي‌ كوچك‌ مي‌خوابيد. حقوق‌ وي‌ حدود 100 دلار در هفته‌ بود و مدير وي‌، اوراق‌ شناساسي‌اش‌ را توقيف‌ كرده‌ و به‌ او گفته‌ بود اگر به‌ مقامات‌ مراجعه‌ كند، دستگير خواهد شد.
وي‌ مي‌گويد: مديرش‌ بارها به‌ او گفته‌ است‌، هر كاري‌ مي‌خواهي‌ بكن‌، اما بدان‌ كه‌ در اين‌ كشور حقوق‌ سگ‌ها از تو بيشتر است‌... .
نيروهاي‌ ضدقاچاق‌ تاكنون‌ در 22 منطقه‌ در سراسر امريكا مستقرند و كلاس‌هاي‌ آموزشي‌ براي‌ كارگران‌ اجتماعي‌، بهداشتي‌ و افسران‌ پليس‌ برگزار مي‌شود. معمولا پليس‌ها اگر فاحشه‌يي‌ را در خيابان‌ بگيرند، به‌ زندان‌ انداخته‌ و آنان‌ را ديپورت‌ مي‌كنندأ درست‌ همان‌ چيزي‌ كه‌ قاچاقچي‌ها به‌ آنان‌ مي‌گويند... .
برخي‌ قربانيان‌ توسط‌ قاچاقچيان‌ جنايتكار با زور به‌ امريكا آورده‌ مي‌شوند، اما بسياري‌ هم‌ با قول‌ كار خوب‌ و ازدواج‌ به‌ امريكا مي‌آيند. اوراق‌ شناسايي‌ آنان‌ توسط‌ قاچاقچيان‌ توقيف‌ شده‌ و به‌ بردگي‌ كاري‌ و جنسي‌ اجبار مي‌شوند... .
حدود 40 درصد قربانيان‌ قاچاق‌ انسان‌، افراد زير هجده‌ سال‌ بوده‌ كه‌ بيشتر آنان‌ دخترند. بنا بر تحقيقات‌، بيشتر آنان‌ با رضايت‌ اقوام‌ و قول‌ موقعيت‌هاي‌ خوب‌ شغلي‌ به‌ امريكا آمده‌ و اجبار به‌ بردگي‌ جنسي‌ مي‌شوند... .
سرانجام‌ و خلاصه‌ آنكه‌ مهمترين‌ راهكار آموزش‌ مردم‌ اين‌ است‌أ بايد به‌ قربانيان‌ بفهمانيم‌ كه‌ به‌ آنان‌ كمك‌ خواهيم‌ كرد.


 
            
   

بررسي‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ دركشورهاي‌ مختلف‌ جهان‌"میخواهم‌ آخرين‌ زني‌ باشم‌ كه‌ كتك‌ مي‌ خورم‌ !

فرهاد اسماعيلي‌
وضعيت‌ زنان‌ در كشورهاي‌ مختلف‌ كه‌ توسط‌ برخي‌ از منابع‌ رسمي‌ گزارشگران‌ حقوق‌ بشر ارايه‌ مي‌شود معمولا به‌ صورت‌ سالانه‌ در سايت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد قرار مي‌گيرد. در اين‌ گزارش‌ وضعيت‌ برخي‌ كشورها را از نظر وضعيت‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ و خشونت‌هاي‌ خانگي‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌دهيم‌.
انگلستان‌
خشونت‌ عليه‌ زنان‌ به‌ نظام‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ خاصي‌ مرتبط‌ نيست‌ بلكه‌ در همه‌ جوامع‌ بشري‌ ديده‌ مي‌شود. خشونت‌ عليه‌ زن‌ از تمام‌ حصارهاي‌ مالي‌، نژادي‌ و فرهنگي‌ عبور مي‌كند. در حقيقت‌ تجربه‌ خشونت‌ يا خطر وقوع‌ آن‌، حقوق‌ زنان‌ را در همه‌ جا تهديد مي‌كند. بريتانيا يكي‌ از كشورهاي‌ مترقي‌ است‌ اما 25 درصد از زنان‌ اين‌ كشور (از هر چهار زن‌ يكي‌) در طول‌ عمر خود يك‌ بار خشونت‌ خانگي‌ را تجربه‌ كرده‌اند. همچنين‌ بطور ميانگين‌ در انگلستان‌ و ولز هفته‌يي‌ دو زن‌ به‌ وسيله‌ مردي‌ كه‌ با او زندگي‌ مي‌كند يا مي‌كرده‌ است‌، كشته‌ مي‌شوند. از سوي‌ ديگر در هر دقيقه‌ يك‌ تلفن‌ در ارتباط‌ با خشونت‌ خانگي‌ به‌ اداره‌ پليس‌ مي‌شود.
براساس‌ گزارش‌ پليس‌ انگلستان‌ 17 درصد جرايم‌ گزارش‌ شده‌ و يك‌ چهارم‌ جرايم‌ خشونت‌آميز با خشونت‌ خانگي‌ مرتبط‌ است‌. از سوي‌ ديگر براساس‌ آمار سازمان‌هاي‌ مددكاري‌ كمتر از 35 درصد خشونت‌هاي‌ خانگي‌ در انگلستان‌ به‌ پليس‌ گزارش‌ مي‌شود. البته‌ برخي‌ از كارشناسان‌ اين‌ رقم‌ را كمتر از 11 درصد مي‌دانند. تنها در يك‌ دوره‌ سه‌ ماهه‌ از 180 شكايت‌ خشونت‌ خانگي‌ 128 مورد حاضر به‌ پيگيري‌ قانوني‌ مجرم‌ نشده‌اند.
يكي‌ ديگر از بارزه‌ هاي‌ خشونت‌ خانگي‌ در بريتانيا اين‌ است‌ كه‌ از لحاظ‌ ميزان‌ بروز خشونت‌ خانگي‌ تفاوت‌ چنداني‌ در ميان‌ گروه‌هاي‌ قومي‌ ساكن‌ در اين‌ كشور وجود ندارد. اما گروه‌ سني‌ زير 25 سال‌ بيش‌ از ديگر زنان‌ در معرض‌ اين‌ نوع‌ خشونت‌ هستند. همچنين‌ از نظر وزارت‌ اقتصاد انگلستان‌ هزينه‌ مالي‌ خشونت‌ خانگي‌ در مناطق‌ مختلف‌ بريتانيا به‌ صدها ميليون‌ پوند مي‌رسد.
تركيه‌
يكي‌ از شروطي‌ كه‌ اتحاديه‌ اروپا براي‌ پيوستن‌ تركيه‌ به‌ اين‌ اتحاديه‌ تعيين‌ كرده‌ بود، بحث‌ حقوق‌ بشر و قتل‌هاي‌ ناموسي‌ در اين‌ كشور بوده‌ است‌. تركيه‌ نيز براي‌ ورود به‌ اين‌ اتحاديه‌ تغييرات‌ زيادي‌ در قوانين‌ خود داده‌ تا وضعيت‌ حقوق‌ بشر را بهتر كند. اما اين‌ اصلاح‌ قانون‌ در اين‌ كشور كه‌ بخشي‌ از آن‌ حقوق‌ زنان‌ است‌، لزوما به‌ تغيير فوري‌ ذهنيت‌ مردم‌ آنها منجر نخواهد شد. چندي‌ پيش‌ يك‌ نظرسنجي‌ نشان‌ داد كه‌ بيش‌ از يك‌ سوم‌ زنان‌ تركيه‌ بر اين‌ باورند كه‌ اگر با شوهر خود مشاجره‌ كنند حقشان‌ است‌ كه‌ كتك‌ بخورند. به‌ عنوان‌ ديگر خشونت‌ خانگي‌ نسبت‌ به‌ زن‌ در بسياري‌ مواقع‌ از ديدگاه‌ زنان‌ قابل‌ توجيه‌ است‌. همچنين‌ آمارها نشان‌ مي‌دهد كه‌ نيمي‌ از زنان‌ روستايي‌ تركيه‌ معتقدند كه‌ شوهران‌ حق‌ دارند زن‌ خود را بزنند.
سكينه‌ آتان‌، وكيل‌ دادگستري‌ در آنكاراي‌ تركيه‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: حكوميت‌ تركيه‌ در تلاش‌ براي‌ ورود به‌ اتحاديه‌ اروپا، اصلاحاتي‌ در قوانين‌ خود اعمال‌ كرده‌ اما با توجه‌ به‌ ديدگاه‌ افراطي‌ برخي‌ مسوولان‌ دولت‌ عملا گام‌ موؤري‌ در جهت‌ رفع‌ تبعيض‌ و محدوديت‌ از زنان‌، برداشته‌ نشده‌ است‌. البته‌ با وجود اين‌ محدوديت‌ها، جامعه‌ تركيه‌ همچنان‌ جامعه‌يي‌ رنگارنگ‌ است‌ كه‌ در كنار موج‌ مدرنيته‌، سنت‌هاي‌ ملي‌ و اسلامي‌ با قدرت‌ حضور دارد و ده‌ها سال‌ تلاش‌ براي‌ محدودكردن‌ فعاليت‌هاي‌ اسلامگرايانه‌ نتوانسته‌ از نقش‌ اسلام‌ در جامعه‌ تركيه‌ بكاهد.
وي‌ مي‌افزايد: حضور زنان‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ اجتماعي‌ دوشادوش‌ مردان‌ كاملا مشهود است‌ و علاوه‌ بر زنان‌ پزشك‌ و وكيل‌، زنان‌ پليس‌، نظامي‌ و سياستمدار نيز فراوان‌ وجود دارد. الگوي‌ سنتي‌ اسلام‌ در كنار الگوي‌ غربي‌ به‌ رفع‌ تبعيض‌هاي‌ عمده‌ عليه‌ زنان‌ انجاميده‌ و نمي‌توان‌ مصداق‌ عمده‌يي‌ از تبعيض‌ سازمان‌ يافته‌ عليه‌ زنان‌ بيان‌ كرد. بايد در نظر داشت‌ كه‌ اگر تبعيض‌ وجود دارد، از سوي‌ جامعه‌ و خانواده‌ اعمال‌ مي‌شود و از سوي‌ ديگر اين‌ خشونت‌ و تبعيض‌ بيشتر در شهرهاي‌ كوچك‌ و روستاهاي‌ مناطق‌ شرقي‌ تركيه‌ مشهود است‌.
اندونزي‌
دولت‌ اندونزي‌ كنوانسيون‌هاي‌ بين‌المللي‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ زنان‌ مانند »كنوانسيون‌ رفع‌ هرگونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ سازمان‌ ملل‌ متحد« را امضا كرده‌ است‌.
نور سياهباني‌ كاتجاسونگ‌ كانا، وكيل‌ دادگستري‌ در اندونزي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: با وجود اينكه‌ دولت‌ اندونزي‌ كنوانسيون‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را پذيرفته‌ است‌، اما در نظام‌ قوانين‌ جزايي‌ تبعيض‌ جنسيتي‌ بسيار مشهود است‌. جرايم‌ و جنايات‌ عليه‌ زنان‌ (آزار جنسي‌، تجاوز، تصاوير خلاف‌ اخلاق‌ عمومي‌ و قاچاق‌ زن‌) كلا در تعرض‌ با اخلاقيات‌ جامعه‌، نه‌ تعدي‌ به‌ حرمت‌ فردي‌ دسته‌بندي‌ شده‌اند. اين‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ در عمل‌، به‌ پرونده‌هاي‌ مرتبط‌ با خشونت‌ عليه‌ زنان‌ از زاويه‌ تاؤير آن‌ بر موازين‌ جامعه‌ و نه‌ تاؤير بر زندگي‌ زن‌ و يك‌ قرباني‌ نگريسته‌ مي‌شود. براين‌ اساس‌ دادگاه‌ها اغلب‌ به‌ دنبال‌ آن‌ هستند كه‌ پاكي‌ و ناپاكي‌ اخلاق‌ زن‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ قرباني‌ به‌ اؤبات‌ برسانند.
وي‌ در ادامه‌ مي‌افزايد: در اندونزي‌ زن‌ را مسوول‌ حيثيت‌ خانواده‌ مي‌دانند و بر اين‌ اساس‌ مردم‌ و نظام‌ قضايي‌، خشونت‌ عليه‌ زن‌ را مساله‌يي‌ خانوادگي‌ تلقي‌ مي‌كنند. از سوي‌ ديگر استخدام‌ زنان‌ در نيروي‌ پليس‌ نيز گام‌ بزرگي‌ براي‌ پيگيري‌ شكايات‌ در مورد خشونت‌ عليه‌ زنان‌، همچنين‌ بهانه‌يي‌ براي‌ آموزش‌ اين‌ نيرو در زمينه‌ مقابله‌ با خشونت‌ خانگي‌ بود.
كاتجا سونگ‌ كانا همچنين‌ بيان‌ مي‌كند: در سپتامبر سال‌ 2004 ميلادي‌، پارلمان‌ اندونزي‌ با تصويب‌ لايحه‌يي‌، خشونت‌ خانگي‌ (كه‌ شامل‌ تجاوز در رابطه‌ زناشويي‌ مي‌شود) را اقدامي‌ مجرمانه‌ و غيرقانوني‌ اعلام‌ كرد. در اين‌ قانون‌ همچنين‌ تعريفي‌ كه‌ از روابط‌ مشخا شده‌ نه‌ تنها شامل‌ روابط‌ زناشويي‌ شده‌ بلكه‌ روابط‌ خارج‌ از ازدواج‌ را شامل‌ مي‌شود. براين‌ اساس‌ بندهاي‌ جديدي‌ كه‌ به‌ قانون‌ ازدواج‌ اندونزي‌ اضافه‌ شده‌، روابط‌ خارج‌ از پيمان‌ زناشويي‌ و روابط‌ همجنس‌گرايانه‌ را اقدام‌هايي‌ مجرمانه‌ قلمداد مي‌كند. در حقيقت‌ تجاوز جنسي‌ در حال‌ حاضر هر رابطه‌ جنسي‌ بدون‌ رضايت‌ زن‌ را در بر مي‌گيرد.
وي‌ در ادامه‌ مي‌افزايد: همچنين‌ در اين‌ قانون‌ رابطه‌ جنسي‌ با كودك‌ زير 14 سال‌ و محارم‌ تجاوز جنسي‌ است‌.
پاكستان‌
چند سالي‌ است‌ كه‌ اخبار بين‌المللي‌ مربوط‌ به‌ زنان‌ پاكستان‌ عموما حول‌ محور تجاوزات‌ جنسي‌ مي‌چرخد. اين‌ موضوع‌ پس‌ از پيروزي‌ مختار ماي‌ (زني‌ كه‌ گفته‌ مي‌شود به‌ راي‌ ريش‌سفيدان‌ يك‌ قبيله‌، مورد تجاوز جنسي‌ گروهي‌ قرار گرفت‌) در سطح‌ جهان‌ ابعاد بزرگي‌ گرفته‌ است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ شماري‌ از زنان‌ پاكستان‌ مي‌گويند موضوع‌ تجاوز جنسي‌ در اين‌ كشور ابعاد غيرواقعي‌ گرفته‌ اما بسياري‌ از آنان‌ بر اين‌ باورند كه‌ مردان‌ به‌ زنان‌ همواره‌ به‌ عنوان‌ دارايي‌ خود نگاه‌ مي‌كنند.
سعديا صلاح‌الدين‌، روزنامه‌نگار روزنامه‌ نيوز چاپ‌ لاهور پاكستان‌ مي‌گويد: خشونت‌ عليه‌ زنان‌ يك‌ معضل‌ اجتماعي‌ است‌، نه‌ يك‌ موضوع‌ مذهبي‌. به‌ همين‌ دليل‌ در كشورهاي‌ غيراسلامي‌ نيز خشونت‌ وجود دارد. گرچه‌ در پاكستان‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ عملي‌ پليد به‌ شمار مي‌رود و كساني‌ كه‌ آن‌ را انجام‌ مي‌دهند از سوي‌ جامعه‌ مورد نكوهش‌ قرار مي‌گيرند، اما معمولا كسي‌ براي‌ نجات‌ زني‌ كه‌ از دست‌ شوهر يا برادر خود كتك‌ مي‌خورد، دخالت‌ نمي‌كند.
از سوي‌ ديگر زنان‌ در بسياري‌ موارد بخاطر فرزندان‌ خود، خشونت‌ همسر را تحمل‌ مي‌كنند. فقط‌ در مواردي‌ كه‌ زن‌ آسيب‌ جدي‌ ديده‌ باشد، كتك‌ خوردن‌ او به‌ مسوولان‌ گزارش‌ داده‌ مي‌شود.
وي‌ در ادامه‌ به‌ پيشرفت‌هاي‌ حاصله‌ اشاره‌ كرده‌ و مي‌افزايد: در حال‌ حاضر راه‌هايي‌ به‌ وجود آمده‌ كه‌ زنان‌ بتوانند دردهاي‌ خود را مطرح‌ كنند. برخي‌ از رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و نهادهاي‌ مدني‌ نيز به‌ موارد خشونت‌ عليه‌ زنان‌ اعتراض‌ مي‌كنند. براي‌ نمونه‌ محكمه‌ جرگه‌ (شوراي‌ سالمندان‌) ايالت‌ سند، زني‌ به‌ نام‌ شازيه‌ را بخاطر ازدواج‌ با مرد دلخواهش‌ محكوم‌ به‌ اعدام‌ كرده‌ بود، اما دادگاه‌ عالي‌ استان‌ در 25 آوريل‌ 2004 اين‌ حكم‌ را غيرقانوني‌ دانسته‌ و به‌ پليس‌ دستور داد كه‌ عليه‌ احكام‌ نادرست‌ جرگه‌ اقدام‌ كنند.
همچنين‌ مجلس‌ ايالت‌ سند در ارتباط‌ با قتل‌ ناموسي‌ »كارو كاري‌« قانوني‌ وضع‌ كرده‌ كه‌ از كشتن‌ دختران‌ بخاطر ارتكاب‌ روابط‌ نامشروع‌ جلوگيري‌ مي‌كند.
صلاح‌الدين‌ با اشاره‌ به‌ يك‌ مورد خشونت‌ خانگي‌ بيان‌ مي‌كند: در 19 اكتبر 2004 روزنامه‌ها درباره‌ زني‌ اهل‌ كراچي‌ كه‌ مادر 9 فرزند است‌، نوشتند كه‌ از شدت‌ ضربات‌ تازيانه‌ بسختي‌ مجروح‌ شده‌ بود. او يك‌ بار از برادر همسرش‌ به‌ بهانه‌ بي‌احترامي‌ به‌ شوهر كتك‌ خورده‌ بود و بار ديگر همسر او به‌ بهانه‌ اينكه‌ غذا بموقع‌ آماده‌ نشده‌ بود، تازيانه‌ خورده‌ بود. در حال‌ حاضر وضعيت‌ رواني‌ او بد است‌ و همكارانش‌ از او مواظبت‌ مي‌كنند.
مصر
هلا فوزي‌، خبرنگار موسسه‌ مطبوعاتي‌ گازت‌ در مصر مي‌گويد: خشونت‌ عليه‌ زنان‌ در مصر به‌ سه‌ صورت‌ جسماني‌، رواني‌ و جنسي‌ است‌. زن‌ در مصر اگر يك‌ موجود سركش‌ يا قرباني‌ يا والا باشد، باز هم‌ مورد بدرفتاري‌ قرار گرفته‌ و تصوير نادرستي‌ از او ارايه‌ مي‌شود. خشونت‌ جسماني‌ عليه‌ زنان‌ خانه‌دار، نه‌ تنها از سوي‌ شوهر بلكه‌ در بسياري‌ مواقع‌ از طرف‌ پدر و برادر نيز امري‌ رايج‌ است‌. در مصر در مرحله‌ اول‌ زن‌ تحت‌ سلطه‌ پدر و برادر است‌ و در بسياري‌ موارد براي‌ گريختن‌ از چنين‌ شرايطي‌ در سنين‌ پايين‌ تن‌ به‌ ازدواج‌ مي‌دهد. غافل‌ از اينكه‌ شوهر او نيز همين‌ طرز فكر سلطه‌جو را دارد.
وي‌ در ادامه‌ با اشاره‌ به‌ تغيير ديدگاه‌ زنان‌ مي‌افزايد: در حال‌ حاضر مصر شاهد تحولاتي‌ در حوزه‌ زنان‌ است‌. زيرا زنان‌ به‌ تحصيل‌ راغب‌ شده‌اند و به‌ دنبال‌ آن‌ مستقل‌تر فكر مي‌كنند. در نتيجه‌ ازدواج‌ در سنين‌ پايين‌ را نيز نمي‌پسندند. با اين‌ حال‌ ترس‌ از چند همسري‌ زنان‌ را وادار مي‌كند كه‌ مطيع‌ و منفعل‌ باشند. از سوي‌ ديگر خانواده‌ زنان‌ نيز با استدلال‌ به‌ اينكه‌ »اگر طلاق‌ بگيري‌ تكليف‌ فرزندانت‌ چه‌ مي‌شود و چگونه‌ از پس‌ مخارج‌ آنان‌ برمي‌آيي‌« او را تشويق‌ به‌ ادامه‌ زندگي‌ با شوهر بدرفتار مي‌كنند.
بنگلادش‌
ساليانه‌ صدها زن‌ قرباني‌ اسيدپاشي‌ در بنگلادش‌ مي‌شوند. مهاجمان‌ اين‌ زنان‌ معمولامردان‌ جواني‌ هستند كه‌ نتوانسته‌اند به‌ خواسته‌ خود از زن‌ برسند. مقامات‌ بنگلادشي‌ بيان‌ مي‌كنند كه‌ از اسيدپاشي‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ خشونت‌آميز عليه‌ زنان‌ و دختران‌ اين‌ كشور استفاده‌ مي‌شود. همچنين‌ براساس‌ گزارش‌ سازمان‌ عفو بين‌الملل‌ 50 درصد قربانيان‌ قتل‌ها در بنگلادش‌ زناني‌ هستند كه‌ توسط‌ شريك‌ زندگي‌شان‌ كشته‌ شده‌اند.
سلطانه‌ كمال‌، مدير سازمان‌ مدافع‌ حقوق‌ بشر عين‌السالش‌ كندرا در بنگلادش‌ مي‌گويد: بدون‌ شك‌ در بنگلادش‌ خشونت‌ خانگي‌ در كل‌ يك‌ عمل‌ زشت‌ تلقي‌ مي‌شود. به‌ دليل‌ فعاليت‌هاي‌ فشرده‌ و گسترده‌ سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ مدافع‌ حقوق‌ بشر، زنان‌ و مردان‌ در سطوح‌ مختلف‌ به‌ مسائل‌ خشونت‌ خانگي‌ آگاهي‌ دارند. با وجود اين‌ وقتي‌ كه‌ نزاع‌ بين‌ زن‌ و مرد در خانواده‌ پيش‌ مي‌آيد، يا مردان‌ خانواده‌ با زنان‌ بدرفتاري‌ مي‌كنند، به‌ بهانه‌ حفظ‌ آرامش‌، صلح‌ و صفا در خانواده‌ و ادامه‌ زندگي‌ خانوادگي‌، اين‌ مساله‌ از سوي‌ زنان‌ تحمل‌ مي‌شود. از سوي‌ ديگر زنان‌ در بسياري‌ مواقع‌ مسبب‌ دعواهاي‌ خانوادگي‌ يا اقدامات‌ خشن‌ در محيط‌ خانواده‌ شناخته‌ مي‌شوند.
وي‌ در ادامه‌ مي‌افزايد: اگر عمل‌ خشونت‌آميز عليه‌ زن‌ در انظار عمومي‌ رخ‌ بدهد، معمولا مردم‌ دخالت‌ مي‌كنند. اين‌ موضوع‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ بنگلادش‌ علاوه‌ بر قوانين‌ گسترده‌يي‌ كه‌ ضد خشونت‌ عليه‌ زنان‌ دارد و براي‌ اينكه‌ جرايم‌ اشد مجازات‌ مانند مرگ‌ را در نظر مي‌گيرد، در بحث‌ فرهنگسازي‌ نيز كارهاي‌ بسياري‌ انجام‌ داده‌ است‌.
افغانستان‌
مدافعان‌ حقوق‌ بشر بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ وضعيت‌ افغانستان‌ پس‌ از سقوط‌ طالبان‌ بهبود نيافته‌ است‌. اين‌ موضوع‌ نه‌ تنها باعث‌ ياس‌ مردم‌ شده‌ بلكه‌ وضع‌ براي‌ زنان‌ اين‌ كشور نيز بسيار نگران‌ كننده‌ است‌. زنان‌ در افغانستان‌ به‌ مانند دوران‌ طالبان‌ به‌ قتل‌ رسيده‌، مورد تجاوز قرار مي‌گيرند يا در خانه‌ زنداني‌ مي‌شوند. همچنين‌ بسياري‌ از مردان‌ افغان‌ با تكيه‌ بر سنت‌ فئودالي‌ با زنان‌ مانند اسباب‌ و اؤاؤيه‌ شخصي‌ رفتار مي‌كنند و بدون‌ نگراني‌ از مجازات‌، آنان‌ را به‌ بدترين‌ شكل‌ مورد آزار و اذيت‌ قرار مي‌دهند.
شكريه‌ باركزي‌، نماينده‌ پارلمان‌ افغانستان‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: وضع‌ زنان‌ در افغانستان‌ بسيار بد است‌. اينكه‌ مي‌گويند با ازدواج‌ وضعيت‌ زنان‌ بهتر مي‌شود، اينگونه‌ نيست‌. بسياري‌ از زنان‌ از همان‌ اولين‌ ساعات‌ زندگي‌ مشترك‌، از شوهر خود كتك‌ مي‌خورند. در اينجا از مهريه‌ كه‌ بايد قبل‌ يا بعد از نكاح‌ داده‌ شود، اؤري‌ نيست‌. اگر زني‌ فرزند پسر نداشته‌ باشد، شوهر مي‌تواند زن‌ ديگري‌ اختيار كند و داشتن‌ فرزند دختر، بخصوص‌ اگر تعداد آنان‌ زياد باشد، مصيبت‌ است‌.
وي‌ در ادامه‌ مي‌افزايد: اما آنچه‌ زن‌ را بسيار رنج‌ مي‌دهد اين‌ است‌ كه‌ قوانين‌ اسلامي‌ در مورد حقوق‌ زنان‌ اجرا نمي‌شود و در بسياري‌ موارد زن‌ به‌ مانند يك‌ موجود بي‌جان‌ يا شي‌ء تلقي‌ مي‌شود. خشونت‌ با زن‌ در اسلام‌ و قانون‌ اساسي‌ منع‌ شده‌، اما اين‌ پديده‌ زشت‌ علي‌رغم‌ وجود ممنوعيت‌ در شرع‌ و قانون‌ همچنان‌ در اشكال‌ مختلف‌ ديده‌ مي‌شود.
اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ دست‌ قانون‌ از سنت‌هاي‌ حاكم‌ بر جامعه‌ كوتاه‌ است‌ و هيچ‌ قرباني‌ تا به‌ حال‌ نتوانسته‌ از مجراي‌ قانوني‌ به‌ حق‌ خود برسد.
در حقيقت‌ بسياري‌ از مردان‌ افغان‌ مي‌خواهند با توسل‌ به‌ خشونت‌ برتري‌ خود را بر زنان‌ ابراز كنند و اين‌ حقيقت‌ براي‌ آنان‌ يك‌ نوع‌ افتخار است‌.
عربستان‌ سعودي‌
به‌ نظر بسياري‌ از كارشناسان‌، صحبت‌ از حقوق‌ زنان‌ در جامعه‌ محافظه‌ كار عربستان‌ سعودي‌ اتلاف‌ وقت‌ است‌. زيرا زنان‌ سعودي‌ از بسياري‌ حقوق‌ عادي‌ ديگر زنان‌ جهان‌ مانند حق‌ راي‌ بي‌بهره‌اند و در محيطي‌ بسته‌ و تحت‌ كنترل‌ و نظارت‌ كامل‌ مردان‌ زندگي‌ مي‌كنند.
چندي‌ پيش‌ يكي‌ از مجريان‌ تلويزيوني‌ عربستان‌،تصاويري‌ از صورت‌ در هم‌ كوفته‌ »رانيا الباز« را بر روي‌ صفحه‌ تلويزيون‌ نشان‌ داد. همسر »رانيا الباز« با كوبيدن‌ او بر زمين‌ (به‌ قصد كشتن‌ وي‌) باعث‌ جراحات‌ سنگيني‌ در ناحيه‌ صورت‌ رانيا شد كه‌ پس‌ از جراحي‌هاي‌ متعدد هنوز بطور كامل‌ جبران‌ نشده‌ است‌. »محمد الفلاتا« شوهر رانيا براي‌ اين‌ جرم‌ به‌ شش‌ ماه‌ زندان‌ و 300 ضربه‌ شلاق‌ محكوم‌ شد.
البته‌ با رضايت‌ رانيا نيمي‌ از حكم‌ حبس‌ وي‌ اجرا شد. الباز در گفت‌وگويي‌ با دفتر بي‌بي‌سي‌ در دوبي‌ گفت‌: اجازه‌ نمي‌دهم‌ اين‌ تجربه‌ هولناك‌ زندگي‌ مرا تحت‌الشعاع‌ قرار دهد.
او پس‌ از گذشت‌ 5\1 سال‌ از وقوع‌ اين‌ حادؤه‌، فعاليت‌ اجتماعي‌ خود را از سر گرفته‌ و درباره‌ اين‌ ماجرا كتابي‌ نوشته‌ و منتشر كرده‌ است‌.
رانيا در اين‌ باره‌ مي‌گويد: گرچه‌ اين‌ تجربه‌ تلخ‌، زندگي‌ من‌ را دگرگون‌ كرده‌ اما من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فعال‌ حقوق‌ بشر مصمم‌ هستم‌ كه‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ اصلاح‌ جامعه‌ محافظه‌كار سعودي‌ استفاده‌ كنم‌. مي‌خواهم‌ كه‌ من‌ آخرين‌ زني‌ باشم‌ كه‌ در عربستان‌ كتك‌ خورده‌ است‌.
عراق‌
در جريان‌ درگيري‌هاي‌ مسلحانه‌، از خشونت‌ عليه‌ زن‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ پيشبرد جنگ‌ يا مقاصد قومي‌ استفاده‌ مي‌شود. در زمان‌ جنگ‌، خشونت‌ خانگي‌ ناپديد نمي‌شود، اما تحت‌ تاؤير اتفاقات‌ فراگيرتر، مانند خشونت‌ گروهي‌ و قومي‌ عليه‌ زنان‌، كمتر مورد بحث‌ قرار مي‌گيرد.
»پل‌ رينولدز« خبرنگار بي‌بي‌ سي‌، در گزارشي‌ از جنوب‌ عراق‌ آورده‌ در ماه‌ مارس‌ 2005، مردان‌ مسلح‌ در پاركي‌ در نزديكي‌ دانشگاه‌ بصره‌ به‌ گروهي‌ از دانشجويان‌ حمله‌ كردند و با دريدن‌ لباس‌ يكي‌ از دختران‌ دانشجو، او را نيمه‌ عريان‌ رها كردند. دو دانشجوي‌ مردي‌ هم‌ كه‌ براي‌ كمك‌ به‌ سوي‌ زن‌ شتافتند، هدف‌ گلوله‌ قرار گرفتند. گفته‌ مي‌شود كه‌ اين‌ دختر دانشجو پس‌ از اين‌ حمله‌ خودكشي‌ كرد.
»لزلي‌ عبدالله‌« پژوهشگر امور زنان‌ كه‌ با انجمن‌هاي‌ مدافع‌ حقوق‌ زنان‌ همكاري‌ داشته‌، در مقاله‌يي‌ در سايت‌ »دموكراسي‌ باز« نوشته‌ است‌: در حالي‌ كه‌ زنان‌ عراقي‌ در انتظار عصري‌ نو از دموكراسي‌ و آزادي‌ بودند، موج‌ سركوب‌ زنان‌ پهنه‌ عراق‌ را فرا گرفته‌ است‌. گروه‌هاي‌ تندرو از تجاوز جنسي‌، اسيدپاشي‌ و ترور براي‌ محدودكردن‌ زنان‌ استفاده‌ مي‌كنند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ رهبران‌ جهان‌، سياستمداران‌ و رسانه‌ها در اين‌ باره‌ سكوت‌ اختيار كرده‌اند.
نيجريه‌
براساس‌ گزارش‌هاي‌ بين‌المللي‌ بيش‌ از يك‌ سوم‌ زنان‌ نيجريه‌ مورد خشونت‌ قرار گرفته‌اند. در گزارش‌ سازمان‌ عفو بين‌الملل‌ آمده‌ است‌: زنان‌ آزار ديده‌، خشونت‌ خانگي‌ را تحمل‌ مي‌كنند و شمار بسيار كمي‌ به‌ پليس‌ مراجعه‌ مي‌كنند. زنان‌ نيجريه‌يي‌ بخاطر »تخطي‌كردن‌« از كارهايي‌ مانند تاخير در حاضر كردن‌ غذا، رفتن‌ به‌ منزل‌ اقوام‌ بدون‌ اجازه‌ مرد، هر روز كتك‌ مي‌خورند، مورد تجاوز جنسي‌ قرار مي‌گيرند يا حتي‌ كشته‌ مي‌شوند از سوي‌ ديگر دادگاه‌هاي‌ نيجريه‌ معمولا رسيدگي‌ به‌ موارد خشونت‌ را به‌ دليل‌ خانوادگي‌ بودن‌ رد مي‌كنند و تحت‌ پيگرد قانوني‌ قرار نمي‌دهند.
سعود تر مهدي‌، دبيركل‌ سازمان‌ غيردولتي‌ مدافع‌ حقوق‌ زنان‌ در نيجريه‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: به‌ نظر من‌ خشونت‌ خانگي‌ در نيجريه‌ به‌ شكل‌هاي‌ متعدد بروز مي‌كند. به‌ عنوان‌ مثال‌ چند همسري‌ در نيجريه‌ امري‌ رايج‌ است‌ از سوي‌ ديگر عدم‌ تساوي‌ قدرت‌ فقط‌ به‌ روابط‌ زن‌ و شوهر محدود نمي‌شود بلكه‌ ميان‌ زنان‌ يك‌ مرد هم‌ تبعيض‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ در قالب‌ زورگويي‌ از سوي‌ »زن‌ ارشد« يا »زن‌ آخر« كه‌ بيشتر مورد توجه‌ مرد است‌، نسبت‌ به‌ ديگر همسران‌ است‌.
از سوي‌ ديگر چند همسري‌ و عدم‌ توزيع‌ عادلانه‌ درآمد و پول‌ از سوي‌ مرد نيز مي‌تواند به‌ مشاجرات‌ غالبا خشن‌ و هتاكي‌ كشيده‌ شود.
وي‌ در ادامه‌ مي‌افزايد: به‌ نظر من‌ مهمترين‌ نكته‌ در مورد خشونت‌هاي‌ خانگي‌ نيجريه‌، تاييد آن‌ از سوي‌ بسياري‌ از مردم‌ جامعه‌ است‌. اين‌ يك‌ واقعيت‌ است‌ كه‌ پليس‌ و انتظامات‌ به‌ شكايات‌ در زمينه‌ خشونت‌ خانگي‌، به‌ عنوان‌ يك‌ مساله‌ خانوادگي‌ و خصوصي‌، رسيدگي‌ نمي‌كنند. مشكل‌ ديگر ترغيب‌ »رفتار خوب‌ يك‌ زن‌ مطلوب‌« از سوي‌ اعضاي‌ خانواده‌ است‌. خانواده‌ به‌ زني‌ كه‌ مورد خشونت‌ شوهرش‌ قرار مي‌گيرد، نصيحت‌ مي‌كند كه‌ »همه‌ زن‌ها روي‌ مشكلات‌ زناشويي‌ خود سرپوش‌ مي‌گذارند« بطور عمومي‌ قضاوت‌ جامعه‌ در مورد زني‌ كه‌ بر شكايت‌ خود عليه‌ خشونت‌ مرد پافشاري‌ مي‌كند اين‌ است‌ كه‌ او فردي‌ دردسرآفرين‌ و مستحق‌ تنبيه‌ است‌.
در فرهنگ‌ آفريقايي‌ مفهوم‌ »حيثيت‌ و آبروي‌ خانواده‌« در واقع‌ ابزاري‌ براي‌ كنترل‌ رفتار اعضاي‌ خانواده‌ است‌ و حيطه‌ آن‌ از تمام‌ مرزهاي‌ شخصي‌ فراتر مي‌رود. از اين‌ رو ارتقاي‌ سطح‌ فرهنگي‌ مردان‌ در مناطق‌ روستايي‌ نيجريه‌ كه‌ افراد ارتباطاتي‌ نزديك‌ و تنگاتنگ‌ دارند نقش‌ اساسي‌تر در رفع‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌ دارد. اما اين‌ وضعيت‌ در شهرهاي‌ بزرگ‌ به‌ دليل‌ ساختار ويژه‌ روابط‌ فردي‌ متفاوت‌ است‌ و نمادهاي‌ اجتماعي‌ نقش‌ اصلي‌ در كاهش‌ خشونت‌ خانگي‌ را ايفا مي‌كنند.

 
            
   

سهم‌ خورشيدخانم‌ از مردان‌پنجشير

صداي‌ زنان‌ افغانستان‌، صداي‌ سكوت‌ است‌. صدايي‌ كه‌ از پشت‌ برقع‌هاي‌ ضخيم‌ آبي‌ به‌ گوش‌ نمي‌ رسد. نه‌ به‌ گوش‌ من‌ كه‌ مسافري‌ بيش‌ نيستم‌، نه‌ به‌ گوش‌ مردانشان‌ كه‌ هم‌ بالش‌ يكديگرند و نه‌ به‌ گوش‌ آن‌ غريبه‌ها كه‌ با نام‌ سازمان‌ ملل‌ در خودروهاي‌ در بسته‌، در ازدحام‌ خاك‌ و دوچرخه‌ و ماشين‌، با سرعت‌ ازاين‌ سر شهر به‌ آن‌ سر شهر مي‌روند.
خالي‌ است‌ خيابان‌ از زن‌. خالي‌ است‌ بازار از زن‌. خالي‌ است‌ مدرسه‌ از زن‌.
مي‌ پرسي‌ جهان‌ بي‌ زن‌، چگونه‌ جهاني‌ است‌* افغانستان‌ همانگونه‌ است‌...
زن‌هاي‌ افغانستان‌ را بايد در خانه‌ جست‌وجو كرد. نام‌ او خورشيد بود و در تمام‌ عمر 33 ساله‌ اش‌ پايش‌ را از ده‌ بيرون‌ نگذاشته‌ بود. حتي‌ به‌ آن‌ ده‌ بغل‌ دستي‌ هم‌ نرفته‌ بود. من‌ ميهمان‌ او و شوهرش‌ بودم‌. در يكي‌ از ده‌ها روستاي‌ دره‌ پنجشير كه‌ درياي‌ پنجشير آن‌ را از جاده‌ منتهي‌ به‌ شهرها و آدم‌ها، جدا مي‌كند. خورشيد با تنها پسر نوزادش‌ و شوهرش‌ حميد كه‌ بعد از 26 سال‌ از ايران‌ به‌ افغانستان‌، برگشته‌ بود، زندگي‌ مي‌كرد. زندگي‌ مي‌كرد در خانه‌يي‌ كه‌ برادر شوهرش‌ با همسر سوم‌ و 11 بچه‌ و خواهر شوهرش‌ با دو بچه‌ در همانجا زندگي‌ مي‌كردند. همه‌ با هم‌ ، در چهار اتاق‌.
خانه‌ كاه‌ گلي‌ بود با پنجره‌هاي‌ آبي‌ و حياطي‌ بي‌ حفاظ‌. يك‌ توالت‌ در كنار خانه‌ كه‌ 16 بچه‌ با پاي‌ برهنه‌ مدام‌ در آن‌ مي‌رفتند و مي‌آمدند و زمين‌ مي‌خوردند. با اتاقكي‌ بدون‌ پنجره‌ در گوشه‌ ديگر كه‌ آشپزخانه‌ بود. از سه‌ زن‌ خانه‌ فقط‌ يك‌ زن‌ آشپزي‌ مي‌كرد. يك‌ زن‌ براي‌ 21 نفر. اين‌ زن‌ عروس‌ كوچك‌ خانه‌، خورشيد، بود.
حميد پسرعمه‌ خورشيد 37 سال‌ داشت‌. وقتي‌ جنگ‌ تمام‌ شد و حميد بالاخره‌ تصميم‌ گرفت‌ كه‌ براي‌ هميشه‌ به‌ افغانستان‌ برگردد براي‌ خورشيد دو سوغات‌ آوردأ دو پسر كه‌ مادري‌ ايراني‌ داشتند!
خورشيد دختري‌ از دهات‌ پنجشير بود. هنوز راه‌ رفتن‌ بلد نبود كه‌ او را به‌ نام‌ پسر
عمه‌ اش‌، حميد سند زدند. يعني‌ كه‌ قرار شد وقتي‌ بزرگ‌ شدند، با يكديگر ازدواج‌ كنند. اما جهان‌ تصميم‌ ديگري‌ براي‌ خورشيد داشت‌. جهان‌ باز هم‌ به‌ خون‌ نياز داشت‌. خون‌ تازه‌. خون‌ جنگ‌. در افغانستان‌ جنگ‌ شد. جنگي‌ نفس‌ گير و طولاني‌. پسربچه‌يي‌ كه‌ قرار بود وقتي‌ مرد شد، شوهر خورشيد شود، هنوز پشت‌ لبش‌ سبز نشده‌ از افغانستان‌ گريخت‌. گريخت‌ به‌ خاك‌ كشور همسايه‌. ايران‌...
در دره‌ پنجشير جنگ‌ بود و خون‌. و صداي‌ توپ‌ و مسلسلي‌ كه‌ قطع‌ نمي‌ شد. پنجشيري‌ها يا مي‌جنگيدند يا به‌ كوه‌هاي‌ اطراف‌ پناه‌ مي‌بردند و از دور جنگ‌ را نظاره‌ مي‌كردند. اين‌ بود آنچه‌ كه‌ خورشيد در همه‌ سال‌هاي‌ انتظارش‌ براي‌ حميد، ديد. ديگر بزرگ‌ شده‌ بود. دختران‌ هم‌ سن‌ او در ميان‌ همان‌ خون‌ و گلوله‌، شوهر مي‌كردند و بچه‌ دار مي‌شدند اما او هنوز منتظر بود. بيست‌ و چند ساله‌ شده‌ بود كه‌ از ايران‌ خبر رسيد حميد در ايران‌ با يك‌ زن‌ ايراني‌ ازدواج‌ كرده‌ است‌. وقتي‌ خورشيد اين‌ را شنيد، رويش‌ را از دختران‌ همسن‌ و سالش‌ پوشاند و چيزي‌ نگفت‌. برقع‌ را روي‌ سرش‌ كشيد و فكر كردأ البته‌ كه‌ او بايد ازدواج‌ كند. مرد است‌ ديگر... مي‌گويند زن‌هاي‌ ايراني‌ با سياست‌ هستند. مي‌گويند زيبا هستند. دل‌ مردان‌ افغاني‌ را مي‌برند... زن‌هاي‌ ايراني‌...زن‌هاي‌ ايراني‌...
بعدتر خبر رسيد كه‌ حميد يك‌ پسر دارد. بعد دو پسر... بعد ديگر هيچ‌ خبري‌ از او نرسيد.
حالا خورشيد سي‌ ساله‌ شده‌ بود. در افغانستان‌، سني‌ بسيار بالا براي‌ اميد بستن‌ به‌ ازدواج‌. جنگ‌ با طالبان‌ كه‌ تمام‌ شد آن‌ عده‌ كه‌ فرار كرده‌ بودند، برگشتند. برگشتند به‌ آب‌ و خاكي‌ كه‌ بعد از سال‌ها جنگ‌، هيچ‌ چيزي‌ نداشت‌، جز تلي‌ از ويرانه‌.
مي‌ گويند دره‌ پنجشيري‌ها شجاع‌ هستند. دلاور هستند.
نمي‌ دانم‌ وقتي‌ كه‌ خورشيد برقع‌ آبي‌ آسماني‌ را دوباره‌ روي‌ سرش‌ مي‌كشيد، آيا هيچ‌ وقت‌ از خودش‌ مي‌پرسيد كه‌ سهم‌ او از اين‌ دلاوري‌ها چه‌ بود*
خواهر شوهر خورشيد، سرو رسا، به‌ من‌ گفت‌: وقتي‌ كه‌ جنگ‌ تمام‌ شد، همه‌ خوشحال‌ بودند. اما خورشيد نه‌. او تمام‌ آن‌ روز، برقع‌ را از صورتش‌ كنار نكشيد. هيچ‌ كس‌ آن‌ روز اصلا صورت‌ خورشيد را نديد.
آيا مردي‌ كه‌ تقدير او را به‌ نام‌ خورشيد كرده‌ بود و حالا در كشور همسايه‌، در كشوري‌ كه‌ مردم‌ افغان‌ مي‌گويند، بزرگ‌ است‌ و زيبا و آباد و زنان‌ طنازي‌ دارد، به‌ افغانستان‌ باز مي‌گردد* اگر برگردد با زن‌ ايراني‌ اش‌ بر مي‌گردد و او، خورشيد مي‌شود هووي‌ او يا اينكه‌ زن‌ ايراني‌ حاضر نيست‌ كه‌ به‌ افغانستان‌ بي‌ تمدن‌، بي‌ آب‌، بي‌ برق‌، بي‌ آسفالت‌ پا بگذارد*!
افغاني‌ها كه‌ در ايران‌ بودند، هيجان‌ زده‌ شده‌ بودند و هركدام‌ از هر شهري‌ كه‌ بودندأ تهران‌، ورامين‌، ساوه‌، اصفهان‌، مشهد مي‌خواستند با اولين‌ ماشين‌ خودشان‌ را به‌ افغانستان‌، به‌ وطن‌ برسانند. همه‌ احساساتي‌ بودند. وطن‌، افغانستان‌، بعد از 30 سال‌ جنگ‌، آزاد شده‌ بود.
مي‌ گويند در آن‌ روز، مردان‌ و زنان‌ خاك‌ آلوده‌ و خسته‌ افغانستان‌، در كوچه‌ها وخيابان‌ها راه‌ مي‌رفتند و آواز مي‌خواندند. هر كسي‌ هر چيزي‌ كه‌ بلد بود مي‌خواند. يكي‌، ليلي‌ ليلي‌، ليلي‌ جان‌ مي‌خواندأ ديگري‌ سرزمين‌ من‌، خسته‌ خسته‌ از جفايي‌ و آن‌ يكي‌، مرجان‌ تو دندان‌ طلا داري‌... اما خورشيد زير برقع‌ بلند آبي‌ آسماني‌ اش‌، نشسته‌ بود يك‌ گوشه‌ كوچه‌ خاكي‌ و از لاي‌ سوراخ‌هاي‌ ريز برقع‌، به‌ جاده‌ نگاه‌ مي‌كرد. جاده‌يي‌ كه‌ آخرش‌ حتما منتهي‌ مي‌شد به‌ جاده‌هاي‌ آسفالت‌ و چراغ‌هاي‌ پرنور شهرهاي‌ بزرگ‌ ايران‌...
حميد برگشت‌. وقتي‌ خورشيد حميد را ديد كه‌ از پيچ‌ جاده‌ خاكي‌ ده‌ بالا مي‌آيد، احساس‌ مبهمي‌ داشت‌. گس‌ بود دهانش‌. سرگيجه‌ داشت‌، كمي‌. پشت‌ سر حميد چه‌ كساني‌ با او از پيچ‌ جاده‌ بالا مي‌آيند* زن‌ ايراني‌ اش‌، فريبا هم‌ هست‌*
حميد با سه‌ سوغات‌ بزرگ‌ به‌ ده‌ رسيد. يك‌ دستش‌ يك‌ پسرش‌ بود و دست‌ ديگرش‌ پسر ديگرش‌. پشت‌ سرش‌، زنش‌ فريبا نبود اما يك‌ ماشين‌ بود كه‌ تويش‌ پر بود از ويديو، تلوزيون‌، فيلم‌ فارسي‌، نوار ترانه‌هاي‌ فارسي‌، ژنراتور برق‌، فرش‌ ماشين‌ بافت‌ ايراني‌ و البته‌ پارچه‌ و لباس‌ براي‌ همه‌، براي‌ خورشيد.
حالا ديگر دو سال‌ است‌ كه‌ انتظار خورشيد به‌ سر رسيده‌. حالا خوشحال‌ است‌، خورشيد*! حميد با پارچه‌ و لباس‌ و طلاي‌ ايراني‌ برگشت‌. به‌ همراه‌ دو پسرش‌ كه‌ خون‌ ايراني‌ در رگ‌ هايشان‌ است‌ به‌ خانه‌ خورشيد رفت‌ و او را از پدرش‌ خواستگاري‌ كرد. حميد با لهجه‌ ايراني‌، خيلي‌ ساده‌ توضيح‌ داد: فريبا حاضر نشد با من‌ به‌ افغانستان‌ بيايد. از افغانستان‌ بدش‌ مي‌آمد. من‌ هم‌ يواشكي‌ دو پسرم‌ را برداشتم‌ و آمدم‌ اينجا. خورشيد فكر كرد: چه‌ مرد خوبي‌. مردهاي‌ افغاني‌ لازم‌ نمي‌ بينند همين‌ را هم‌ توضيح‌ دهند! پس‌ همه‌ چيز سريع‌ اتفاق‌ افتاد. خورشيد به‌ خانه‌ حميد آمد. با خواهر شوهر و دو بچه‌ اش‌ و برادر شوهر و 11 بچه‌ اش‌ همخانه‌ شد. هنوز يك‌ سال‌ نشده‌ بود كه‌ بچه‌ دار شد. حالا ديگر خورشيد حتما خوشحال‌ بود. حال‌ هم‌ تراز دوستان‌ سابقش‌ بودأ شوهر داشت‌! پسر داشت‌!
انگار همه‌ چيز رو به‌ راه‌ است‌. جنگ‌ تمام‌ شده‌. محصولات‌ باغ‌ خوب‌ است‌ و پسر من‌ خوب‌ شير مي‌خورد. انگار همه‌ چيز رو به‌ راه‌ است‌. حميد هيچ‌ نظر بدي‌ به‌ هيچ‌ زن‌ افغاني‌ ندارد. حميد كار مي‌كند. حميد شب‌ها به‌ خانه‌ مي‌آيد، ژنراتور برق‌ را راه‌ مي‌اندازد و فيلم‌ فارسي‌ براي‌ ما مي‌گذارد. حميد مي‌خندد. انگار همه‌ چيز رو به‌ راه‌ است‌ اما فقط‌ گاهي‌ نمي‌دانم‌ چرا آنقدر دلم‌ مي‌گيرد. وقتي‌ كه‌ حميد با خنده‌ از فريبا و طنازي‌هاي‌ او حرف‌ مي‌زند!
وقتي‌ كه‌ حميد مي‌گويد كه‌ باز هم‌ بايد به‌ ايران‌ برگردد چون‌ در افغانستان‌ كار نيست‌! وقتي‌ كه‌ مي‌گويد: تهران‌ جاي‌ زن‌هاي‌ افغاني‌ نيست‌! وقتي‌ كه‌ حميد آلبوم‌ بزرگ‌ عكسش‌ را از كمد در مي‌آورد و به‌ عكس‌ زن‌هاي‌ ايراني‌ كه‌ هر كدام‌ زماني‌ دوست‌ يا همسرش‌ بودند، دست‌ مي‌كشد و صورت‌ من‌ را نمي‌ بيند كه‌ با چشم‌هاي‌ منتظر، هنوز منتظر آنقدر نزديك‌ به‌ او نشسته‌ ام‌ و به‌ او زل‌ زده‌ ام‌.
حميد سرش‌ را از آلبوم‌ بلند مي‌كند و مي‌گويد: در اينجا كار نيست‌. بايد دوباره‌ برگردم‌ ايران‌...
شكوفه‌ آذر



 
            
   

مردان‌ طلايه‌داران‌ انقلاب‌ موبايل‌"جاسازي‌ تلفن‌ همراه‌ داخل‌ دندان‌!


بيل‌ دويت‌ معتقد بود شادترين‌ دوره‌ زندگي‌ بشر تنها از سال‌ 1850 تا 1875 طول‌ كشيده‌ است‌. سال‌ 1850 سال‌ اختراع‌ وان‌ حمام‌ است‌ و سال‌ 1875 سال‌ اختراع‌ تلفن‌أ پديده‌يي‌ كه‌ به‌ سكوت‌ و آرامش‌ دراز كشيدن‌ در آب‌ گرم‌ و غوطه‌ور شدن‌ در خيال‌هاي‌ شيرين‌ پايان‌ داد. اوژن‌ نش‌ هم‌ معتقد بود تلخ‌ترين‌ لحظات‌ زندگي‌ انسان‌ بعدازظهرهاي‌ شنبه‌يي‌ است‌ كه‌ در خانه‌، روبه‌روي‌ كاناپه‌ لم‌ داده‌يي‌ و خبر مي‌رسد تلفن‌ با تو كار دارد. هنري‌ ميلر هم‌ از تلفن‌ نفرت‌ داشت‌ و مي‌گفت‌ ترجيح‌ مي‌دهد اگر با كسي‌ كار دارد، به‌ او نامه‌ بنويسد و هرگز دست‌ به‌ گوشي‌ تلفن‌ نزند.
اما دوران‌ مدرن‌ به‌ همه‌ اين‌ بهانه‌گيري‌ها پايان‌داده‌ است‌. شادترين‌ لحظات‌ زندگي‌ نوجوان‌ها وقت‌هايي‌ است‌ كه‌ تلفن‌ خانه‌ زنگ‌ مي‌خورد و به‌ آنها مي‌گويند تلفن‌ با آنها كار دارد. با اختراع‌ تلفن‌هاي‌ بي‌سيمي‌ و بعد موبايل‌، نوع‌ لذات‌ ما از صحبت‌ كردن‌ با آدم‌هاي‌ آن‌ سوي‌ خط‌ نيز تغيير يافته‌ است‌. ديگر كمتر كسي‌ پيدا مي‌شود كه‌ از تلفن‌ بگريزد يا با موبايل‌اش‌ رابطه‌يي‌ عاشقانه‌ نداشته‌ باشد. حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ ما در تمامي‌ دقايق‌، منتظر زنگ‌ تلفن‌ها و موبايل‌هايمان‌ هستيم‌ تا از كسالت‌ دنياي‌ اطراف‌مان‌ رهايي‌ يابيم‌ و دنياهاي‌ دور را تجربه‌ كنيم‌.
تلفن‌هاي‌ همراه‌، همان‌ قدر كه‌ آدم‌ها را به‌ هم‌ نزديك‌تر كرده‌، ارتباط‌هاي‌ نهايي‌ ميان‌ آنها را كاسته‌ است‌. آدم‌ها از منظره‌هايي‌ كه‌ مي‌بينيد، عكس‌ مي‌گيرند و تجربه‌هاي‌ زنده‌ بودنشان‌ را با ديگران‌ سهيم‌ مي‌شوند. كسي‌ كه‌ به‌ موبايل‌ دسترسي‌ دارد بيشتر از ديگران‌ مي‌تواند تازگي‌هاي‌ زندگي‌ را حس‌ كند، بخندد يا تعجب‌ كند. موبايل‌ براي‌ جوان‌ها يك‌ تكنولوژي‌ صرفا ارتباطي‌ نيست‌، پنجره‌يي‌ است‌ به‌ دنياي‌ نو.
ماجراي‌ انسان‌ و موبايل‌، داستان‌ عاشقانه‌ عجيبي‌ است‌ كه‌ در اين‌ صفحه‌ تنها به‌ بررسي‌ گوشه‌يي‌ از آن‌ پرداخته‌ايم‌. مي‌گويند موبايل‌ تاؤيرات‌ رواني‌ عجيبي‌ هم‌ در سطح‌ جوامع‌ ايجاد كرده‌ است‌. مثلا تحت‌ تاؤير موبايل‌، مردها پر حرف‌تر از قبل‌ شده‌اند. در مقاله‌ گاردين‌ تحت‌ عنوان‌ »مردان‌أ طلايه‌داران‌ انقلاب‌ موبايل‌« آمده‌ بود مردهاي‌ امروز بيشتر از آنكه‌ با زن‌ها وقت‌ بگذرانند، سرگرم‌ موبايل‌هايشان‌ هستند. تحليل‌ روانشناختي‌ اين‌ بحران‌ هم‌ چندان‌ سخت‌ نيست‌. مردها بيشتر دوست‌ دارند با اسباب‌ بازي‌هاي‌ تكنولوژيك‌ بازي‌ كنند، در حالي‌ كه‌ زن‌ها معمولا به‌ صورت‌ حساب‌ آخر ماه‌ فكر مي‌كنند.
مي‌گويند 70 درصد تماس‌هاي‌ تلفني‌ امريكا در ماشين‌هاي‌ در حال‌ حركت‌ صورت‌ مي‌گيرد! اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ پليس‌ سال‌هاست‌ رانندگان‌ موبايل‌ به‌ دست‌ را جريمه‌هاي‌ سنگين‌ مي‌كند. اين‌ پديده‌ حتي‌ صنعت‌ خودروسازي‌ اين‌ كشور راهم‌ تحت‌ تاؤير قرار داده‌ است‌. در امريكا ماشين‌هايي‌ روي‌ بورس‌ هستند كه‌ روي‌ داشبوردشان‌، ميكروفون‌ هوشمند موبايل‌ جاسازي‌ شده‌ باشد. دانشمندان‌ امريكايي‌ در اقدامي‌ غافلگير كننده‌تر طرح‌ ابتدايي‌ تلفن‌ همراهي‌ را ريخته‌اند كه‌ در داخل‌ دندان‌ جاسازي‌ مي‌شود. مسلم‌ است‌ كه‌ طرف‌ مقابل‌ خيلي‌ راحت‌تر از قبل‌ حرف‌هاي‌ شما را مي‌شنود. صداي‌ او هم‌ از طريق‌ ارتعاشاتي‌ كه‌ دستگاه‌ در استخوان‌ فك‌ شما ايجاد مي‌كند، به‌ گوشتان‌ منتقل‌ مي‌شود. اين‌ موبايل‌ در ميان‌ مربيان‌ فوتبال‌ و بازيگران‌ وسوسه‌هاي‌ تازه‌يي‌ به‌ راه‌ انداخته‌ است‌. آيا انسان‌ و ماشين‌ به‌ زودي‌ از هم‌ جدانشدني‌ خواهند شد*


 
            
   

آيا شما هم‌ معتاديد؟

وقتي‌ بحث‌ اعتياد به‌ ميان‌ مي‌آيد همه‌ به‌ ياد مواد مخدر و سيگار و الكل‌ مي‌افتند. اما شايد زمان‌ آن‌ رسيده‌ باشد كه‌ در تفكرمان‌ تجديد نظر كنيم‌أ امروز اعتياد جديد و غيرقابل‌ درماني‌ كه‌ گريبان‌گير انسان‌ شده‌ است‌، اعتياد به‌ گوشي‌هاي‌ موبايل‌ است‌. موبايل‌ اصلي‌ترين‌ كانال‌ ارتباطي‌ همه‌ ما شده‌ است‌. آنقدر كه‌ نمي‌توانيم‌ بدون‌ آن‌ زندگي‌ را تصور كنيم‌.
موبايل‌ها تبديل‌ به‌ ابزاري‌ ضروري‌ براي‌ مديريت‌ احساس‌ها و زندگي‌ خصوصي‌ ما شده‌اند. براي‌ همين‌ است‌ كه‌ بدون‌ آنها احساس‌ خلا عجيبي‌ مي‌كنيم‌. بسياري‌ ادعا مي‌كنند موبايل‌ را براي‌ لحظه‌هاي‌ حياتي‌ مي‌خواهندأ مثلا وقت‌هايي‌ كه‌ تصادف‌ كرده‌اند يا دزدي‌ به‌ آنها حمله‌ كرده‌ است‌ يا ماشين‌شان‌ در وسط‌ بيابان‌ خاموش‌ شده‌ است‌ و ديگر روشن‌ نمي‌شود. اما اين‌ طور نيست‌. هر كسي‌ كه‌ يك‌ موبايل‌ دارد مي‌داند كه‌ بيشتر تماس‌هايي‌ كه‌ با اين‌ گوشي‌ كوچك‌ مي‌گيرد، تماس‌هاي‌ خصوصي‌اند تا به‌ زندگي‌ او رنگ‌ و طراوت‌ بدهند و احساس‌ گم‌ شده‌ اعتماد به‌ نفس‌ و شخصيت‌ او را چند دقيقه‌يي‌ به‌ او باز گردانند.
حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ ما كنترل‌ خود را بر اين‌ وسيله‌ ارتباطي‌ از دست‌ داده‌ايم‌. حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ ما هر كار مي‌كنيم‌ نمي‌توانيم‌ قبض‌ موبايل‌مان‌ را پايين‌ نگه‌ داريم‌. ما در روز ده‌ها پيام‌ كوتاه‌ به‌ ديگران‌ مي‌فرستيم‌ تا مطمئن‌ شويم‌ آنها ما را دوست‌ دارند يا به‌ ما فكر مي‌كنند.
اگر شما هم‌ از آن‌ دسته‌ شهروندان‌ مدرن‌ هستيد كه‌ نمي‌توانيد زندگي‌ بدون‌ موبايل‌ را تحمل‌ كنيد، بايد بگويم‌ شما يك‌ معتاد به‌ موبايل‌ هستيد. معتادان‌ به‌ موبايل‌ احساس‌ مي‌كنند موبايل‌ پاره‌يي‌ از شخصيت‌ آنهاست‌ و بدون‌ آن‌ احساس‌ بي‌هويتي‌، ناامني‌ و حتي‌ برهنگي‌ مي‌كنند. پنج‌ سوال‌ زير ميزان‌ اعتياد شما به‌ موبايل‌ را اندازه‌گيري‌ مي‌كند:
موبايل‌تان‌ را چه‌ هنگامي‌ خاموش‌ مي‌كنيد*
1) شب‌ها هنگام‌ خواب‌
2) وقتي‌ شارژ موبايلم‌ تمام‌ شده‌ است‌
3) هيچ‌ وقت‌
شماره‌ دوستان‌ خود را كجا ذخيره‌ كرده‌ايد*
1) در دفترچه‌يي‌ جداگانه‌
2) در دفتر تلفن‌ و حافظه‌ موبايل‌ام‌
3) تنها در حافظه‌ موبايل‌ام‌
هنگامي‌ كه‌ نمي‌توانيد به‌ كسي‌ زنگ‌ بزنند، با گوشي‌ موبايل‌تان‌ چه‌ كار مي‌كنيد*
1) موبايل‌ را كنار در كيف‌ يا جيب‌ام‌ مي‌گذارم‌.
2) پيام‌هاي‌ كوتاه‌ مي‌فرستم‌.
3) بازي‌ مي‌كنم‌.
در سالن‌ سينما يا تئاتر با موبايل‌تان‌ چه‌ كار مي‌كنيد*
1) آن‌ را خاموش‌ مي‌كنم‌.
2) آن‌ را روي‌ ويبره‌ مي‌گذارم‌.
3) زنگ‌ موبايل‌ام‌ را كم‌ مي‌كنم‌.
زنگ‌ موبايل‌تان‌ را چند روز يك‌ بار عوض‌ مي‌كنند.
1) هر ماه‌ يك‌بار
2) هر هفته‌ يك‌بار
3) هر روز يك‌ بار
شماره‌ جواب‌هاي‌ خود را بنويسيد و آنها را جمع‌ بزنيد. اگر امتياز شما بالاتر از 10 است‌، اعتياد شما به‌ موبايلتان‌ جدي‌ است‌ و بايد هر چه‌ زودتر فكري‌ به‌ حال‌ آن‌ بكنيد. پيشنهاد ما اين‌ است‌ كه‌ يك‌ هفته‌ موبايل‌تان‌ را خاموش‌ كنيد. روزهاي‌ اول‌ سخت‌ است‌، اما خيلي‌ زود عادت‌ مي‌كنيد.

 
            
   

آيا سرطان‌زاست‌؟

درباره‌ موبايل‌ هر روز خبرهاي‌ تازه‌يي‌ به‌ گوش‌ مي‌رسد. بعضي‌ مي‌گويند موبايل‌ سرطان‌زاست‌ و بعضي‌ مي‌گويند تشعشعات‌ موبايل‌ باعث‌ ناباروري‌ مي‌شود. اگر قرار باشد به‌ همه‌ اين‌ خبرها گوش‌ دهيم‌ بايد گوشي‌ موبايل‌مان‌ را هر چه‌ زودتر در سطل‌ آشغال‌ بيندازيم‌.
دكتر هاردل‌ از مركز درماني‌ سوئد، سال‌ گذشته‌ اعلام‌ كرد در تحقيقات‌ خود به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ كه‌ كساني‌ كه‌ از موبايل‌ استفاده‌ مي‌كنند 5\2 برابر بيشتر از ديگران‌ در معرض‌ خطر ابتلا به‌ سرطان‌، تومور مغزي‌، كم‌ حافظگي‌، اختلال‌ رفتاري‌ و سردرد هستند. او اعلام‌ كرد بيمارهايي‌ داشته‌ كه‌ تومورهايشان‌ دقيقا در جاهايي‌ رشد كرده‌اند كه‌ آنتن‌ موبايل‌ با سر بيمار تماس‌ داشته‌ است‌. اما آيا بايد اين‌ حرف‌ها را باور كرد*
تاكنون‌ تحقيقات‌ بسياري‌ بر روي‌ گوشي‌هاي‌ موبايل‌ انجام‌ شده‌ است‌ و تنها محققان‌ اندكي‌ معتقدند موبايل‌ باعث‌ ايجاد تومور مغزي‌ مي‌شود. هنگامي‌ كه‌ تلويزيون‌ و تلفن‌هاي‌ خانگي‌ هم‌ به‌ بازار آمدند اين‌ حرف‌ها درباره‌ آنها به‌ گوش‌ مي‌رسيد. اما امروز همه‌ مي‌دانند تاؤير منفي‌ اشعه‌هاي‌ منفي‌ تلويزيون‌ بسيار كمتر از آن‌ است‌ كه‌ بخواهيم‌ تلويزيون‌هايمان‌ را دور بيندازيم‌. همه‌ اين‌ها در حالي‌ است‌ كه‌ سال‌ گذشته‌ نظريه‌ تاؤير موبايل‌ بر سرطان‌ گوش‌ به‌ كلي‌ رد شد.
در سال‌ 1999 دولت‌ انگليس‌ گروهي‌ از محققان‌ مستقل‌ را مامور كرد تا درباره‌ خطرهاي‌ موبايل‌ تحقيق‌ كنند. نتيجه‌ اين‌ تحقيق‌ در آوريل‌ سال‌ 2000 به‌ چاپ‌ رسيد. در اين‌ گزارش‌ آمده‌ بود دانش‌ اندك‌ ما درباره‌ موبايل‌ به‌ ما هشدار مي‌دهد كه‌ در استفاده‌ از اين‌ وسيله‌ كمي‌ احتياط‌ كنيم‌. »ما به‌ بزرگترها توصيه‌ مي‌كنيم‌ تا حد ممكن‌ كمتر از موبايل‌ استفاده‌ كنند و از كودكان‌ مي‌خواهيم‌ تنها در موارد ضروري‌ با موبايل‌ تماس‌ بگيرند.«
در همان‌ سال‌ خلاصه‌يي‌ از اين‌ گزارش‌ تهيه‌ شد و قرار شد فروشندگان‌ موبايل‌ اين‌ اطلاعات‌ را در اختيار مشتريان‌ قرار دهند. اما متاسفانه‌ فروشندگان‌ به‌ اين‌ قانون‌ عمل‌ نكرده‌ و نمي‌كنند. ما خلاصه‌يي‌ از اين‌ توصيه‌نامه‌ پزشكي‌ را در اينجا مي‌آوريم‌:
1) اگر زير 16 سال‌ داريد، به‌ جاي‌ حرف‌ زدن‌ از پيام‌هاي‌ كوتاه‌ استفاده‌ كنيد. از آنجا كه‌ استخوان‌ جمجمه‌ كودكان‌ هنوز بطور كامل‌ شكل‌ نگرفته‌، استفاده‌ از موبايل‌ ممكن‌ است‌ براي‌ آنها خطرناك‌ باشد.
2) در ماشين‌ و محيط‌هاي‌ بسته‌ فلزي‌ با موبايل‌ حرف‌ نزنيد.
3) سعي‌ كنيد تا حد ممكن‌ از »هدست‌« استفاده‌ كنيد.
4) وقتي‌ موبايل‌تان‌ آنتن‌ نمي‌دهد، آن‌ را خاموش‌ كنيد. در اين‌ مواقع‌ موبايل‌ شما بيشتر از هميشه‌ امواج‌ را به‌ خود جذب‌ مي‌كند.
5) ترس‌ از موبايل‌ خود مي‌تواند به‌ بيماري‌ منجر شود. آنهايي‌ كه‌ از دكل‌هاي‌ موبايل‌ مي‌ترسند بايد بدانند اين‌ آنتن‌ها روي‌ سلامتي‌ تاؤير قابل‌ توجهي‌ ندارند.
6) موبايل‌ خود را به‌ كمرتان‌ وصل‌ نكنيد و ترجيحا آن‌ را در كيف‌ دستي‌تان‌ بگذاريد.

 
            
   

عاجزانه‌ تمنا مي‌كنيم‌ موبايل‌هاي‌تان‌ را خاموش‌ كنيد

موبايل‌ها در غرب‌ و شرق‌ دو پديده‌ كاملا جداگانه‌ هستند كه‌ ارتباط‌ زيادي‌ به‌ هم‌ ندارند. مرور اين‌ تفاوت‌ها شايد براي‌ هر كسي‌ جالب‌ باشد. در بيشتر كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ با موبايل‌ حرف‌ مي‌زنند، ديدي‌ منفي‌ و برخوردي‌ تند دارند. موبايل‌ در اين‌ كشورها هنوز پديده‌يي‌ نوين‌ است‌ و برخورد آدم‌ها با آن‌ بسيار سنتي‌ و متناقض‌ مي‌نمايد. هنگام‌ خواندن‌ اين‌ سطور يادتان‌ باشد كه‌ پديده‌ موبايل‌ درسرتاسر دنيا هنوز دوران‌ كودكي‌ خود را طي‌ مي‌كند.
هر چند بسياري‌ از كشورهاي‌ غربي‌ هم‌ هنوز از مشكل‌ آنتن‌دهي‌ موبايل‌ رنج‌ مي‌برند، اما اين‌ ماجرا در كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ ديگر تبديل‌ به‌ يك‌ عادت‌ شده‌ است‌. مردم‌ اوگاندا اين‌ مشكل‌ را به‌ طرز جالبي‌ حل‌ كرده‌اند. در اوگاندا مرداني‌ هستند كه‌ بر بالاي‌ تپه‌ها برج‌هايي‌ چوبي‌ يا سنگي‌ ساخته‌اند. يك‌ نفر مي‌تواند با پرداخت‌ 600 شيلينگ‌ از نردبان‌ بالا برود و بالاي‌ برج‌ با موبايل‌ صحبت‌ كند. اين‌ خيلي‌ راحت‌تر از تاكسي‌ گرفتن‌ و رفتن‌ به‌ آن‌ نقطه‌هايي‌ از شهر است‌ كه‌ موبايل‌ آنتن‌ مي‌دهد!رشد سرسام‌آور موبايل‌ در كشورهاي‌ آفريقايي‌ (در مقايسه‌ با رشد كامپيوترهاي‌ خانگي‌ و اينترنت‌) هنوز براي‌ خيلي‌ها عجيب‌ است‌. فرهنگ‌ آفريقايي‌ با اتكا به‌ ارتباطات‌ شفاهي‌ خيلي‌ راحت‌ اين‌ تكنولوژي‌ را در خود هضم‌ كرده‌، در حالي‌ كه‌ در غرب‌ مردم‌ زياد دوست‌ ندارند وقت‌شان‌ را پاي‌ تلفن‌ حرام‌ كنند. علي‌رغم‌ فقر شديد مردمان‌ نيجريه‌، آمار استفاده‌ از موبايل‌ در اين‌ كشور سرسام‌ آور است‌. هر نيجريه‌يي‌ بطور ميانگين‌ 200 دقيقه‌ در هفته‌ با موبايل‌ صحبت‌ مي‌كند. مقايسه‌ كنيد با آمار ديگر كشورها:
فرانسه‌: 154 دقيقه‌
ژاپن‌: 149 دقيقه‌
انگليس‌: 120 دقيقه‌
آلمان‌: 89 دقيقه‌
در چين‌ هم‌ مهم‌ نيست‌ استطاعت‌ مالي‌ داشته‌ باشي‌ يا نه‌أ داشتن‌ موبايل‌ از واجبات‌ است‌. طبق‌ آمار هر ماه‌ 5 ميليون‌ نفر به‌ دارندگان‌ موبايل‌ در چين‌ اضافه‌ مي‌شود! يك‌ كارخانه‌ توليد گوشي‌ در سال‌ 2001 فقط‌ 7\62 ميليون‌ گوشي‌ به‌ چيني‌ها فروخت‌. در چين‌ بيشتر موبايل‌ها در اختيار جواناني‌ است‌ كه‌ در جست‌ وجوي‌ كار به‌ پايتخت‌ آمده‌اند و دل‌شان‌ مي‌خواهد با خانواده‌شان‌ در شهرستان‌ها در تماس‌ باشند.آن‌ طور كه‌ مشهور است‌، فرهنگ‌ استفاده‌ از موبايل‌ در چين‌ هنوز جا نيفتاده‌ است‌. بيشتر وقت‌ها سيستم‌هاي‌ كنترل‌ هواپيماها دچار نقا فني‌ مي‌شود و مهماندارها مجبورند از مسافران‌ بخواهند موبايل‌هايشان‌ را خاموش‌ كنند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ وقتي‌ هواپيما به‌ فرودگاه‌ مقصد نزديك‌ مي‌شود، صداي‌ روشن‌ شدن‌ تك‌ تك‌ موبايل‌ها را مي‌شنوي‌!
در لائوس‌ هنوز براي‌ خيلي‌ها قابل‌ درك‌ نيست‌ كه‌ صحبت‌ كردن‌ با موبايل‌ در سينماها و تئاترها و كليساها نشانه‌ بي‌ادبي‌ است‌. در اتوبوس‌ها و قطارها كساني‌ را مي‌بيني‌ كه‌ در گوشي‌هاي‌ خود داد مي‌كشند و بغل‌ دستي‌هايشان‌ را مي‌ترسانند. خيلي‌ از مردم‌ مي‌ترسند موبايل‌هايشان‌ را خاموش‌ كنند، از ترس‌ اينكه‌ مبادا معامله‌ بزرگي‌ را از دست‌ بدهند. يك‌ كليسا در لائوس‌ براي‌ هر كسي‌ كه‌ موبايلش‌ هنگام‌ مراسم‌ عبادت‌ زنگ‌ بخورد، 100 دلار جريمه‌ تعيين‌ كرده‌ است‌.فرهنگ‌ استفاده‌ از موبايل‌ در ژاپن‌ هم‌ فرهنگ‌ جالب‌ و منحصر به‌ فردي‌ است‌. دخترهاي‌ جوان‌ ژاپني‌ از موبايل‌هاي‌ دوربين‌دار استقبال‌ زيادي‌ كرده‌اند، چرا كه‌ به‌ كمك‌ آن‌ مي‌توانند از كالاهاي‌ موجود در مغازه‌ها عكس‌ بگيرند و تصاوير را براي‌ دوستانشان‌ بفرستند تا قيمت‌ها را با هم‌ مقايسه‌ كنند.
ماجراي‌ استفاده‌ از موبايل‌ در افغانستان‌ هم‌ به‌ نوبه‌ خود ماجراي‌ تلخ‌ و تكان‌دهنده‌يي‌ است‌. طالبان‌ استفاده‌ از هر گونه‌ كالاي‌ برقي‌ و الكتريكي‌ را در افغانستان‌ حرام‌ كرده‌ بود و اين‌ در حالي‌ بود كه‌ طبق‌ گزارش‌ بي‌.بي‌.سي‌ موبايل‌ بن‌ لادن‌، پيشرفته‌ترين‌ گوشي‌ ارتباطي‌ در جهان‌ بوده‌ و شايد باشد!سال‌ گذشته‌ سازمان‌ سيا در گزارشي‌ پرده‌ از اين‌ راز برداشت‌ كه‌ چگونه‌ گروه‌هاي‌ تروريستي‌ و به‌ خصوص‌ گروه‌ القاعده‌ از تكنولوژي‌ موبايل‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ اهداف‌ خود استفاده‌ كرده‌اند. به‌ هر حال‌ در نگاه‌ مردم‌ افغانستان‌ موبايل‌ هنوز يك‌ كالاي‌ تروريستي‌ تلقي‌ مي‌شود.

 
            
   

نشست‌ هماهنگي‌و مطبوعاتي‌ يادمان‌ شهداي‌ عرصه‌ خبر كشوردر اراك‌ برگزارشد

نشست‌ هماهنگي‌ و مطبوعاتي‌ يادمان‌ شهداي‌ عرصه‌ خبر و عمليات‌ كربلاي‌ پنج‌ با حضور معاون‌ روابط‌ عمومي‌ و تبليغات‌ بنياد حفظ‌ آثار و نشر ارزش‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ ، مسوولين‌ استان‌ مركزي‌ و خبرنگاران‌ اراك‌ برپا شد.
در اين‌ جلسه‌ سردار داود غياؤي‌راد معاون‌ روابط‌ عمومي‌ و تبليغات‌ بنياد حفظ‌ آؤار و نشرارزش‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ حضور خبرنگاران‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ بويژه‌ دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ را باعث‌ انتقال‌ واقعيات‌ و تنوير افكار عمومي‌ خواند و گفت‌: يادمان‌ شهداي‌ خبر در تقدير از تلاش‌ خبرنگاران‌ بويژه‌ خبرنگران‌ شهيد در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ است‌ كه‌ با حضور خبرنگاران‌ و مسوولين‌ كشوري‌ و استاني‌ در اراك‌ برگزار مي‌گردد.
مشاور فرماندهي‌ ستاد كل‌ نيروهاي‌ مسلح‌ ميرزاتقي‌خان‌ فراهاني‌ را پدر مطبوعات‌ كشور و اولين‌ شهيد عرصه‌ خبر دانست‌ و گفت‌: از ميان‌ شهداي‌ خبرنگار بيش‌ از 5 نفر آنان‌ را خبرنگاراني‌ از خطه‌ استان‌ مركزي‌ شامل‌ مي‌شود.
وي‌ تصريح‌ كرد: نگاهي‌ به‌ تاريخ‌ كشور و حضور خبرنگاران‌ نشان‌ مي‌دهد آنان‌ در برهه‌هاي‌ مختلف‌ عليه‌ استكبار و در راستاي‌ منافع‌ مردم‌ و كشور خود گام‌ برداشته‌اند.سردار غياؤي‌راد تصريح‌ كرد: در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ همه‌ مردم‌ با همه‌ هستي‌ و داشته‌ خود در برابر تجاوز و زياده‌خواهي‌ دشمن‌ به‌ سرزمين‌ و عقيده‌ آنان‌ دفاع‌ كردند و اجازه‌ ندادند گوشه‌يي‌ از مرزوبوم‌ آنان‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ بيفتد.
وي‌ پيوند اميركبير و شهداي‌ عرصه‌ خبر را در استكبار ستيزي‌ اميركبير در طول‌ زندگيش‌، تلاش‌ او براي‌ جلوگيري‌ از واگذاري‌ بخشي‌ از كشور در معاهده‌ ارزنه‌الروم‌ و تاسيس‌ اولين‌ روزنامه‌ كشور با نام‌ وقايع‌ اتفاقيه‌ و جاري‌ كردن‌ خبر در كشور خواند و در ادامه‌ گفت‌:در يادمان‌ شهداي‌ خبر و بويژه‌ شهداي‌ سقوط‌ هواپيماي‌ 130ئ قصد دارد شجاعت‌ و دليري‌ خبرنگاران‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ را يادآوري‌ كند.
وي‌ افزود: در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ خبرنگاراني‌ داشتيم‌ كه‌ تا سنگر دشمن‌ هم‌ خود را رسانده‌ و با عكاسي‌ وقايع‌ را مستند سازي‌ كرده‌اند كه‌ همه‌ اين‌ جانفشاني‌ها قابل‌ تقدير است‌. سردار غياؤي‌ راد در ادامه‌ گفت‌: در اين‌ مراسم‌ از شهداي‌ كربلاي‌ پنج‌ كه‌ شهيد شاخا آن‌ سردار كاوه‌ نبيري‌ از استان‌ مركزي‌ است‌ تجليل‌ مي‌گردد.
وي‌ اظهار داشت‌: اكنون‌ برخي‌ از اسناد جمع‌آوري‌ شده‌ براي‌ ارايه‌ در دادگاه‌ صدام‌ از سوي‌ ايران‌ از اسناد مربوط‌ به‌ فعاليت‌ خبرنگاران‌ جمع‌آوري‌ شده‌ است‌. همچنين‌ 70 هزار سند خبري‌ از خبرنگاران‌ كشور از دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ وجود دارد كه‌ نسبت‌ به‌ آمار اخبار موجود ديگر قابل‌ توجه‌ است‌.
وي‌ عرصه‌ دفاع‌ مقدس‌ را گستره‌ وسيعي‌ خواند كه‌ تا نيم‌ قرن‌ آينده‌ بايد گنجينه‌هاي‌ آن‌را استخراج‌ كرد در اين‌ جلسه‌ رييس‌ خبرگزاري‌ جمهوري‌ اسلامي‌ واحد اراك‌ با تاكيد بر برنامه‌يي‌ عمل‌ كردن‌ در عرصه‌ حفظ‌ ارزش‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ گفت‌: مجمع‌ خبرنگاران‌ و نويسندگان‌ دفاع‌ مقدس‌ استان‌ مركزي‌ كه‌ باني‌ اصلي‌ برپايي‌ يادمان‌ شهداي‌ خبر است‌ بستر مناسبي‌ براي‌ سازمان‌دهي‌، حفظ‌ و اشاعه‌ ارزش‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ است‌. سلطان‌ مرادي‌ ديدگاه‌ هنري‌ در عرصه‌ حفظ‌ و اشاعه‌ ارزش‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ را مورد تاكيد قرار داد و گفت‌: دشمنان‌ از آنچه‌ كه‌ نيست‌ حقيقت‌ مي‌سازند و ما حقيقت‌ را نمي‌توانيم‌ آنطور كه‌ بود نشان‌ دهيم‌.
وي‌ تنوع‌ در عرضه‌ و وحدت‌ در موضوع‌ را مورد تاكيد قرار داد و گفت‌: شيوه‌هاي‌ اطلاع‌رساني‌ و انتقال‌ مفاهيم‌ ارزشمند دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ بايد با رعايت‌ اصول‌ مخاطب‌شناسي‌ صورت‌ گيرد. در اين‌ جلسه‌ مدير كل‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ استان‌ مركزي‌ با استقبال‌ از تشكيل‌ مجمع‌ خبرنگاران‌ و نويسندگان‌ دفاع‌ مقدس‌ استان‌ و برپايي‌ يادمان‌ شهداي‌ خبر و شهداي‌ كربلاي‌ پنج‌ گفت‌: ارشاد اسلامي‌ از هرگونه‌ حمايت‌ از اين‌ مجمع‌ دريغ‌ نمي‌كند. در اين‌ جلسه‌ مديران‌ مسوول‌ نشريات‌ استاني‌ و خبرنگاران‌ رسانه‌هاي‌ مختلف‌ استاني‌ ديدگاه‌هاي‌ خود را مطرح‌ كردند و آمادگي‌ خود را براي‌ برگزاري‌ يادمان‌ شهداي‌ خبر و حضور در مجمع‌ خبرنگاران‌ و نويسندگان‌ دفاع‌ مقدس‌ استان‌ اعلام‌ كردند.


 
            
   

شلمچه‌ قطعه‌ يي‌ از بهشت‌

نويد صالحي‌
زيستن‌ با آرزو و روياها، زيستن‌ با ديروز، با خاطرات‌، گاهي‌ چنان‌ زيبا است‌ كه‌ گذشتن‌ از آن‌ ممكن‌ نيست‌! گاهي‌ خاطرات‌ چنان‌ پري‌وار رخ‌ مي‌نماياند كه‌ آدمي‌ در آن‌ زنداني‌ مي‌شود، اسارتي‌ بس‌ زيبا و دلپسند.
و اين‌ روزها مردان‌ و زنان‌ بسياري‌ هستند كه‌ در پس‌ پشت‌ زندگاني‌هاي‌ براق‌ امروزي‌ با خاطرات‌ زيباي‌ ديروز خويش‌ زنده‌اندأ آدم‌هايي‌ بزرگ‌ با دلهايي‌ عاشق‌ با خاطراتي‌ كه‌ در تمام‌ طول‌ تاريخ‌ جاودانه‌ خواهد ماند. اين‌ خاطرات‌ از ما دور نيستند كه‌ اگر به‌ آنها لحظه‌يي‌ بينديشيم‌ خواهيم‌ ديد كه‌ اينها خاطره‌ نيست‌ كه‌ حتي‌ امروز در زندگي‌ بسياري‌ جريان‌ دارد. هست‌ چون‌ وجود ماه‌ و خورشيد در آسمان‌ شهر پرغبار من‌ و ما، و هنوز موسيقي‌ زيباي‌ ايثار و شهادت‌ در كوچه‌ پس‌كوچه‌هاي‌ شهرمان‌ شنيده‌ مي‌شود اما براي‌ شنيدن‌ آن‌ بايست‌ گوش‌هاي‌مان‌ از صداي‌ موسيقي‌ اسكناس‌ و ؤروت‌اندوزي‌ خالي‌ باشد.
زيستن‌ در يك‌ فرهنگ‌، در يك‌ خورشيد، خورشيدي‌ كه‌ حالا تازه‌ در آستانه‌ طلوع‌ است‌ و هنوز مانده‌ است‌ كه‌ نخستين‌ اشعه‌هاي‌ زندگي‌بخش‌ خويش‌ را بر تن‌ و جان‌ انسان‌ امروز عطا كند. اين‌ روزها وقتي‌ كه‌ دلي‌ مي‌گيرد، بي‌پناه‌ است‌ اما در آن‌ ايام‌ براي‌ بازپس‌ دادن‌ شادي‌ به‌ دلي‌ بغض‌ كرده‌ دياري‌ بود به‌ وسعت‌ عشق‌، به‌ بزرگي‌ آسمان‌ و به‌ زيبايي‌ بهشت‌.
آن‌ ديار و سرزمين‌ هنوز هست‌، با همان‌ پاكي‌ و بكري‌ و به‌ همان‌ زيبايي‌ اما بايد آن‌ را شناخت‌ و شناساند. اگر دنيازدگي‌ بگذارد! شلمچه‌ هست‌، فكه‌ هست‌، طلاييه‌ باقي‌ است‌ و هزاران‌ هزار راز سر به‌ مهر در هر ديار نهفته‌ است‌ كه‌ بايست‌ شنيد.
هنوز هويزه‌ لب‌ به‌ سخن‌ نگشوده‌ است‌ تا از رشادت‌ و دلتنگي‌ اعلم‌الهدي‌ و يارانش‌ بگويدأ خرمشهر براي‌ روايت‌ غربت‌ جهان‌آرا و سپاهيانش‌ هنوز زمان‌ را مناسب‌ نديده‌ است‌ و كردستان‌ همچنان‌ چشم‌انتظار حاج‌ احمد است‌ تا بيايد و سنندج‌ و مريوان‌ دگربار مغرورانه‌ به‌ وجود نازنين‌ او بنازد.
خاك‌ پاك‌ جنوب‌، حالا، هزار روايت‌ نهان‌ در دل‌ داردأ از فرزندان‌ خود، از همت‌ و باكري‌، از خرازي‌ و صياد دل‌هاي‌ عاشق‌أ صياد شيرازي‌أ و سنندج‌ همچنان‌ فريادش‌ از پرواز بروجردي‌، مسيح‌ كردستان‌، به‌ آسمان‌ بلند است‌. و دو كوهه‌ و حسينيه‌ حاج‌ همت‌ باز هم‌ انتظار سپاهيان‌ محمد(ص‌) را مي‌كشد و اينها همه‌ جريان‌ دارد و جاري‌ است‌. تنها بايد چشم‌ گشود و آن‌ را ديدأ ياد شعر سهراب‌ مي‌افتم‌ و چه‌ زيبا مي‌گويد:
چشم‌ها را بايد شست‌
جور ديگر بايد ديد...
و امشب‌ دلم‌ گرفته‌ و هواي‌ شلمچه‌ داردأ و چون‌ به‌ يادگار شلمچه‌ مي‌نگرم‌ ناگهان‌ تنم‌ مي‌لرزد كه‌ به‌ ياد مي‌آورم‌ كه‌ ديگراني‌ هستند كه‌ حالا شلمچه‌ را آن‌گونه‌ كه‌ هست‌، پاك‌ و مقدس‌، نمي‌خواهند كه‌ برايشان‌ ؤروت‌ و دنيا چنان‌ عزيز است‌ كه‌ مي‌خواهند بهشت‌ خدا را به‌ دروازه‌ جهنم‌ بدل‌ كنند!
آي‌ مظلوم‌ شلمچه‌، كجايند صاحبان‌ آن‌ قطره‌هاي‌ خون‌ كه‌ تو را غسل‌ داد و آسماني‌ كرد تا پناهت‌ دهند*
خودشان‌ هستند و ما هم‌ در پشت‌ سرشان‌ كه‌ مبادا احدي‌ بي‌وضو پا بر خاك‌ پاك‌ تو بگذاردأ و زندگي‌ كردن‌ در فرهنگ‌ پايداري‌ يعني‌ دفاع‌، دفاع‌ از شلمچه‌، شلمچه‌ قطعه‌يي‌ از بهشت‌.


 
            
   

عطر حضور

اصغراستادحسن‌معمار
پدر كه‌ رفت‌، من‌ پانزده‌ ماهه‌ بودم‌. هميشه‌ حسرت‌ اين‌ را داشتم‌ كه‌ چرا پدر را نديدم‌. و او مرا در آغوش‌ نكشيد، نوازش‌ نكرد و نبوسيد. هر بار كه‌ خواهر بزرگترم‌ زهرا، آلبوم‌ عكس‌ها را ورق‌ مي‌زند و عكسي‌ را كه‌ همراه‌ پدر انداخته‌ به‌ من‌ نشان‌ مي‌دهد، غصه‌ مي‌خورم‌ كه‌ چرا مثل‌ او حتي‌ زماني‌ كوتاه‌ با پدر نبودم‌.
امروز هم‌ زهرا دوباره‌ آلبوم‌ عكس‌ها را آورد و من‌ با چشم‌هاي‌ پر از اشك‌ به‌ عكس‌هاي‌ پدر نگاه‌ كردم‌.
شب‌ پدر به‌ خوابم‌ آمد. چشم‌هاي‌ من‌ در خواب‌ هم‌ اشك‌آلود بود. پدر دست‌ به‌ سرم‌ كشيد و اشكهايم‌ را پاك‌ كرد. به‌ او گفتم‌: بابا، دوست‌ دارم‌ تو را در بيداري‌ ببينم‌. پدر دستم‌ را گرفت‌ و گفت‌: اگر مي‌خواهي‌ مرا ببيني‌، بيا قم‌. من‌ اول‌ شهر منتظرت‌ هستم‌.
از خواب‌ پريدم‌. هوا هنوز تاريك‌ بود. به‌ كنار پنجره‌ رفتم‌. قرص‌ كامل‌ ماه‌ در آسمان‌ پر ستاره‌ مي‌درخشيد. انگار پدر بود كه‌ به‌ من‌ لبخند مي‌زد.
صبح‌، خوابم‌ را براي‌ مادر تعريف‌ كردم‌. او مرا در آغوش‌ كشيد و بوسيد. چشم‌هاي‌ او هم‌ پر از اشك‌ بود. كنار اتوبوس‌ يكدفعه‌ به‌ ياد خواب‌ ليلا و وعده‌يي‌ كه‌ پدرش‌ به‌ او داده‌ بود افتادم‌. رنگم‌ پريد، ولي‌ به‌ دخترم‌ چيزي‌ نگفتم‌. در تمام‌ طول‌ راه‌ تا قم‌، مواظب‌ ليلا بودم‌. نيمه‌هاي‌ راه‌ خوابش‌ برد. نزديك‌ شهر يكدفعه‌ از خواب‌ پريد و پرسيد: هنوز به‌ قم‌ نرسيديم‌*! گفتم‌ چرا نزديك‌ شديم‌. اتوبوس‌ به‌ ميدان‌ 72تن‌ قم‌ رسيد. در اين‌ موقع‌ ليلا هراسان‌ از جا بلند شد و به‌ بيرون‌ نگاه‌ كرد. چشم‌هايش‌ گاهي‌ به‌ من‌ و زماني‌ به‌ بيرون‌ ماشين‌ خيره‌ مي‌شد. من‌ كه‌ متوجه‌ رنگ‌ پريده‌ او، لبهاي‌ سفيد و خشك‌ و صورت‌ خيس‌ و عرق‌ كرده‌اش‌ شده‌ بودم‌، به‌ روي‌ خودم‌ نياوردم‌ تا ديگر كساني‌ كه‌ در اتوبوس‌ بودند، متوجه‌ حالت‌ ليلا نشوند. ليلا وقتي‌ ديد من‌ توجهي‌ به‌ او ندارم‌، خودش‌ را در بغلم‌ انداخت‌. گفت‌: مامان‌، به‌ خدا قسم‌ من‌ بابا را مي‌بينم‌. پيراهن‌ قهوه‌يي‌ و شلوار سبز سپاه‌ پوشيده‌، بوي‌ عطرش‌ تا اينجا مي‌آيد! خودش‌ را به‌ پنجره‌ اتوبوس‌ چسبانده‌ بود و پشت‌ سر هم‌ دست‌ تكان‌ مي‌داد. مي‌گفت‌ بابا پاي‌ ماشين‌ ايستاده‌ و به‌ من‌ لبخند مي‌زند. ليلا راست‌ مي‌گفت‌، بوي‌ عطر حميد را من‌ هم‌ حس‌ مي‌كردم‌. چند تا از مسافرها جلو آمدند و علت‌ ناآرامي‌
ليلا را پرسيدند. ليلا به‌ آنها هم‌ گفت‌ كه‌ پدرش‌ را مي‌بيند كه‌ كنار ميدان‌ ايستاده‌ و دست‌ تكان‌ مي‌دهد. آنها هم‌ به‌ گريه‌ افتادند. بعد از زيارت‌ حضرت‌ معصومه‌ سلام‌الله‌ عليها با مادر و بقيه‌ مسافرها به‌ مهمانسراي‌ قم‌ رفتيم‌. شب‌ خيلي‌ زود خوابم‌ برد. در خواب‌ دوباره‌ پدر به‌ ديدنم‌ آمد. گفت‌: ليلا چرا دير آمدي‌، من‌ خيلي‌ منتظرت‌ بودم‌ . گفتم‌: مادر نمي‌گذاشت‌ بيايم‌. گفت‌: خودت‌ مي‌آمدي‌ و مرا مي‌ديدي‌. سر به‌ زير گفتم‌ ببخشيد و او رفت‌.
زمستان‌ خيلي‌ زود از راه‌ رسيد. صبح‌ جمعه‌يي‌ در اواسط‌ بهمن‌ماه‌، براي‌ خواندن‌ دعاي‌ ندبه‌، همراه‌ دوستم‌ به‌ مهديه‌ تهران‌ رفتيم‌. هنوز چند دقيقه‌يي‌ از شروع‌ دعا نگذشته‌ بود كه‌ از شدت‌ گريه‌ به‌ سرفه‌ افتادم‌. طوري‌ كه‌ سرفه‌ام‌ قطع‌ نمي‌شد. يكدفعه‌ حس‌ كردم‌ كسي‌ به‌ پشتم‌ مي‌زند، وقتي‌ برگشتم‌، پدر را ديدم‌. او به‌ رويم‌ لبخند زد و گفت‌: سلام‌. جواب‌ سلامش‌ را دادم‌ و پرسيدم‌ بابا، شما اينجا، بين‌ اين‌ همه‌ زن‌ چه‌ كار مي‌كنيد* پدر سر تكان‌ داد و گفت‌: نترس‌، كسي‌ مرا نمي‌بيند. لباس‌ سپاه‌ تنش‌ بود. كنارم‌ نشست‌ و دعاي‌ ندبه‌ را زمزمه‌ كرد. بعد از دعا، درباره‌ احترام‌ به‌ مادر و خانواده‌هاي‌ شهدا حرف‌ زد. من‌ خواستم‌ دعاي‌ عهد را بخوانم‌. پدر گفت‌: تا تو دعا را بخواني‌، من‌ مي‌روم‌ بيرون‌ و بر مي‌گردم‌ و از كنارم‌ بلند شد. من‌ دعاي‌ عهد را با عجله‌ خواندم‌. وقتي‌ از مهديه‌ بيرون‌ آمدم‌، همه‌ جا را پر از گلهاي‌ زرد و سفيد ديدم‌. دوستم‌ هم‌ همراهم‌ بود. پدر كنار در منتظرم‌ بود. لباسهايش‌ عوض‌ شده‌ بود. پيراهن‌ سفيد و شلوار مشكي‌ پوشيده‌ بود. چند نفر كنار او بودند. من‌ چون‌ از دوستانش‌ خجالت‌ مي‌كشيدم‌، سر به‌ زير از مقابلش‌ گذشتم‌. پدر صدايم‌ كرد: ليلا، ليلا!
برگشتم‌ و گفتم‌ بله‌! دوستم‌ اصلا متوجه‌ من‌ نبود. پدر مرا بغل‌ كرد و بوسيد. گفت‌: ليلا به‌ پايگاه‌ بسيج‌ برو و عكسي‌ كه‌ از من‌ كشيدند ببين‌. گفتم‌ ديدم‌، هنوز كامل‌ نشده‌. گفت‌: تمام‌ شده‌. برو آنجا واز نقاش‌ تصوير تشكر كن‌. به‌ مامان‌ و به‌ زهرا وبه‌ همه‌ سلام‌ برسان‌. بعد گفت‌: دخترم‌ كاري‌ نداري‌، من‌ بايد بروم‌. روز جمعه‌ است‌ و كار زياد دارم‌. اين‌ را گفت‌ و برايم‌ دست‌ تكان‌ داد. يكدفعه‌ ديدم‌ او و دوستانش‌ ديگر نيستند. حالا هر وقت‌ به‌ ياد آن‌ خواب‌ و بيداري‌ مي‌افتم‌، از خداوند تشكر مي‌كنم‌ كه‌ ديدار با پدر را آن‌ هم‌ بعد از سال‌ها نصيبم‌ كرد.


 
            
   

بيدارگران‌ اقاليم‌ عشق‌ وايثار

والاترين‌ گروه‌ انساني‌ در هر جامعه‌ آن‌ دسته‌يي‌ هستند كه‌ زيباترين‌ واژه‌ها را در قاموس‌ رفتارشان‌ به‌ منحصه‌ ظهور مي‌رسانند و آن‌ دفاع‌ از حقيقت‌، آزاديخواهي‌ و ارج‌ نهادن‌ به‌ شخصيت‌ نهاد دروني‌ آدمها است‌.
اصولا قهرمانان‌ ملي‌ هر كشوري‌ از داخل‌ همين‌ گروه‌ سر برمي‌آورند و خواستگاه‌ هم‌ نوعنان‌ خود رابه‌ انجام‌ مي‌رسانند.
آنها در اندازه‌ها و ابعاد معمولي‌ هر انساني‌ هستند، اما ظرف‌ دلشان‌ پر است‌ از عشق‌ به‌ خدا و مملو است‌ از محبت‌ خاك‌، خاكي‌ كه‌ در آن‌ به‌ دنيا آمدند، پا گرفتند، رشد كردند و مي‌توانند در آن‌ آزادانه‌ و با عزت‌ زندگي‌ كنند، خاك‌ از خداست‌ وجودش‌ مقدس‌ و در حقيقت‌ مهمترين‌ توتم‌ اجتماعي‌ اين‌ انسانها است‌. اينان‌ در بركه‌ هاي‌ وجودشان‌ و در عمق‌ درونشان‌ درهاي‌ درخشاني‌ يافت‌ مي‌گردد كه‌ براي‌ تداوم‌ شرافت‌ انساني‌ شان‌ مبارزه‌ مي‌كنند و به‌ دفاع‌ از كشورشان‌ مي‌پردازند تا مرزكشته‌ شدن‌ پيش‌ مي‌روند و شهيد مي‌شوند و مانند گوهري‌ درخشان‌ در برگ‌ برگ‌ تاريخ‌ ملتشان‌ جاي‌ مي‌گيرند و يا در ميدان‌ نبرد جانباز و ايثارگر مي‌شوند و يا در راه‌ عزت‌ و آزادگي‌، اسير مي‌شوند. آنها بهترين‌ عنفوان‌ جواني‌ خود را در كنج‌ سلول‌هاي‌ وحشتناك‌ دشمن‌ مي‌گذرانند و بدينسان‌ بازماندگان‌، هموطنان‌ و همه‌ مردم‌ آزاديخواهان‌ جهان‌ را شرمنده‌ و مديون‌ خود مي‌كنند.
اينان‌، اين‌ شهيدان‌ و از خودگذشتگان‌، قهرمانان‌ ملي‌ و ديني‌ و از جنس‌ همين‌ مردم‌ كوچه‌ و بازارند كه‌ در زندگي‌ عادي‌ خود با ستيزند و نزاع‌ گريزانند و حتي‌ از برخورد با مردم‌ هتاك‌ هم‌ برائت‌ مي‌جويند اما در وقت‌ آشفتگي‌ و تهاجم‌ آن‌ گوهر وجودشان‌ را نمايان‌ مي‌سازند. رزمنده‌ زاتش‌ والاست‌، او در جهاد اكبر پيروزميدان‌ است‌، پاك‌ است‌، البته‌ در زمره‌ عارفان‌ شوريده‌ شيداي‌ بريده‌ از دنيا نيست‌ كه‌ سالها رياضت‌ كشيده‌ باشد، او تهي‌ از منيت‌ و خود محوري‌ است‌ در ظاهر از دهها كتاب‌ منطق‌ و فلسفه‌ و حكمت‌ تغذيه‌ نكرده‌ و دوره‌هاي‌ متعدد چله‌ نشيني‌ راه‌ عشق‌ مرادي‌ گذرانده‌ باشد و پس‌ از گذر از مرز اين‌ كتاب‌هاي‌ پرطمطراق‌ خود را به‌ مرتبه‌ وصال‌ دوست‌ رسانده‌ باشد بلكه‌ عقل‌ را درعشق‌ وجان‌ را در وادي‌ محبوب‌ خلاصه‌ مي‌كنند. كه‌ اما رسيدن‌ به‌ اين‌ مقام‌، مقام‌ شهيدان‌ و ايثارگران‌ چندان‌ دشوار و دور از ذهن‌ نيست‌، يك‌ ايمان‌ مذهبي‌ قوي‌ وقتي‌ با عرق‌ ملي‌ توام‌ شود، با روحي‌ كه‌ سرشار از شرافت‌ و غيرت‌ و انسان‌ دوستي‌ باشد به‌ از خود گذشتگي‌ پروانه‌ گونه‌، تفكر ناب‌، خود را فدا كردن‌ براي‌ راحتي‌ و امنيت‌ ديگران‌ مي‌ انجامد. آري‌ اين‌ شهيدان‌ اين‌ ايثارگران‌ افرادي‌ دور از دست‌ نيستند، از سنخ‌ همين‌ آدم‌هاي‌ اطرافمان‌ هستند، همين‌
مردمي‌ كه‌ در كنار ما زندگي‌ مي‌كنند، دوستشان‌ داريم‌ يا حتي‌ شايد دلگرمي‌هايي‌ هم‌ از آنها داشته‌ باشيم‌ ! آدمهايي‌ مثل‌ ما از جنس‌ خودمان‌ كه‌ زندگي‌ در خون‌ رگشان‌ جاري‌ است‌، با هزاران‌ آرزو و آرمانهاي‌ كوچك‌ و بزرگ‌، اما در وقت‌ دميدن‌ صور جنگ‌ وقتي‌ كه‌ مي‌بينند شرافت‌ انساني‌شان‌ به‌ تاراج‌ مي‌رود و حريم‌ خانواده‌ در معرض‌ خطر قرار گرفته‌ است‌، حس‌ ديگر خواهي‌ بر وجودشان‌ متولي‌ مي‌شود و مفهوم‌ ايثار را بر ملا كردند و حس‌ از خودگذشتن‌ براي‌ حفظ‌ ماندن‌ را مقدس‌ بخشيدن‌ و نام‌ و هويت‌ ملي‌ و عقيده‌ شان‌ را ظهور دادند و اين‌گونه‌ مصمم‌ به‌ دل‌ دشمن‌ هجوم‌ برند و گام‌ در راهي‌ گذارند كه‌ بخوبي‌ مي‌دانستند شايد هرگز بازگشتي‌ در كار نباشد.
آنها صلح‌ جو هستند، آرام‌ هستند از جنگ‌ بيزار در عرف‌ و فرهنگشان‌ كشتن‌ و خونريزي‌، وحشي‌ گري‌ و قدرت‌ طلبي‌ منفور است‌، اما در وقت‌ تهاجم‌ تن‌ به‌ تسليم‌ نمي‌دهند و تقدير را دستاويزي‌ براي‌ سكوت‌ و سكون‌ خود نمي‌كنند، دل‌ از تمام‌ علايق‌ زندگي‌ شخصي‌ مي‌برند و خود از تمام‌ وابستگي‌هاي‌ عاطفي‌شان‌ مي‌گذرند و دل‌ به‌ خدا مي‌دهند. مردان‌ خدا نام‌ در گروه‌ محبوبين‌ دارند و خداوند از آنها با نام‌هاي‌ متعدد در قرآن‌ ياد كرده‌، محسنين‌، متقين‌، صالحين‌، مومنين‌، صادقين‌ و دهها نام‌ ديگر... آنها منصفند زيرا عادلانه‌ خود را جاي‌ ديگران‌ مي‌گذارند لذا از بي‌ عدالتي‌ بيزارند. اما اگر خانه‌ هايشان‌، هويتشان‌، دينشان‌ مورد تهاجم‌ دشمن‌ قرار گيرد آزاده‌ مي‌شوند، حتي‌ اگر فرسنگها دور باشند اينان‌ با انصافند. اهل‌ ايثارند و ايثار از انصاف‌ بالاتر است‌. زيرا در ايثار ديگران‌ را برخود ترجيح‌ مي‌دهند و براي‌ ديگران‌ خود را فنا مي‌كنند. پس‌ به‌ اوج‌ صفت‌ كمال‌ مي‌رسند، آن‌ كمال‌ انساني‌ كه‌ رضايت‌ خداوند را در پي‌ دارد آن‌ نيمه‌ الهي‌ وجودشان‌ غلبه‌ مي‌كند به‌ نفس‌ مادي‌ آنها، آنها عاشقند، عاشق‌ ايثارگر آنها از اقاليم‌ عشق‌ و ايثارند.
ناصر غفاري‌

 
            
   

افتتاح سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ شعبه‌ گلوگاه‌


طي‌ مراسمي‌ كه‌ از سوي‌ مدير كل‌ تامين‌ اجتماعي‌ مازندران‌ برگزار شد.
مدير كل‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ گفت‌ اين‌ سازمان‌ آمادگي‌ كامل‌ جهت‌ تعامل‌ هر چه‌ بيشتر با بخش‌هاي‌ صنعتي‌ در استان‌ را دارد. در اين‌ مراسم‌ كه‌ با حضور فرماندار گلوگاه‌، نماينده‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ از بهشهر و گلوگاه‌، نمايندگان‌ و مسوولين‌ ادارات‌ و صاحب‌ نظران‌، تامين‌ اجتماعي‌ شهرستان‌ گلوگاه‌ مورد افتتاح‌ و بهره‌برداري‌ قرار گرفت‌.
در اين‌ مراسم‌ ناسوتي‌ مدير كل‌ تامين‌ اجتماعي‌ در مازندران‌ در خصوص‌ افتتاح‌ اين‌ شعبه‌ گفت‌: اين‌ بيست‌وپنجمين‌ شعبه‌ تامين‌ اجتماعي‌ در مازندران‌ بوده‌ و با توجه‌ به‌ اينكه‌ جزو اولين‌ دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مورد بهره‌برداري‌ در اين‌ شهر مي‌باشد اميدواريم‌ بتواند در زدودن‌ محروميت‌هاي‌ موجود در اين‌ استان‌ همگام‌ و همسو با ساير نهادها موثرواقع‌ شود.
وي‌ تامين‌ اجتماعي‌ را در دولت‌ رفاه‌ نقش‌ كليدي‌ دانست‌ و اظهار داشت‌: تامين‌ اجتماعي‌ در ساختار وزارت‌ رفاه‌ و در راهبرد بيمه‌يي‌ آن‌ حايز جايگاه‌ حساس‌ و پراهميتي‌ است‌.
محمد جعفر ناسوتي‌ از كارفرمايان‌ خواست‌ تا با ارايه‌ ليست‌ صحيح‌ حق‌ بيمه‌ در تامين‌ امنيت‌ شغلي‌ و كارايي‌ هرچه‌ بيشتر نيرو و نيز همچنين‌ در ميزان‌ دريافتي‌ وي‌ هنگام‌ بازنشستگي‌ با سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ همكاري‌ نمايند.
جمشيدي‌ نماينده‌ مردم‌ بهشهر، نكاوگلوگاه‌ در مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ افتتاح‌ شعبه‌ تامين‌ اجتماعي‌ در اين‌ شهر را به‌ دليل‌ خدمات‌ و تعهدات‌ آن‌ و جايگاه‌ ويژه‌يي‌ كه‌ اين‌ سازمان‌ در توسعه‌ استان‌ دارد، پراهميت‌ خوانده‌ و از ناسوتي‌ به‌ دليل‌ همكاري‌هايش‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مدير دلسوز و موفق‌ نام‌ برد.
خبرنگار »اعتماد« از ساري‌

 
            
   

رييس‌ كميته‌ نهادها و ادارات‌ ستاد دهه‌ فجركردستان‌:لحاظ‌ قداست‌ و موضوعيت‌ ايام‌ سوگواري‌ محرم‌ در دهه‌فجر


رييس‌ كميته‌ نهادها و ادارات‌ ستاد دهه‌ فجر كردستان‌ گفت‌: ادارات‌ و نهادها در تدوين‌ برنامه‌هاي‌ دهه‌ فجر امسال‌ قداست‌ و موضوعيت‌ ايام‌ سوگواري‌ محرم‌ را لحاظ‌ كنيد و طوري‌ عمل‌ كنيد كه‌ مردم‌ منطقه‌ به‌ نحو مطلوب‌ و شايسته‌ از پيام‌ و اهداف‌ عاليه‌ قيام‌ عاشورا بهره‌مند شده‌ و نقش‌ و جايگاه‌ اين‌ واقعه‌ تاريخي‌ را بيش‌ از پيش‌ مورد توجه‌ قرار دهيد.
داود ناصري‌ اميد در نخستين‌ جلسه‌ كميته‌ ادارات‌ ستاد دهه‌فجر كردستان‌ افزود: انقلاب‌ اسلامي‌ نشات‌ گرفته‌ از احكام‌ اسلام‌ و مباني‌ ديني‌ است‌.
وي‌ گفت‌: با عنايت‌ به‌ تقارن‌ جشن‌هاي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ دهه‌ اول‌ محرم‌ الحرام‌ و با عنايت‌ به‌ اهميت‌ تبيين‌ كارآمدي‌ نظام‌ مقدس‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و ترويج‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ ناب‌ اسلامي‌ در راستاي‌ ارتقاي‌ كيفي‌ خدمات‌ نظام‌ و بيان‌ رسالت‌ و جايگاه‌ رفيع‌ قيام‌ خونين‌ عاشورا و مقابله‌ با تهديدات‌ دشمنان‌ قسم‌ خورده‌ نظام‌ اسلامي‌ و تقويت‌ زمينه‌هاي‌ تحقق‌ بيانات‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ مبني‌ بر نامگذاري‌ سال‌جاري‌ به‌ عنوان‌ سال‌ همبستگي‌ ملي‌ و مشاركت‌ عمومي‌ همگي‌ با يك‌ برنامه‌ريزي‌ منسجم‌ قدم‌هاي‌ موؤؤري‌ برداريم‌.
وي‌ بيان‌ داشت‌: خدمت‌ به‌ مردم‌ در نظام‌ اسلامي‌ براساس‌ رهنمودهاي‌ بنيانگذار فقيد جمهوري‌ اسلامي‌ محور اصلي‌ انقلاب‌ است‌ و به‌ همين‌ جهت‌ در ايام‌ دهه‌فجر بايد در جهت‌ اطلاع‌رساني‌ خدمات‌ پس‌ از انقلاب‌ تلاش‌ شود.
ناصري‌ اميد افزود: در آيين‌هاي‌ دهه‌ فجر امسال‌ جهت‌گيري‌ كلي‌ برنامه‌ها بايد به‌ سمت‌ نشان‌ دادن‌ حضور مقتدرانه‌ نظام‌ باشد.
در اين‌ جلسه‌ مقرر شد دستگاه‌ها با برگزاري‌ كنفرانس‌هاي‌ مطبوعاتي‌ و توزيع‌ بروشور در ارتباط‌ با نحوه‌ عملكرد و مقايسه‌ آن‌ با وضعيت‌ استان‌ از پيش‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ تشريح‌ خدمات‌ نظام‌ بپردازند.
دنيا رضايي‌ خبرنگار»اعتماد« از سنندج‌

 
            
   

فولاد مباركه‌ 31 تن‌ محصولات‌ خود را به‌ مشتريان‌ تحويل‌ داد


بيش‌ از 31 ميليون‌ تن‌ محصولات‌ فولاد مباركه‌ به‌ مقصد مشتريان‌ حمل‌ شده‌ است‌.
اين‌ ميزان‌ حمل‌ محصولات‌ كار بسيار عظيمي‌ بوده‌ كه‌ به‌ لطف‌ خدا و با همت‌ و تلاش‌ مجدانه‌ دست‌اندركاران‌ حمل‌ و نقل‌ شهرستان‌ مباركه‌ و حمايت‌هاي‌ فرماندار اين‌ شهرستان‌ و مديركل‌ سازمان‌ حمل‌ و نقل‌ و پايانه‌هاي‌ استان‌ و... محقق‌ شده‌ است‌. وي‌ با اشاره‌ به‌ ميزان‌ حمل‌ محصولات‌ در سال‌ جاري‌ گفت‌: برنامه‌ حمل‌ محصولات‌ از ابتداي‌ سال‌ 84 تا پايان‌ آبان‌ماه‌ 84 مقدار 2 ميليون‌ و 384 هزارتن‌ محصول‌ بوده‌ است‌ كه‌ به‌ ميزان‌ 2 ميليون‌ و 742 هزار تن‌ محصول‌ حمل‌ شده‌ است‌ كه‌ 15 درصد افزايش‌ نسبت‌ به‌ برنامه‌ داشته‌ است‌.

 
            
   

بزرگداشت‌ پدر گرافيك‌ ايران‌ در اصفهان‌

به‌ گزارش‌ روابط‌ عمومي‌ سازمان‌ فرهنگي‌، تفريحي‌ شهرداري‌ اصفهان‌، مراسم‌ بزرگداشت‌ پدر گرافيك‌ ايران‌ مرحوم‌ »استاد مرتضي‌ مميز« به‌ همت‌ موزه‌ هنرهاي‌ معاصر اصفهان‌ و ديگر موسسات‌ فرهنگي‌ هنري‌ و شركت‌ پارت‌ گرافيك‌ و با حضور خانواده‌ ايشان‌ و تني‌ چند از هنرمندان‌ كشور از جمله‌ »آيدين‌ آغداشلو، مسعود سپهر، خانم‌ دكتر تابان‌ و ديگر پيشكسوتان‌ هنر گرافيك‌« ششم‌ دي‌ماه‌ در كتابخانه‌ مركزي‌ برگزار شد.
حميد بارورز خبرنگار »اعتماد« از اصفهان‌

 
            
   

وقف‌ يك‌ باب‌ منزل‌ مسكوني‌ در شهرستان‌ فلاورجان‌


نيكوكار 75 ساله‌ منزل‌ مسكوني‌ خود را وقف‌ ساخت‌ حسينيه‌ و دارالشفاي‌ شهرستان‌ فلاورجان‌ كرد.
به‌ گزارش‌ سازمان‌ اوقاف‌ و امور خيريه‌، آقاي‌ حاج‌ رمضان‌ جمشيدي‌ كشاورز 75 ساله‌ با انگيزه‌ ارادت‌ به‌ خاندان‌ عصمت‌ و طهارت‌ تنها منزل‌ مسكوني‌ خود را كه‌ حاصل‌ 55 سال‌ تلاش‌ از راه‌ كسب‌ درآمد حلال‌ و كارگري‌ بود وقف‌ كرد.
گفتني‌ است‌أ اين‌ منزل‌ مسكوني‌ به‌ مساحت‌ 450 متر مربع‌ مبلغ‌ دو ميليارد و 300 ميليون‌ ريال‌ ارزش‌ واگذاري‌ شده‌ كه‌ براي‌ ساخت‌ حسينيه‌ و دارالشفاي‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌(ع‌) در اختيار اداره‌ اوقاف‌ و امور خيريه‌ شهرستان‌ فلاورجان‌ استان‌ اصفهان‌ قرار گرفته‌ است‌.


 
            
   

در سال‌جاري‌ حدود يك‌ ميليون‌ نهال‌ درختان‌ جنگلي‌ در نهالستان‌ اراك‌ توليد شده‌ است‌

مهندس‌ جلالي‌ با بيان‌ اين‌ مطلب‌ گفت‌: اين‌ نهال‌ها عمدتا از گونه‌هاي‌ غير مثمر جگلي‌ شامل‌ اقاقيا، زبان‌ گنجشك‌، آيلان‌ (عرعر)، ارغوان‌، سرو خمره‌يي‌ و نهال‌هاي‌ قلمه‌يي‌ شامل‌ انواع‌ بيد، صنوبر و كبوده‌ مي‌باشد.
ايشان‌ افزود: با توجه‌ به‌ طرح‌ ملي‌ نهضت‌ سبز نهال‌هاي‌ توليدي‌ به‌ منظور توسعه‌ فضاي‌ سبز و درختكاري‌ در اختيار شهرداري‌ها، ادارات‌ و ارگان‌هاي‌ دولتي‌، مدارس‌ و واحدهاي‌ توليدي‌ و اشخاص‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ قرار مي‌گيرد.
مهندس‌ جلالي‌ ادامه‌ داد: از محل‌ موافقتنامه‌ جنگلكاري‌ و توسعه‌ فضاي‌ سبز مبلغ‌ يك‌ ميليارد 560 ميليون‌ ريال‌ اعتبار از محل‌ اعتبارات‌ استاني‌ در اختيار اين‌ اداره‌ كل‌ قرار گرفته‌ كه‌ 400 ميليون‌ ريال‌ آن‌ به‌ پارك‌ جنگلي‌ خمين‌ تعلق‌ دارد و از اعتبارات‌ طرح‌ توسعه‌ خمين‌ مي‌باشد و مابقي‌ اعتبارات‌ به‌منظور تجهيز و مراقبت‌ از حدود 900 هكتار پارك‌ جنگلي‌ و توليد نهال‌ در نهالستان‌ اراك‌ هزينه‌ مي‌شود.
مدير كل‌ منابع‌ طبيعي‌ استان‌ مركزي‌ درخواست‌ نمود چنانچه‌ اشخاص‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ متقاضي‌ كشت‌ نهال‌هاي‌ غير مثمر در استان‌ باشند بايستي‌ درخواست‌ خود را به‌ ادارات‌ منابع‌ طبيعي‌ شهرستان‌ ارسال‌ كنند تا پس‌ از بررسي‌ كارشناسي‌ از نظر نوع‌ گونه‌، سازش‌پذيري‌ با منطقه‌ و شرايط‌ اقليمي‌ و خاك‌ و آب‌ نسبت‌ به‌ تحويل‌ نهال‌ اقدام‌ شود.

 
            
   

109 شهر و روستاي‌ استان‌ مركزي‌ ازگاز طبيعي‌ بهره‌مند شده‌اند


مدير عامل‌ شركت‌ گاز استان‌ مركزي‌ گفت‌: برنامه‌ مصوب‌ شركت‌ گاز استان‌ مركزي‌ در سال‌ 84 نصب‌ 7هزار و 200 علمك‌ گاز در بخش‌هاي‌ مختلف‌ شهري‌، روستايي‌ و صنعتي‌ با بودجه‌يي‌ معادل‌ 96 ميليارد و 500 ميليون‌ ريال‌ مي‌باشد كه‌ براي‌ تحقق‌ اين‌ حجم‌ نصب‌ علمك‌ گاز، پيش‌بيني‌ اجراي‌ 120 كيلومتر شبكه‌ گاز در سطح‌ استان‌ مركزي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ علاوه‌ براينكه‌ 4 هزار و 500 علمك‌ گاز نصب‌ شده‌ است‌، در بخش‌ اجراي‌ شبكه‌ حدودا چهار برابر برنامه‌ مصوب‌ در سطح‌ استان‌ مركزي‌ فعاليت‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و بودجه‌يي‌ كه‌ تاكنون‌ جذب‌ شده‌ است‌ معادل‌ 85 ميليارد و 701 ميليون‌ ريال‌ است‌.
مهندس‌ بشيري‌ در خصوص‌ گازرساني‌ در سطح‌ شهرها و روستاهاي‌ استان‌ مركزي‌ اظهار داشت‌: در حال‌ حاضر در بين‌ 215 شهر و روستا در سطح‌ استان‌ مركزي‌ عمليات‌ گازرساني‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ كه‌ ساكنين‌ 109 شهر و روستا از گاز طبيعي‌ بهره‌مند شده‌ و يك‌ ميليون‌ و 70 هزار نفر از جمعيت‌ استان‌ مركزي‌ تحت‌ پوشش‌ استفاده‌ از گاز طبيعي‌ هستند و مابقي‌ شهر و روستاها كه‌ در حين‌ انجام‌ عمليات‌ گازرساني‌ مي‌باشند شامل‌ 3 شهر و 104 روستا هستند كه‌ به‌ مرور زمان‌ با پايان‌ يافتن‌ عمليات‌ اجرايي‌ گازرساني‌ آنها به‌ بهره‌برداري‌ خواهد رسيد.
مهندس‌ بشيري‌ گفت‌: از ابتداي‌ سال‌ جاري‌ تاكنون‌ 19 پروژه‌ گازرساني‌ روستايي‌ و صنعتي‌ در سطح‌ استان‌ مركزي‌ به‌ بهره‌برداري‌ رسيده‌ كه‌ 19 ميليارد و 214 ميليون‌ ريال‌ هزينه‌ صرف‌ اين‌ پروژه‌ ها شده‌ است‌ و 2 هزار و 400 خانوار روستايي‌ و 80 واحد صنعتي‌ را تحت‌ پوشش‌ استفاده‌ از گاز طبيعي‌ قرار داده‌ است‌.


 
            
   

مدير عامل‌ باشگاه‌ فوتبال‌ صنايع‌ اراك‌:عدم‌ تامين‌ منابع‌ مالي‌مشكل‌ اساسي‌ اين‌ باشگاه‌ است‌

مهندس‌ بادكوبه‌يي‌ مدير عامل‌ باشگاه‌ صنايع‌ اراك‌ گفت‌: متاسفانه‌ سهامداران‌ اين‌ باشگاه‌ كه‌ 11 شركت‌ صنعتي‌ مي‌باشند از انجام‌ تعهدات‌ و حمايت‌هاي‌ مالي‌ خود از اين‌ باشگاه‌ طفره‌ مي‌روند.
وي‌ افزود: عدم‌ تامين‌ منابع‌ مالي‌ سبب‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ باشگاه‌ نتواند برنامه‌ريزي‌ بلند مدتي‌ را در جهت‌ رشد و شكوفايي‌ فوتبال‌ اين‌ استان‌ انجام‌ دهد.
مهندس‌ بادكوبه‌يي‌ ادامه‌ داد: تزريق‌ منابع‌ مالي‌ به‌صورت‌ قطعي‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ باشگاه‌ در دسته‌ اول‌ ليگ‌ فوتبال‌ كشور نتواند نتايج‌ خوبي‌ را كسب‌ كند.
وي‌ افزود: اين‌ باشگاه‌ بالغ‌ بر يك‌ ميليارد و 200 ميليون‌ تومان‌ طي‌ سه‌ سال‌ گذشته‌ طلبكار است‌ و تنها دو شركت‌ آلومينيوم‌ ايران‌ و پتروشيمي‌ اراك‌ نسبت‌ به‌ پرداخت‌هاي‌ خود متعهد هستند و شركت‌ پخش‌ فراورده‌هاي‌ نفتي‌ با 185 ميليون‌ تومان‌ بدهي‌ از مقروض‌ترين‌ شركت‌ها به‌ اين‌ باشگاه‌ مي‌باشد و پالايشگاه‌ اراك‌، واگن‌ پارس‌، آذر آب‌ و آونگان‌ نيز 160، 150، 145 و 100 ميليون‌ تومان‌ بدهي‌ دارند كه‌ نسبت‌ به‌ دريافت‌ اين‌ وجوه‌ از شركت‌هاي‌ مقروض‌ اعلام‌ شكايت‌ شده‌ است‌.
مدير عامل‌ باشگاه‌ صنايع‌ اراك‌ گفت‌: با توجه‌ به‌ عنايت‌ و حمايت‌ استاندار محترم‌ استان‌ مركزي‌ در بحث‌ ورزش‌ بخصوص‌ فوتبال‌ انتظار داريم‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و شوراي‌ شهر اراك‌ و بخش‌هاي‌ ديگر مديريتي‌ نيز ما را ياري‌ كنند تا بتوانيم‌ برنامه‌ريزي‌ بلندمدتي‌ را براي‌ ارتقاي‌ فوتبال‌ اين‌ شهر انجام‌ دهيم‌.
مهدي‌ كرمي‌ خبرنگار »اعتماد« از اراك‌

 
            
   

ديدار پرسنل‌ كميته‌ امداد امام‌ خميني‌ )ره‌( با رييس‌ شوراي‌ خليفه‌گري‌ ارامنه‌ اصفهان‌

همزمان‌ با ميلاد حضرت‌ عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) رييس‌ و كاركنان‌ كميته‌ امداد امام‌ خميني‌ (ره‌) منطقه‌ سه‌ استان‌ اصفهان‌ با حضور در كليساي‌ وانك‌ با رييس‌ شوراي‌ خليفه‌گري‌ ارامنه‌ ديدار و گفت‌وگو كردند. در اين‌ ديدار رييس‌ خليفه‌گري‌ ارامنه‌ از خدمات‌ اين‌ نهاد در جهت‌ كمك‌ به‌ محرومين‌ ارامنه‌ تقدير و تشكر كرده‌ و بسط‌ و گسترش‌ همكاري‌هاي‌ كميته‌ امداد و شوراي‌ خليفه‌گري‌ ارامنه‌ در جهت‌ رسيدگي‌ بيشتر به‌ وضعيت‌ محرومين‌ جامعه‌ ارامنه‌ را از نمونه‌هاي‌ بارز پيام‌ صلح‌ و دوستي‌ پيامبران‌ دانست‌. در حاشيه‌ اين‌ برنامه‌ هداياي‌ تهيه‌ شده‌ از طرف‌ كميته‌ امداد به‌ مناسبت‌ عيد ميلاد حضرت‌ مسيح‌ و كريسمس‌ تحويل‌ خانواده‌هاي‌ تحت‌ حمايت‌ ارامنه‌ شد.

 
            
   

تاكيد رهبر معظم‌ انقلاب‌"پويايي‌، نشاط‌ و نوآوري ‌مضاعف‌ در شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌

آيت‌الله‌ خامنه‌يي‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامي‌ عصر ديروز (سه‌شنبه‌) در ديدار اعضاي‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌، با تاكيد بر اهميت‌ مساله‌ فرهنگ‌ عمومي‌ و وظيفه‌ اصلي‌ اين‌ شورا براي‌ مهندسي‌ فرهنگي‌ كشور تصريح‌ كردند: در شرايط‌ جديد كه‌ مردم‌ با حضور گسترده‌ در انتخابات‌ پايبندي‌ خود به‌ اسلام‌، ارزش‌هاي‌ انقلاب‌ و آرمان‌هاي‌ امام‌ (ره‌) را بار ديگر به‌ نمايش‌ گذاشتند، زمينه‌ مناسب‌ براي‌ تصحيح‌ جهت‌گيري‌هاي‌ فرهنگي‌ كشور بر اساس‌ سند چشم‌انداز بيست‌ ساله‌ فراهم‌ شده‌ كه‌ لازمه‌ آن‌، پويايي‌، نشاط‌ و نوآوري‌ مضاعف‌ در شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ و شوراهاي‌ اقماري‌ آن‌ است‌. به‌ گزارش‌ ايسنا، ايشان‌ با اشاره‌ به‌ عمق‌ باورهاي‌ ديني‌ مردم‌ و اعتقاد آنان‌ به‌ مباني‌ انقلاب‌ اسلامي‌ افزودند: علي‌رغم‌ اين‌ استحكام‌ اعتقادي‌ بايد براي‌ تصحيح‌ برخي‌ عوارض‌ فرهنگي‌ غلط‌ و غيرهمخوان‌ با آرايش‌ فرهنگي‌ انقلاب‌، برنامه‌ريزي‌ مناسب‌ و اجرايي‌ انجام‌ گيرد. رهبر معظم‌ انقلاب‌ يكي‌ از وظايف‌ اصلي‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ را پيگيري‌ اجرايي‌ مصوبات‌ برشمردند و خاطرنشان‌ كردند: اين‌ شورا بايد ضمن‌ ارايه‌ نقشه‌ مهندسي‌ فرهنگي‌ كشور به‌ همراه‌ راهكارهاي‌ اجرايي‌، تحقق‌ مصوبات‌ را تا آخرين‌ مرحله‌ دنبال‌ نمايد و فلسفه‌ حضور روساي‌ قوا و برخي‌ وزرا و روساي‌
سازمان‌ها نيز به‌ همين‌ منظور است‌. آيت‌الله‌ خامنه‌يي‌ برنامه‌ريزي‌ بلندمدت‌ و آينده‌نگري‌ را از جمله‌ وظايف‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ دانستند و لزوم‌ فعال‌تر شدن‌ شوراهاي‌ اقماري‌ و استفاده‌ از افراد صاحب‌نظر و تمام‌ وقت‌ در اين‌ شوراها را توصيه‌ كردند. ايشان‌ با تاكيد بر ارتباط‌ مستمر شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ با نخبگان‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ و اطلاع‌رساني‌ مناسب‌ تصميمات‌ شورا به‌ نخبگان‌ افزودند: توجه‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ توليد علم‌ و ترويج‌ نظريه‌پردازي‌ در اين‌ شورا از مسائل‌ مهمي‌ است‌ كه‌ زمينه‌ساز توليد علم‌ و جهش‌ علمي‌ در كشور خواهد بود.
رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامي‌ تصريح‌ كردند: جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ با دارا بودن‌ توانايي‌هاي‌ فراوان‌، جوانان‌ با استعداد و ايمان‌ راسخ‌، مي‌تواند مادر علم‌ در ميان‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ شود.ايشان‌ تاكيد كردند: ايران‌ اسلامي‌ و همچنين‌ امت‌ اسلامي‌ در صورتي‌ مي‌توانند حرف‌ حق‌ خود را با قدرت‌ در دنيا مطرح‌ كنند كه‌ از نظر علمي‌ در سطح‌ بالايي‌ باشند.آيت‌الله‌ خامنه‌يي‌، نوسازي‌ نظام‌ آموزشي‌ و تصحيح‌ مدل‌ قديمي‌ رايج‌، توجه‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ علوم‌ پايه‌ و علوم‌ انساني‌ در مراكز علمي‌، برنامه‌ريزي‌ براي‌ توليد محصولات‌ فرهنگي‌ جديد، همچون‌ بازي‌هاي‌ رايانه‌يي‌ مناسب‌، و اهتمام‌ ويژه‌ به‌ امر نخبگان‌ براي‌ شناسايي‌ و سازماندهي‌ آنان‌ به‌ منظور بهره‌گيري‌ بهتر از اين‌ قشر ممتاز و همچنين‌ تامين‌ نيازمندي‌هاي‌ آنان‌ را از جمله‌ رويكردهاي‌ مهم‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ دانستند.
در اين‌ ديدار احمدي‌نژاد رييس‌جمهور و رييس‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌، علم‌ و فرهنگ‌ را پايه‌ و اساس‌ تحقق‌ اهداف‌ چشم‌انداز بيست‌ ساله‌ و هر گونه‌ جهش‌ در كشور دانست‌ و افزود: شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ با توجه‌ به‌ ظرفيت‌هاي‌ فراوان‌ آن‌ و حضور جمع‌ زيادي‌ از فرهيختگان‌ در اين‌ شورا، در دوره‌ جديد مصمم‌ به‌ اصلاح‌ جهت‌گيري‌هاي‌ آموزشي‌ در تمام‌ مقاطع‌ و همچنين‌ اصلاح‌ جهت‌گيري‌هاي‌ فرهنگي‌ است‌.وي‌ رويكرد شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ را پيگيري‌ همه‌ مصوبات‌ براي‌ اجرايي‌ شدن‌ آنها بيان‌ كرد.آقاي‌ احمدي‌نژاد دبير شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ نيز گزارشي‌ از جلسات‌ و مصوبات‌ يك‌ سال‌ گذشته‌ شورا و همچنين‌ شوراهاي‌ اقماري‌ ارايه‌ كرد.

 
            
   

اجماع‌ بر جمهوري‌خواهي‌ حضرت‌ امام‌)ره(

گروه‌ سياسي‌: يك‌ روز پس‌ از آنكه‌ محسن‌ غرويان‌ با طرح‌ ده‌ پرسش‌، صاحبنظران‌ و ياران‌ حضرت‌ امام‌(ره‌) را به‌ چالش‌ كشيد و از آنها خواست‌ در رابطه‌ با جمهوريخواهي‌ امام‌ (ره‌) به‌ چند سوال‌ پاسخ‌ دهند موجي‌ از اظهار نظر در نقد چنين‌ اظهاراتي‌ از سوي‌ فعالان‌ سياسي‌ نزديك‌ به‌ هر دو جناح‌ سياسي‌ كشور منتشر شد.
در يكي‌ از صريح‌ترين‌ واكنش‌ها، قائم‌مقام‌ موسسه‌ تنظيم‌ و نشر آؤار حضرت‌ امام‌ خميني‌(ره‌) اظهارات‌ اخير غرويان‌ در باب‌ راي‌ مردم‌ و جمهوريت‌ را در تضاد با فرهنگ‌ و ادبيات‌ امام‌ و تحريف‌ مواضع‌ ايشان‌ دانست‌. حميد انصاري‌ گفته‌هاي‌ غرويان‌ را در تضاد با فرهنگ‌ و ادبيات‌ امام‌ خميني‌(ره‌) دانست‌ و گفت‌: در حال‌ تدوين‌ نقد و پاسخ‌ مفصل‌ و مستدل‌ به‌ وي‌ هستم‌ كه‌ در ظرف‌ يكي‌ دو روز آينده‌ از طريق‌ جرايد آن‌ را منتشر مي‌كنم‌.
قائم‌ مقام‌ موسسه‌ تنظيم‌ و نشر آؤار امام‌خميني‌ صحبت‌هاي‌ شاگرد مصباح‌ يزدي‌ مبني‌ بر اينكه‌ امام‌(ره‌) از سر اضطرار و بخاطر شرايط‌ سال‌ 57 از جمهوريت‌ و راي‌ مردم‌ سخن‌ گفته‌ را خلاف‌ خط‌ مشي‌ امام‌ خميني‌ و جفا به‌ ايشان‌ و مردم‌ دانست‌ و گفت‌: در شرايطي‌ كه‌ امام‌(ره‌) صدها بار بر اين‌ نكته‌ تاكيد و سفارش‌ داشته‌ كه‌ در جمهوري‌ اسلامي‌ تمام‌ اركان‌ آن‌ از صدر تا ذيل‌ با راي‌ و نظر مردم‌ برگزيده‌ مي‌شود و در شرايطي‌ كه‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ جنبه‌ مردم‌سالاري‌ ديني‌ نظام‌ و مشاركت‌ آگاهانه‌ مردم‌ در عرصه‌هاي‌ تعيين‌ سرنوشت‌ را نشانه‌ بارز دموكراسي‌ برشمرده‌ و به‌ آن‌ افتخار مي‌كند، سخن‌ گفتن‌ از بي‌ارزش‌ بودن‌ آراي‌ مردم‌ در آستانه‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ انتخابات‌ خبرگان‌ جاي‌ تامل‌ فراوان‌ دارد. از سوي‌ ديگر سخنگوي‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ نيز در سخنان‌ صريحي‌ گفت‌: كساني‌ كه‌ مي‌گويند امام‌ اعتقادي‌ به‌ راي‌ مردم‌ نداشت‌، مغز اسلام‌ را درك‌ نكرده‌اند. سردار مسعود جزايري‌ به‌ ايلنا گفت‌: ديدگاه‌هاي‌ روشن‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) در زمينه‌ اهميت‌ راي‌ مردم‌ جاي‌ ترديد نمي‌گذارد كه‌ جامعه‌ اسلامي‌ زماني‌ به‌ مفهوم‌ دقيق‌ به‌ شكوفايي‌ مي‌رسد كه‌ از يك‌ طرف‌ مبتني‌ بر آموزه‌هاي‌ دين‌ باشد و از طرف‌ ديگر اين‌ آموزه‌ها توسط‌ مردم‌ درك‌ شده‌ باشد.
همچنين‌ يك‌ عضو شوراي‌ مركزي‌ سازمان‌ مجاهدين‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با تاكيد بر شاخصه‌ جمهوريت‌ در ديدگاه‌ امام‌ گفت‌: يكي‌ از اصلي‌ترين‌ انديشه‌هاي‌ جمهوريت‌، ميزان‌ بودن‌ راي‌ ملت‌ است‌ و پذيرفته‌ نيست‌ كساني‌ كه‌ قبل‌ و بعد از انقلاب‌ كمترين‌ توجهي‌ به‌ انديشه‌هاي‌ امام‌ (ره‌) نداشتند، خود را پايبند به‌ انقلاب‌ اسلامي‌ معرفي‌ كنند.
فيض‌الله‌ عرب‌سرخي‌ در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره‌ به‌ ابراز نگراني‌هايي‌ كه‌ از حضور جريان‌هاي‌ متحجر از سوي‌ برخي‌ شخصيت‌ها مطرح‌ شده‌ درباره‌ اين‌ جريان‌ها گفت‌: اينها نه‌ اصولگرا هستند، نه‌ به‌ دنبال‌ حفظ‌ انديشه‌هاي‌ انقلاب‌ و نه‌ رفتارشان‌ شباهتي‌ به‌ ياران‌ امام‌(ره‌) و انديشه‌هاي‌ ايشان‌ دارد. از سوي‌ ديگر يك‌ عضو شوراي‌ مركزي‌ جبهه‌ مشاركت‌ از اصولگرايان‌ خواست‌ در مقابل‌ مخالفان‌ جمهوريت‌ نظام‌ سكوت‌ نكنند. حجت‌الاسلام‌ و المسلمين‌ هادي‌ قابل‌ با اشاره‌ به‌ نگراني‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) بر اساس‌ حديث‌ نبوي‌ درباره‌ عالمان‌ هتاك‌ و جاهلاني‌ كه‌ به‌ مناسك‌ ظاهري‌ اسلام‌ تمسك‌ مي‌جويند، خاطر نشان‌ كرد: امام‌ بارها نگراني‌ خود را از متحجران‌ و ولايت‌مداران‌ بي‌ولايت‌ اعلام‌ مي‌كردند. متاسفانه‌ امروز بسياري‌ از همان‌ افراد در پوسته‌ مدافعان‌ انقلاب‌ خود را جا زده‌اند و مي‌خواهند انقلاب‌ را به‌ انحراف‌ بكشند.
قابل‌ تاكيد كرد: متاسفم‌ كه‌ چنين‌ گروه‌هايي‌ در مصدري‌ قرار گرفته‌اند كه‌ خود را ايدئولوگ‌ انقلاب‌ مي‌دانندأ در حالي‌ كه‌ چهره‌هايي‌ شناخته‌ شده‌اند و نيازي‌ به‌ شناسايي‌ آنها نيست‌. همين‌ كه‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) در زمان‌ خود حتي‌ يك‌ ملاقات‌ هم‌ با آنها نداشت‌، يك‌ حكم‌ براي‌ آنها صادر نكرد و هيچ‌ ارتباطي‌ با آنها برقرار نكرد، نشان‌ دهنده‌ ماهيت‌ آنهاست‌. اين‌ عضو شوراي‌ مركزي‌ جبهه‌ مشاركت‌ ايران‌ اسلامي‌ درادامه‌ گفت‌وگويش‌ با ايسنا گسترش‌ فعاليت‌ چنين‌ افرادي‌ را موجب‌ به‌ خطر افتادن‌ نظام‌، آينده‌ اسلام‌ و انقلاب‌ برشمرد و تاكيد كرد: تمام‌ نيروهاي‌ معتقد به‌ انقلاب‌ و آرمان‌هاي‌ امام‌ بايد در مقابل‌ اين‌ خطر ايستادگي‌ كنند. در همين‌ حال‌ امير محبيان‌ تحليلگر مسائل‌ سياسي‌ با اشاره‌ به‌ صحبت‌هاي‌ اخير در زير سوال‌ بردن‌ راي‌ مردم‌ گفت‌: اگر جمهوريت‌ را نفي‌ كنيم‌ بايد ديد كه‌ چه‌ چيزي‌ را مي‌خواهيم‌ جايگزين‌ كنيم‌، آيا مي‌خواهيم‌ سلطانيزم‌ را جايگزين‌ كنيم‌، مطمئنا سلطانيزم‌ آن‌ چيزي‌ نبوده‌ كه‌ مورد نظر امام‌ و يا قانون‌ اساسي‌ باشد، چون‌ انقلاب‌ اسلامي‌ اين‌ نوع‌ حكومت‌ را سرنگون‌ كرد. يك‌ زمان‌ بحث‌ مي‌كنيم‌ كه‌ جمهوريت‌ ذاتي‌ است‌ و همراه‌ قطعيت‌ اسلاميت‌ نيست‌أ به‌ اين‌ معنا كه‌ اسلاميت‌ نظام‌ حتما در قالب‌ جمهوريت‌ شكل‌ پيدا نمي‌كند.
از سوي‌ ديگر يك‌ عضو شوراي‌ مركزي‌ جبهه‌ مشاركت‌ ايران‌ اسلامي‌ تاكيد كرد:»اصولگرايي‌ به‌ معناي‌ جمود ورزي‌، حذف‌ جمهوريت‌ و تاكيد بر حاكميت‌ اسلامي‌ به‌جاي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بسيار پيش‌تر در تفكر امام‌ (ره‌) و مردم‌ مردود شده‌ است‌ و گروه‌هاي‌ سياسي‌ بايد مرزبندي‌ خود را با اين‌ جريان‌ مشخا كنند.« دكتر داوود سليماني‌ در گفت‌وگو با ايسنا، با تاكيد بر ضرورت‌ مرزبندي‌ ميان‌ تفكر اسلامي‌ و حاكميت‌ ديني‌ با جريانهاي‌ متحجر و ليبرال‌ها، اظهار داشت‌:»بايد مرز جريان‌ اسلام‌ و حاكميتي‌ كه‌ در تئوري‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ وجود دارد، با ديكتاتوري‌، جمودگرايي‌ و ليبراليسم‌ محض‌ شناخته‌ شود.« وي‌ تاكيد كرد: »تفكر متحجرانه‌ هرچند ريشه‌ در مباحث‌ تئوريك‌ دارد، اما به‌ عمل‌ سياسي‌ منجر مي‌شود و در عرصه‌هاي‌ اجتماعي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌ موثر است‌. لذا بايد مرزبندي‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ به‌ لحاظ‌ تئوريك‌ و عملي‌ با اين‌ جريانات‌ مشخص شود.« عضو شوراي‌ مركزي‌ جبهه‌ مشاركت‌ با تاكيد بر اينكه‌ جريان‌ اصولگرا بايد خود را تعريف‌ كند، تصريح‌ كرد: »اصولگرايي‌ مبهم‌ و نيازمند مرزگذاري‌ است‌. چون‌ اصولگرا اگر بنيادگرا باشد و اين‌ واژه‌ مطلق‌ به‌ كار گرفته‌ شود، مبتني‌ بر تفكري‌ است‌ كه‌ نگاه‌ توتاليتري‌ و جزميت‌گرا را در جامعه‌ به‌ ذهن‌ متبادر مي‌كند
.« سليماني‌ با انتقاد از برخي‌ مباحث‌ مبني‌ بر اينكه‌ هدف‌ امام‌ (ره‌) تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ بوده‌ و آن‌ را شعار اصولگرايي‌ ارزيابي‌ مي‌كنند، اظهار داشت‌: »حضرت‌ امام‌ (ره‌) از بين‌ گزينه‌هاي‌ حكومت‌ اسلامي‌ و حكومت‌ جمهوري‌ اسلامي‌، به‌ جمهوريت‌ و اسلاميت‌ نظر داشت‌. اوايل‌، بحث‌ جمهوري‌ دموكراتيك‌ و حكومت‌ اسلامي‌ مطرح‌ شد و اين‌ جمله‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) معروف‌ است‌ كه‌ فرمودند جمهوري‌ اسلامي‌ نه‌ يك‌ كلمه‌ كم‌ و نه‌ يك‌ كلمه‌ بيش‌.« اين‌ عضو شوراي‌ مركزي‌ جبهه‌ مشاركت‌ تصريح‌ كرد: »گفته‌ مي‌شود كه‌ امام‌ (ره‌) چون‌ در فرانسه‌ بودند، مي‌خواستند جوابي‌ مثل‌ خودشان‌ بدهند و خود را به‌ شكل‌ روز مطرح‌ كنند و آن‌ مباحث‌ را درباره‌ جمهوري‌ اسلامي‌ مطرح‌ كردندأ در حالي‌ كه‌ اين‌ حرف‌ها بي‌پايه‌ و اساس‌ است‌ و امام‌ (ره‌) بر اساس‌ اعتقاد تتبع‌ در آموزه‌هاي‌ ديني‌، نهج‌البلاغه‌، قرآن‌، كتاب‌ و سنت‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد.« وي‌ با تاكيد بر ضرورت‌ مرزبندي‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ با كساني‌ كه‌ جمهوريت‌ نظام‌ را زير سوال‌ مي‌برند، اظهار داشت‌: »اين‌ بحث‌ها تضعيف‌ خط‌ امام‌ (ره‌) و تفكر ايشان‌ در جامعه‌ است‌ و علاوه‌ بر آن‌ تالي‌ فاسدهاي‌ بدي‌ دارد. اگر اينها را شالوده‌ اصولگرايي‌ بدانيم‌ تالي‌ فاسد آن‌ اين‌ است‌ كه‌ يك‌ سده‌ مبارزه‌ براي‌ جمهوريت‌، قانون‌ داشتن‌، تفكيك‌ قوا و ... ناديده‌ گرفته‌ مي‌شود و به‌ خانه‌ صفر برمي‌گرديم‌.«

 
            
   

خدام‌؛ هزينه‌ سنگين‌ فاصله‌ از دموكراسي‌

عطاءالله‌ مهاجراني‌
صاحبه‌ عبدالحليم‌ خدام‌ زلزله‌ جديدي‌ پديد آورده‌ است‌. چند ماهي‌ بود كه‌ خدام‌ در پاريس‌ بسر مي‌برد. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ تحولات‌ سياسي‌ در سوريه‌ پس‌ از حافظ‌ اسد با جراحي‌هاي‌ مهمي‌ همراه‌ بود. در همان‌ هفته‌ نخست‌ پس‌ از در گذشت‌ حافظ‌ اسد، نخست‌وزير سوريه‌ خودكشي‌ كرد. وزير تبليغات‌ و راديو، تلويزيون‌ ناپديد شد. و ... پس‌ از ترور رفيق‌ حريري‌ هم‌ غازي‌ كنعان‌، وزير وقت‌ كشور و مسوول‌ امنيتي‌ پرونده‌ لبنان‌ خودكشي‌ كرد. اين‌ موارد سرانجام‌ با مصاحبه‌ خدام‌ عمق‌ و بعد تازه‌يي‌ يافت‌. چنان‌ كه‌ انتظار مي‌رفت‌ بلافاصله‌ پس‌ از مصاحبه‌، خدام‌، خائن‌ نسبت‌ به‌ كشور و حزب‌ و ارزش‌هاي‌ انقلابي‌ و ملي‌ معرفي‌ شد. از حزب‌ بعث‌ اخراج‌ شد. جمعيتي‌ كه‌ تلويزيون‌ سوريه‌ آنها را گروه‌هاي‌ مردمي‌ خواند، مي‌خواستند قصر خدام‌ را در بانياس‌ آتش‌ بزنند كه‌ پليس‌ مانع‌ شد. وزير دادگستري‌ سوريه‌ درخواست‌ كرد كه‌ محاكمه‌ خدام‌ به‌ اتهام‌ خيانت‌ عظمي‌ بررسي‌ شود. گويي‌ فاصله‌ خدام‌ با همه‌ اين‌ اتهامات‌ فقط‌ همان‌ مصاحبه‌ با شبكه‌ العربيه‌ بوده‌ است‌. روزنامه‌ الثوره‌ هم‌ خدام‌ را عامل‌ اجراي‌ يك‌ توطئه‌ امريكايي‌ اسراييلي‌ خواند و ... اين‌ داستان‌ سياست‌ در مشرق‌ زمين‌ است‌. اگر با قدرت‌ بودي‌ همه‌ چيز هست‌. و اگر بر قدرت‌ شدي‌ همه‌ بدي‌هاي‌ عالم‌ در تو خلاصه‌ مي‌شود. نكته‌ غريب‌ اين‌ است‌ كه‌ مطلقا اشاره‌يي‌ به‌ اصل‌ سخن‌ خدام‌ نمي‌شود. فقط‌ مسابقه‌ جديدي‌ است‌ كه‌ همه‌ مي‌خواهند با سرعت‌ برچسب‌ تازه‌يي‌ به‌ خدام‌ بزنند كه‌ بيش‌ از سه‌ دهه‌ در زمان‌ حافظ‌ اسد، عملا نفر دوم‌ سوريه‌ و نيز مسوول‌ پرونده‌ لبنان‌ بوده‌ است‌. آنچه‌ در سوريه‌ پيش‌ آمده‌ است‌، دليل‌ روشني‌ است‌ كه‌ چنانچه‌ حكومت‌ها از دموكراسي‌ فاصله‌ بگيرند، هزينه‌هاي‌ سنگيني‌ را بايد تحمل‌ كنند.

 
            
   

تلنگر

نهج‌ البلاغه‌
از بامداد تا شامگاه‌!
اميرمومنان‌ علي‌ (ع‌) فرمود: تنگ‌ چشمي‌ همه‌ بدي‌ها را فراهم‌ گرداند و مهاري‌ است‌ كه‌ به‌ سوي‌ هر بدي‌ كشاند.
و فرمود: روزي‌ دو گونه‌ است‌أ روزيي‌ كه‌ آن‌ را جويي‌ و روزيي‌ كه‌ تو را جويد و اگر پي‌ آن‌ نروي‌ راه‌ به‌ سوي‌ تو پويد. پس‌ اندوه‌ سال‌ خود را براندوه‌ روز خويش‌ منه‌ كه‌ روزي‌ هر روز تو را بس‌ است‌. پس‌ اگر آن‌ سال‌ در شمار عمر تو آيد خداي‌ بزرگ‌ در فرداي‌ هر روز آنچه‌ قسمت‌ تو عطا فرمايد و اگر آن‌ سال‌ در شمار عمر تو نيست‌ پس‌ غم‌ تو بر آنچه‌ از آن‌ تو نيست‌ چيست‌* و در آنچه‌ روزي‌ توست‌ هيچ‌ خواهنده‌ برتو پيشي‌ نگيرد و هيچ‌ غالبي‌ برتو چيره‌ نشود و آنچه‌ برايت‌ مقدر شده‌ تاخير نپذيرد.
و فرمود: بسا كس‌ كه‌ بامدادي‌ را ديد و به‌ شامگاهش‌ نرسيد و بسا كس‌ كه‌ در آغاز شب‌ براو رشك‌ بردند و در پايان‌ آن‌ نوحه‌ كنانش‌ گريستند و دريغ‌ خوردند.

 
            
   

از ركود تا ركود...


علي‌اصغر شيرزادي‌
در عرصه‌ »نشر كتاب‌« مدت‌هايي‌ مديد است‌ كه‌ باري‌ ديگر گرفتار دوره‌ و چرخه‌يي‌ تاريك‌ و بسته‌ از ركود شده‌ايم‌ و گمان‌ نمي‌رود اين‌ واقعيت‌ آشكار را هيچ‌ خردمند پير و جواني‌ انكار كند. مجموع‌ شواهد و عينيات‌ مستند و غيرقابل‌ چشم‌پوشي‌، حكايت‌ از آن‌ دارد كه‌ طي‌ يك‌ سال‌ سپري‌ شده‌ و بويژه‌ در طول‌ چندين‌ ماه‌ گذشته‌، چاپ‌ و نشر كتاب‌ بسيار برگذشته‌ از آنچه‌ به‌ تسامح‌ نامش‌ را »بحران‌« گذاشته‌اند، با پشت‌ سرگذاشتن‌ مرزهاي‌ »ركود« به‌ »توقف‌« نزديك‌ شده‌ است‌.
در متن‌ اين‌ عارضه‌ بدخيم‌ فرهنگي‌، پرسش‌ دردناك‌ اصلي‌ كماكان‌ اين‌ است‌ كه‌ چرا، به‌ چه‌ علت‌ يا علت‌هايي‌ »تيراژ« كتاب‌هاي‌ ارزشمند و يحتمل‌ ماندگار كه‌ پس‌ از گذر معجزه‌آميز از موانع‌ عديده‌، از جمله‌ مميزي‌هاي‌ چندگانه‌ و گاه‌ »سليقه‌يي‌« و حيران‌ كننده‌، چاپ‌ و منتشر مي‌شوند در وضعي‌ به‌ اصطلاح‌ متعارف‌، برخط‌ هزار و دست‌ بالا دو هزار نسخه‌ سقوط‌ كرده‌ است‌* يك‌ كتاب‌ در 2 هزار نسخه‌، براي‌ 70 ميليون‌ جمعيت‌!
به‌ ياد آوريم‌ كه‌ در روزگاري‌ نه‌ چندان‌ دور، يعني‌ حدود سي‌ و چند سال‌ پيش‌ به‌ استناد و با رجوع‌ به‌ كتاب‌هاي‌ وزين‌ در حوزه‌هاي‌ مختلف‌، از جمله‌ ادبيات‌ (رمان‌ و داستان‌) و آؤار ارزشمند موجود و هنوز باقي‌مانده‌ در برخي‌ كتابخانه‌ها »شمارگان‌« معمول‌ كتاب‌ها، از جمله‌ داستان‌ها و رمان‌هاي‌ ماندگار، برخط‌ پنج‌ و در مواردي‌ ده‌ هزار نسخه‌ دور مي‌زد.
و باز هم‌ به‌ ياد آوريم‌ كه‌ بسياري‌ از آن‌ كتاب‌ها، در طول‌ شش‌ماه‌ يا حداكثر يك‌ سال‌ در روندي‌ پذيرفتني‌ به‌ فروش‌ مي‌رفتند و همواره‌ از بخت‌ تجديد چاپ‌ شدن‌ برخوردار بودند.
اين‌ واقعيت‌ را هم‌ نمي‌توان‌ ناديده‌ انگاشت‌ و انكار كرد كه‌ در آن‌ دوران‌، برابر آمار دقيق‌ سرشماري‌ نفوس‌، جمعيت‌ كل‌ كشور حدود 25 تا 30 ميليون‌ نفر بود و به‌ تبع‌، شمار باسوادان‌ و تحصيلكرده‌ها و اشخاص‌ داراي‌ قابليت‌ و انگيزه‌ مطالعه‌ و كتابخواني‌ بسيار كمتر از امروز، برآورد مي‌شد. پرسش‌ فارغ‌ از كميت‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا در آن‌ زمان‌ نياز به‌ مطالعه‌، بيشتر دانستن‌ و از آن‌ برتر، انگيزه‌ و عطش‌ جست‌وجوگري‌، پژوهش‌ و توليد فكر و فرهنگ‌، با درك‌ دروني‌ شده‌ الزام‌هاي‌ نيرومند معنوي‌، كه‌ علي‌القاعده‌ در ميان‌ لايه‌هايي‌ از اهالي‌ انديشه‌ و هنر و فرهنگ‌ نيرومندتر از هر سودورزي‌ و سوداگري‌ است‌، بيشتر و قوي‌تر از امروز بوده‌ است‌*
اكنون‌ براستي‌ رسيدن‌ شمارگان‌ كتاب‌ به‌ هزار نسخه‌، بويژه‌ در اين‌ سرزمين‌ كه‌ ميراث‌دار يكي‌ از غني‌ترين‌ فرهنگ‌هاي‌ جهاني‌ و داراي‌ پيشينه‌ ديرين‌ و درخشان‌ تمدن‌ انساني‌ است‌، چه‌ تعليل‌ و تحليل‌ و بازخوردي‌ را به‌ چشم‌انداز پژوهش‌ واقع‌نگرانه‌ مي‌آورد*
اگر با ديدگاهي‌ آزاد و با ذهنيتي‌ خلاص‌ و رها از تيرگي‌ و لكنت‌ بر موضوع‌ تامل‌ كنيم‌، آيا پديد آمدن‌ اين‌ وضع‌ را در عرصه‌ نشر كه‌ نه‌ تنها حلقه‌يي‌ است‌ مشخا در گستره‌ توليد فكر و فرهنگ‌، بل‌ شاخا بارزي‌ محسوب‌ مي‌شود در توسعه‌، به‌ غايت‌ نگران‌ كننده‌ و غم‌انگيز و حتي‌ لرزآور نخواهيم‌ دريافت‌*
صادقانه‌ و از سر دلسوختگي‌ اگر برموضوع‌ درنگ‌ كنيم‌، بايد بپذيريم‌ كه‌ اين‌ عارضه‌ سويه‌هايي‌ وحشتناك‌ يافته‌ است‌ و بي‌هيچ‌ ترديد جز خسران‌ و زيان‌ جبران‌ ناپذير فرهنگي‌ و ملي‌، حاصل‌ و رهاوردي‌ نخواهد داشت‌. شايد به‌ روال‌ معمول‌، برخي‌ كسان‌ از ميان‌ مسوولان‌ مربوط‌، آمار و كارنامه‌هايي‌ آماده‌ كنند و با رجوع‌ به‌ كميت‌، عنوان‌هاي‌ زيادي‌ از حجم‌ كتاب‌هاي‌ منتشر شده‌ را، ولو با به‌ حساب‌ آوردن‌ كتاب‌هاي‌ تعبير خواب‌، دستور آشپزي‌ و »آؤار«ي‌ از اين‌ دست‌ كه‌ البته‌ اعتبار خاص‌ و طالبان‌ فراوان‌ ممكن‌ است‌ داشته‌ باشند كل‌ صورت‌ مساله‌ را پاك‌ كنند. عده‌يي‌ هم‌ شايد به‌ لطف‌ سخنراني‌هاي‌ موسمي‌ و اغلب‌ كليشه‌يي‌ و تكراري‌ و با تكيه‌ بركلي‌گويي‌ها و پرتاب‌ كردن‌ جملات‌ و عباراتي‌ به‌ صدآب‌ شسته‌ كه‌ بعضي‌ »انشاء«هاي‌ »قشنگ‌« دبيرستاني‌ را تداعي‌ مي‌كند، فعاليت‌ و توليد در عرصه‌ نشر را پر رونق‌ و درخشان‌ ببينند و بهار جاودانه‌ برمدار شخصي‌ و گروهي‌شان‌ را كماكان‌ مسري‌ و مسلط‌ برتمام‌ فصول‌ به‌ جاي‌ آورندأ اما بي‌ترديد بسياري‌ از آنان‌ هم‌ در خلوت‌ خود، بيهودگي‌ اين‌گونه‌ لاپوشاني‌ها را خواهند پذيرفت‌. براين‌ عرصه‌ هر صاحب‌ عقل‌ سليم‌ و وجدان‌ نيرومندي‌ به‌ روشني‌ دريافته‌ است‌ كه‌ وضع‌ نشر كتاب‌ به‌ جايي‌ رسيده‌ است‌ كه‌ لزوماص
نگراني‌ و دغدغه‌ همه‌ اهل‌ فرهنگ‌ و دانش‌ و هنر را برمي‌انگيزد. پس‌، ناديده‌ انگاشتن‌ اين‌ واقعيت‌ تلخ‌ همان‌ قدر بيهوده‌ است‌ و زيانبار كه‌ چشم‌پوشاندن‌ برگسترش‌ فزاينده‌ فقر پنهان‌ و آشكار و انكار وجود بيكاري‌ و سرگشتگي‌، رياكاري‌ نهادينه‌ شده‌، فساد و فحشا و اعتياد به‌ موادمخدر و دست‌ آخر، ناديده‌ گرفتن‌ تبهكاري‌هاي‌ سازمان‌ يافته‌ كه‌ هر روز گوشه‌هاي‌ كوچكي‌ از نشانه‌هاي‌ برملا شده‌ آنها را در صفحه‌هاي‌ روزنامه‌ها و حتي‌ رسانه‌هاي‌ ديداري‌ و شنيداري‌ رسمي‌، در مي‌يابيم‌. به‌ هر تقدير، تنگ‌ كردن‌ دايره‌ و مسلط‌ خواستن‌ پسندها و اراده‌هاي‌ خاص‌ و محدود برقلمرو فرهنگ‌ و آفرينشگري‌، به‌ مثابه‌ ضايع‌گذاشتن‌ بخشي‌ عظيم‌ از اساسي‌ترين‌ ؤروت‌ سرزميني‌ است‌ كه‌ بيش‌ از پيش‌ و بويژه‌ در مقطع‌ بسيار حساس‌ و خطير كنوني‌، ارزنده‌ترين‌ پشتوانه‌ها براي‌ حفظ‌ اقتدار و سرفرازي‌ محسوب‌ مي‌شود. با معترضه‌يي‌ شايد بي‌ربط‌ با اين‌ مقالت‌، كلام‌ را ناتمام‌ رها مي‌كنيم‌ تابعدأ گاهي‌ مي‌توان‌ از آدم‌ها خواست‌ كه‌ كاري‌ را انجام‌ بدهند يا ندهندأ اما هنوز نمي‌توان‌ فرمان‌ صادر كرد كه‌: تا اطلاع‌ ثانوي‌ خواب‌ نبينيد!

 
            
   

گزارشي‌ از نمايشگاه‌ خانه‌ هنرمندان‌"اسناد تاريخي‌ خليج‌ فارس‌ را فرياد مي‌ زنند

گروه‌ سياسي‌: برره‌يي‌ها وقتي‌ مي‌خواهند تاريخ‌ را به‌ دلخواه‌ خودشان‌ تغيير دهند چند اسكناس‌ كف‌ دست‌ كاتب‌ محل‌ مي‌گذارند و به‌ مقصود خود مي‌رسند.
آنها آدم‌هاي‌ غير جدي‌ يك‌ قصه‌ تلويزيوني‌اند و رفتارهايشان‌ لبخند را بر لب‌ مخاطبان‌ مي‌نشاند، اما در آن‌ سوي‌ آب‌هاي‌ خليج‌ فارس‌، برخي‌ دولتمردان‌ هستند كه‌ مثل‌ برره‌يي‌ها فكر مي‌كنند با اين‌ تفاوت‌ كه‌ رفتارشان‌ كسي‌ را نمي‌خنداند.آنها با پول‌ هنگفت‌ دلارهاي‌ نفتي‌، در تلاشند تاريخ‌ نويسان‌ و جغرافيدان‌هاي‌ قرن‌ 21 را راضي‌ كنند كه‌ تاريخ‌ را به‌ اراده‌شان‌ تغيير دهند.دولتمردان‌ عرب‌ در شيخ‌نشين‌هاي‌ ساحلي‌ كوچك‌، چون‌ نام‌ خليج‌فارس‌ را خوش‌ندارند، از نام‌ خود ساخته‌ خليج‌ عربي‌ استفاده‌ مي‌كنند و كاري‌ هم‌ ندارند كه‌ اسناد و مدارك‌ چند هزار ساله‌ خلاف‌ حرف‌ آنها را اؤبات‌ مي‌كند.
با اين‌ حال‌، اين‌ روزها گذري‌ به‌ ساختمان‌ آجري‌ خانه‌ هنرمندان‌ و تماشاي‌ آن‌ همه‌ اسناد تاريخي‌ و رسمي‌ مربوط‌ به‌ خليج‌ فارس‌ كه‌ در تابلوهاي‌ بزرگ‌ و به‌ مناسبت‌ نمايشگاه‌ يك‌ هفته‌يي‌ »اسناد و كتاب‌هاي‌ خليج‌ فارس‌« در معرض‌ ديد گذاشته‌ شده‌، گواه‌ اين‌ است‌ كه‌ تاريخ‌ را به‌ اين‌ راحتي‌ها هم‌ نمي‌شود تغيير داد و با مشتي‌ دلار نمي‌توان‌ واقعيت‌هاي‌ چند هزار ساله‌ را انكار كرد.بر پارچه‌ نوشته‌هاي‌ نمايشگاه‌ خليج‌ فارس‌ شناسي‌ خانه‌ هنرمندان‌ و در ميان‌ تصاوير چاپي‌، اسناد و مدارك‌ مربوط‌ به‌ اين‌ دريا، امضا و مهر مراجع‌ بين‌المللي‌ معتبري‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد كه‌ با قاطعيت‌ به‌ نام‌ فارسي‌ اين‌ خليج‌ رسميت‌ بخشيده‌اند و در متن‌هاي‌ غير فارسي‌ نيز بر نام‌ »پرشين‌ گلف‌« تاكيد شده‌ است‌.علاوه‌ بر اين‌، در اين‌ نمايشگاه‌ و در انتهاي‌ سالن‌ كه‌ به‌ نمايش‌ اسناد تاريخي‌ اختصاص‌ دارد، محققان‌ و پژوهشگران‌ حوزه‌ خليج‌ فارس‌، هر روز عصر، روبروي‌ مخاطبان‌ علاقه‌مند مي‌نشينند و با پرداختن‌ به‌ موضوعاتي‌ نظير اسناد مورخان‌، نمايش‌ فيلم‌هاي‌ مستند، محيط‌ زيست‌، جغرافيا و آثار برجسته‌ ادبي‌، جنبه‌هاي‌ مختلف‌ واقعيتي‌ را واكاوي‌ مي‌كنند كه‌ چندي‌ است‌ برخي‌ كشورهاي‌ تازه‌ به‌ استقلال‌ و دوران‌ رسيده‌، مي‌خواهند با اتكا به‌ ثروت‌هاي‌ نفتي‌،
آن‌ را انكار كنند.اين‌ واكاوي‌ تاريخي‌ گويا براي‌ مخاطبان‌ نيز جذاب‌ و شنيدني‌ است‌، چرا كه‌ وقتي‌ مريم‌ ميراحمدي‌ يكي‌ از سخنرانان‌ اين‌ نمايشگاه‌ بحث‌ را به‌ اسناد تاريخي‌ مربوط‌ به‌ خليج‌ فارس‌ مي‌كشاند، اغلب‌ حاضران‌ دست‌ به‌ قلم‌ برده‌ و اين‌ جملات‌ را يادداشت‌ مي‌كنند كه‌ »سرگذشت‌ خليج‌ فارس‌ به‌ قدمت‌ تاريخ‌ است‌. در اسناد قديمي‌، آب‌هاي‌ ورودي‌ به‌ سواحل‌ جنوب‌ غربي‌ ايران‌ را يك‌ سه‌ راه‌ مي‌ناميدند و مدارك‌ يوناني‌ نيز نام‌ پرستيو براي‌ خليج‌ فارس‌ در كنار نام‌ پرشيا براي‌ ايران‌ به‌ كار رفته‌ است‌.«
او سپس‌ از تعريف‌ جزاير خليج‌ فارس‌ و تعلقشان‌ به‌ سرزمين‌ پارس‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آورد و با اشاره‌ به‌ اسناد تاريخي‌ درباره‌ جزيره‌ هرمز و ايولوگوش‌ مي‌گويد: هرمز محل‌ اقامت‌ ايرانيان‌ زرتشتي‌ بود. اولين‌ بندري‌ بود كه‌ در ساحل‌ خليج‌ فارس‌ راه‌اندازي‌ شد. ايولوگوش‌ نيز در زاويه‌ خليج‌ فارس‌ بود كه‌ در زمان‌ شاهپور دوم‌ اهميت‌ فراواني‌ يافت‌ و به‌ مركز نيروي‌ دريايي‌ بدل‌ شد.
پس‌ از اين‌ توضيحات‌ نوبت‌ به‌ محمدرضا سحاب‌ مي‌رسد تا به‌ تشريح‌ جغرافيايي‌ خليج‌ فارس‌ بپردازد. او با مرور نقشه‌هاي‌ دوران‌ باستان‌ تا دوره‌ مدرن‌، كه‌ همگي‌ از تعلق‌ خليج‌ فارس‌ به‌ ايران‌ حكايت‌ دارد خطاب‌ به‌ حاضرين‌ تاكيد مي‌كند: همه‌ بايد دست‌ به‌ دست‌ هم‌ دهيم‌ تا پرونده‌ منحوس‌ خليج‌ عربي‌ را ببنديم‌.
سحاب‌ سپس‌ از نقشه‌هاي‌ جغرافيدان‌هاي‌ بزرگي‌ چون‌ شريف‌ ادريسي‌، مقدس‌، اخوان‌ الصف‌ به‌ ميان‌ مي‌آورد و اشاره‌ مي‌كند همه‌ اين‌ شخصيت‌ها، خليج‌ فارس‌ را با نام‌ »بحر فارس‌« به‌ رسميت‌ شناخته‌اند.در ادامه‌ اما دكتر علا استاد دانشگاه‌ كاليفرنيا، از اينكه‌ مبادا تمام‌ انرژي‌ براي‌ جدال‌ با كشورهاي‌ عربي‌ صرف‌ شود اظهار نگراني‌ مي‌كند و معتقد است‌: ما نبايد بحث‌ را به‌ كشورهاي‌ عربي‌ محدود كنيم‌ و براي‌ مبارزه‌ با جعل‌ تاريخ‌ درباره‌ خليج‌ فارس‌ تمام‌ توان‌ را در مجادله‌ با عرب‌ها هدر دهيم‌.او تصريح‌ مي‌كند: ما بايد به‌ فعاليت‌هاي‌ غير دولتي‌ به‌ عنوان‌ راهي‌ تاؤيرگذار براي‌ دفاع‌ از نام‌ خليج‌ فارس‌ توجه‌ كنيم‌.اين‌ استاد دانشگاه‌ در ادامه‌ به‌ نمونه‌ فعاليت‌هاي‌ غيردولتي‌ سازمان‌ تحت‌ امر خودش‌ اشاره‌ كرده‌ و مي‌گويد: ما روي‌ وب‌ سايت‌ خود به‌ كساني‌ كه‌ تمايل‌ دارند تز پايان‌ نامه‌ خود را در حوزه‌ محيط‌ زيست‌ خليج‌ فارس‌ بنويسند به‌ اندازه‌ پانصد تا هزار دلار بورس‌ مي‌دهيم‌ و كميته‌هايي‌ را نيز در اين‌ رابطه‌ تشكيل‌ داده‌ايم‌ كه‌ تقريبا در هر كجاي‌ دنيا حضور دارند.نمونه‌ فعاليت‌هاي‌ مد نظر دكتر علا، البته‌ توسط‌ سازمان‌ها و افراد غير دولتي‌ داخل‌ ايران‌ نيز تاكنون‌ چند باري‌ تجربه‌ شده‌ است‌ و در خبرسازترين‌ و جنجالي‌ترين‌ مورد آن‌ كه‌ سال‌ گذشته‌ انجام‌ شد كاربران‌ اينترنت‌ توانستند با »بمباران‌ موتور جست‌وجوگر گوگل‌«، جست‌وجو براي‌ يافتن‌ كلمه‌ خليج‌فارس‌ را مختل‌ كنند به‌گونه‌يي‌ پس‌ از جست‌وجوي‌ اين‌ نام‌ مجعول‌ صفحه‌يي‌ ظاهر مي‌شد كه‌ روي‌ آن‌ نوشته‌ شده‌ بود: جايي‌ به‌ نام‌ خليج‌ عربي‌ وجود ندارد. خليج‌ فارس‌ را جست‌وجو كنيد.ج‌پجهاي‌ ايراني‌ همچنين‌ چند باري‌ زنجيره‌يي‌ انساني‌ در كنار خليج‌ فارس‌ بر پا كردند و آن‌ زمان‌ كه‌ بحث‌ جعل‌ تاريخي‌ موسسه‌ نشنال‌ جئوگرافيك‌ خبر اول‌ رسانه‌هاي‌ ايران‌ بود، هموطنان‌ جنوبي‌، همگام‌ با ضرباهنگ‌ موج‌هاي‌ درياي‌ نيلي‌، در شرجي‌هوا، از اصالت‌ تاريخ‌ دفاع‌ كردند.همين‌ اقدام‌هاي‌ به‌ ظاهر ساده‌ و سمبليك‌ اما تاكنون‌ دستاوردهاي‌ قابل‌ توجهي‌ براي‌ دفاع‌ از اعتبار نام‌ خليج‌ فارس‌ داشته‌ است‌ چرا كه‌ در سال‌ گذشته‌ پس‌ همين‌ اقدام‌ها و بازتاب‌هاي‌ وسيع‌ بين‌المللي‌ كه‌ پيدا كردند، موسسه‌ نشنال‌ جئوگرافيك‌ سرانجام‌ نام‌ جعلي‌ خليج‌ فارس‌ را از نقشه‌ خود حذف‌ كرد و تلاش‌هاي‌ ايذايي‌ برخي‌ حاكمان‌ عرب‌ را بي‌ثمر گذاشت‌.
با اين‌ حال‌، هنوز و همچنان‌ ، غالب‌ مجريان‌ رسانه‌هاي‌ عرب‌، از كاربرد نام‌ »خليج‌ فارس‌« پرهيز مي‌كنند و در محترمانه‌ترين‌ حالت‌، نام‌ »خليج‌« را براي‌ خليج‌ فارس‌ به‌ كار مي‌برند. در اجلاس‌ سران‌ كشورهاي‌ عرب‌ هم‌ همواره‌ نام‌ جعلي‌ خليج‌ عربي‌، جايگزين‌ خليج‌ فارس‌ مي‌شود.و همچنان‌ كه‌ مردمان‌ جنوبي‌ ايران‌ با صورت‌هاي‌ آفتاب‌ سوخته‌ بر ماسه‌هاي‌ داغ‌ هر غروب‌ آهنگ‌هاي‌ شاد مي‌خوانند و به‌ رنگ‌ درياي‌ پارس‌ها مي‌نگرند، عرب‌ها در آن‌ سوي‌ ساحل‌، نزديك‌ بارها و ديسكوهاي‌ انگليسي‌، مي‌كوشند تا حافظه‌ تاريخي‌ جهان‌ را به‌ استهزا بگيرند.آنها تحت‌ تاؤير گفتمان‌ پان‌ عربيستي‌ كه‌ زاييده‌ ذهن‌ جمال‌ عبدالناصر و برخي‌ ديگر از رهبران‌ سرشناس‌ منطقه‌ طي‌ نيم‌ قرن‌ اخير بوده‌ است‌، تاريخ‌ را از لابه‌لاي‌ كتاب‌هاي‌ ضد ايراني‌ خوانده‌اند و تمايلي‌ به‌ تماشاي‌ اسناد غير قابل‌ انكاري‌ كه‌ بر فارس‌ بودن‌ خليج‌جنوبي‌ ايران‌ تاكيد مي‌كند ندارند.با اين‌ حال‌، براي‌ شهروندان‌ ايراني‌ كه‌ ساحل‌ آرامش‌ بخش‌ خليج‌ فارس‌ را ديده‌اند، تماشاي‌ نقشه‌ها و اسناد مربوط‌ به‌ نام‌ خليج‌ فارس‌ با مهر مراجع‌ بين‌المللي‌ و دستخط‌هاي‌ تاريخي‌ كه‌ تعلق‌ خاطر اين‌ خليج‌ را به‌ ايران‌ نشان‌ مي‌دهد ، مي‌تواند اقدامي‌ تلقي‌ شود در راستاي‌ اقدامات‌ غير دولتي‌ كه‌ تا
كنون‌ نيز اؤر بخش‌ بودن‌ خود را نشان‌ داده‌ است‌.
با اين‌ ديدگاه‌ آنها كه‌ به‌ اقدام‌هاي‌ غير دولتي‌ علاقه‌مندند، تا فردا بعد از ظهر فرصت‌ بازديد از نمايشگاه‌ خانه‌ هنرمندان‌ را دارند.

 
            
   

از سوي‌ نشريه‌ سان‌ مطرح‌ شد"اتهام‌ بهره‌برداري‌ جنسي‌ در صدور ويزاي‌ بريتانيا

وزارت‌ كشور بريتانيا دستور داده‌ است‌ گزارش‌ يك‌ نشريه‌ چاپ‌ اين‌ كشور در زمينه‌ بروز تخلف‌ و سهل‌ انگاري‌ ماموران‌ صدور ويزا مورد رسيدگي‌ قرار گيرد.
به‌ گزارش‌ بي‌بي‌سي‌، روزنامه‌ بريتانيايي‌ سان‌ در گزارشي‌ در مورد نحوه‌ فعاليت‌ اداره‌ مهاجرت‌ و صدور ويزا در وزارت‌ كشور نوشته‌ است‌ كه‌ برخي‌ از ماموران‌ در مقابل‌ بهره‌ برداري‌ جنسي‌ از متقاضيان‌ دريافت‌ ويزا به‌ تمديد اجازه‌ اقامت‌ آنان‌ مبادرت‌ مي‌ ورزند و دستور العمل‌ هاي‌ امنيتي‌ را نيز ناديده‌ مي‌ گيرند.
گزارش‌ روزنامه‌ سان‌ بر اساس‌ گفته‌ هاي‌ يك‌ كارمند سابق‌ شعبه‌ اداره‌ مهاجرت‌ واقع‌ در كرويدون‌، جنوب‌ لندن‌، تهيه‌ شده‌ است‌.
به‌ نوشته‌ اين‌ روزنامه‌، در بررسي‌ شرايط‌ امنيتي‌ متقاضيان‌ دريافت‌ رواديد و تمديد اجازه‌ اقامت‌ در بريتانيا سهل‌ انگاري‌ صورت‌ مي‌ گيرد و شرايط‌ را براي‌ وارد شدن‌ تروريست‌ هاي‌ احتمالي‌ به‌ اين‌ كشور آسانتر مي‌ سازد.
در واكنش‌ نسبت‌ به‌ اين‌ گزارش‌، يك‌ مقام‌ ارشد وزارت‌ كشور، ضمن‌ ابراز اعتماد به‌ كارمندان‌ بخش‌ مهاجرت‌، گفته‌ است‌ كه‌ به‌ اتهام‌ هاي‌ مندرج‌ در گزارش‌ روزنامه‌ سان‌ رسيدگي‌ خواهد شد.


 
            
   

كشاورزان‌ خوش‌ قول‌ترين‌ مشتريان‌ بانك‌ هستند"احمدي‌نژاد: بانك‌ كشاورزي‌ فقط‌ مال‌ كشاورزان‌ است‌ نه‌ ساختمان‌سازها

گروه‌ اقتصادي‌: احمدي‌نژاد روز گذشته‌ با توليدكنندگان‌ نمونه‌ بخش‌ كشاورزي‌ ديدار كرد.
او بخش‌ كشاورزي‌ را مقدس‌ و مهم‌ خواند و اظهار داشت‌: بايد افق‌ ديدمان‌ را در اين‌ بخش‌ از سطح‌ خودكفايي‌ بالاتر ببريم‌.
رييس‌ جمهور درخصوص‌ تسهيلات‌ در نظر گرفته‌ شده‌ براي‌ كشاورزان‌ در بودجه‌ سال‌ 85 با اشاره‌ به‌ اينكه‌ »سياست‌، حمايت‌ از آباداني‌ و توليد است‌« خاطرنشان‌ كرد: حركت‌ ما در جهت‌ تمركززدايي‌ در مناطق‌ است‌ و اين‌ را در راستاي‌ توليد مي‌دانيم‌ و در آينده‌ خواهيد ديد كه‌ در امور كشاورزان‌ گشايش‌ ايجاد مي‌شود.
احمدي‌نژاد در پاسخ‌ به‌ سوالي‌ مبني‌ بر قيمت‌ پيش‌بيني‌ شده‌ نفت‌ در بودجه‌ 85 گفت‌: رييس‌ برنامه‌ و بودجه‌ در اين‌ ارتباط‌ توضيح‌ كافي‌ مي‌دهد.
او در جواب‌ خبرنگاري‌ كه‌ از ميزان‌ اطمينان‌ دولت‌ براي‌ تحقق‌ اهدافش‌ در بودجه‌ در راستاي‌ مطالبات‌ مردم‌ سوال‌ مي‌كرد، گفت‌: در جهت‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ و مطالبات‌ مردم‌ تلاش‌ كرده‌ و تمام‌ توان‌ خود را به‌ كار مي‌گيريم‌ و از خدا و مردم‌ نيز كمك‌ مي‌خواهيم‌. البته‌ موانع‌ سر راه‌ را بايد برطرف‌ كرد و مشكلات‌ را نيز به‌ مردم‌ گفت‌ كه‌ من‌ بعيد مي‌دانم‌ مشكلي‌ باشد.
او در پاسخ‌ به‌ سوال‌ ديگري‌ مبني‌ بر اينكه‌ آيا بودجه‌ سال‌ 85 در راستاي‌ برنامه‌ چهارم‌ خواهد بود، گفت‌: تنظيم‌ بودجه‌ سال‌ 85 در راستاي‌ برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ است‌.
محمود احمدي‌نژاد با اشاره‌ به‌ كشاورزان‌ اظهار كرد: حفظ‌ زمين‌، خاك‌ و منابع‌ طبيعي‌ مسووليت‌ همگاني‌ ما است‌ و ما بايد اين‌ امانت‌ الهي‌ را براي‌ آينده‌ حفظ‌ و ضمن‌ بهره‌برداري‌، آن‌ را براي‌ آيندگان‌ نگهداري‌ كنيم‌.
رييس‌جمهور توليدكنندگان‌ بخش‌ كشاورزي‌ را بهترين‌هاي‌ كشور خواند و تصريح‌ كرد: وقتي‌ از كشاورزي‌ صحبت‌ مي‌كنيم‌ بايد به‌ ارزش‌ و شان‌ آن‌ توجه‌ جدي‌ شودأ چرا كه‌ بدون‌ كشاورزي‌ زندگي‌ معنا پيدا نمي‌كند و در صورتي‌ كه‌ كشاورزي‌ نداشته‌ باشيم‌، در واقع‌ چيزي‌ نداريم‌.
او وجود بخش‌ كشاورزي‌ را به‌ لحاظ‌ امنيت‌ و رقابت‌ جهاني‌ داراي‌ نقش‌ تعيين‌كننده‌يي‌ دانست‌ و گفت‌: امروز در دنيا همه‌ غذا را به‌ عنوان‌ يكي‌ از مولفه‌هاي‌ قدرت‌ مي‌شناسند و حتي‌ قدرت‌هاي‌ بزرگ‌ سعي‌ در تسلط‌ بر منابع‌ آن‌ در دنيا دارند.
احمدي‌نژاد گفت‌: آن‌قدر كشاورزي‌ براي‌ قدرت‌هاي‌ بزرگ‌ مهم‌ است‌ كه‌ حتي‌ در قالب‌ توليد آفات‌ كشاورزي‌ قصد تحميل‌ خواسته‌هاي‌ خود بر ديگر كشورها را دارند.
او سرمايه‌گذاري‌ در اين‌ بخش‌ را مهم‌ دانست‌ و گفت‌: اگر قرار است‌ در بخش‌هايي‌ مانند صنعت‌، فناوري‌ و علم‌ سرمايه‌گذاري‌ شود، بايد در ابتدا اين‌ موارد پشتيبان‌ بخش‌ كشاورزي‌ باشد.
احمدي‌نژاد ادامه‌ داد: بايد تلاش‌ كنيم‌ در سياست‌گذاري‌هايمان‌ نگاه‌ ويژه‌يي‌ به‌ اين‌ بخش‌ داشته‌ باشيم‌أ چرا كه‌ ارزش‌ كار كشاورزان‌ بسيار متفاوت‌تر از ديگر اقشار مردم‌ است‌ و حقيقتا كساني‌ كه‌ در اين‌ عرصه‌ تلاش‌ مي‌كنند، قهرمانان‌ ملي‌ هستند.
رييس‌جمهور با بيان‌ اينكه‌ بايد افق‌ نگاهمان‌ را از سطح‌ خودكفايي‌ بالاتر ببريم‌ گفت‌: اگر هم‌ دنبال‌ خودكفايي‌ هستيم‌ بايد نگاهمان‌ به‌ سمت‌ صادرات‌ باشد تا هم‌ بتوانيم‌ به‌ خودكفايي‌ برسيم‌ و هم‌ در اين‌ بخش‌ حضوري‌ فعال‌ داشته‌ باشيم‌.
او رسيدن‌ به‌ اين‌ مرحله‌ را به‌ لحاظ‌ داشتن‌ امكانات‌ مادي‌ و معنوي‌ زياد در كشور، قابل‌ تحقق‌ دانست‌ و گفت‌: كيفيت‌ در همه‌ كارها مهم‌ است‌أ اما در كشاورزي‌ مهم‌تر است‌ و بايد با كار كيفي‌ محصولات‌مان‌ را به‌ حدي‌ برسانيم‌ كه‌ علاوه‌ بر برطرف‌ كردن‌ نياز داخلي‌ بتوان‌ آن‌ را صادر كرد.
احمدي‌نژاد بخش‌ كشاورزي‌ را پر استعدادترين‌ بخش‌ براي‌ توسعه‌ دانست‌ و اظهار كرد: در اين‌ بخش‌ مي‌توانيم‌ با هزينه‌ كمتر و بهره‌وري‌ بالاتر همه‌ استان‌هاي‌ كشور را كه‌ داراي‌ زمينه‌هاي‌ معطل‌ و گسترده‌يي‌ است‌، در جهت‌ توسعه‌ فعال‌ كنيم‌.
رييس‌جمهور با اشاره‌ به‌ بي‌استفاده‌ ماندن‌ زمين‌هاي‌ كشاورزي‌ گسترده‌ در نقاط‌ مختلف‌ كشور از اينكه‌ كويرهاي‌ كشور روز به‌ روز بيشتر مي‌شود، اظهارنگراني‌ كرد.
وي‌ جوانان‌ كشور را براي‌ آغاز يك‌ مجاهدت‌ بزرگ‌ فراخواند و گفت‌: دولت‌ با تمام‌ وجود در خدمت‌ شماست‌.ما هيچ‌ كار ديگري‌ نداريم‌ جز خدمت‌ به‌ مردم‌. كشورمان‌ را آباد مي‌كنيم‌ و با پشتيباني‌ بخش‌ صنعت‌ و دانشگاه‌، كشاورزي‌ را سرلوحه‌ توسعه‌ كشور قرار مي‌دهيم‌.
رييس‌جمهور با انتقاد از تسهيلاتي‌ كه‌ بانك‌ كشاورزي‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ به‌ اين‌ بخش‌ داده‌ است‌، گفت‌: امروز بايد بانك‌ كشاورزي‌ تنها مال‌ كشاورزان‌ و دامداران‌ باشد و به‌ جاي‌ توسعه‌ در شهرها و ساختمان‌ سازي‌، پشتيبان‌ كامل‌ اين‌ بخش‌ شود.
وي‌ كشاورزان‌ را خوش‌ قول‌ترين‌ و وفادارترين‌ مشتريان‌ بانك‌ها دانست‌ و گفت‌: نه‌ تنها بانك‌ كشاورزي‌ كه‌ چند بانك‌ ديگر نيز در اين‌ بخش‌ بطور كامل‌ بايد پشتيبان‌ كشاورزان‌ باشند.
رييس‌ جمهور با تاكيد بر اينكه‌ نگاه‌ همه‌ ما به‌ سمت‌ يك‌ هدف‌ و قله‌ بالاتر بايد باشد، گفت‌: تخريب‌ منابع‌ و جنگل‌ها داراي‌ آؤار زيان‌باري‌ است‌.
احمدي‌ نژاد همچنين‌ با مزاح‌ خطاب‌ به‌ وزير جهاد كشاورزي‌ گفت‌: اگر من‌ به‌ جاي‌ شما بودم‌ اين‌ همه‌ كارشناس‌ را كه‌ در ساختمان‌ شيشه‌يي‌ وزارتخانه‌ حاضرند به‌ مزارع‌ مي‌فرستادم‌ و با ارايه‌ يارانه‌ از آنها مي‌خواستم‌ تا به‌ كشاورزان‌ و توليد و اشتغال‌ كشور كمك‌ كنند.
موجودي‌ بانك‌ كشاورزي‌ دولتي‌ نيست‌
همچنين‌ مديرعامل‌ بانك‌ كشاورزي‌ كه‌ در مراسم‌ تقدير از كشاورزان‌ نمونه‌ شركت‌ كرده‌ بود، دولتي‌ نبودن‌ موجودي‌ اين‌ بانك‌ را يكي‌ از معايب‌ آن‌ دانست‌ و گفت‌: با وجود اين‌ عيب‌، استفاده‌ از پول‌ مردم‌ براي‌ رفع‌ نيازهاي‌ توسعه‌يي‌ كشاورزي‌ يكي‌ از محاسن‌ آن‌ نيز مي‌تواند باشد.
سيد حسن‌ نوربخش‌ افزود: تاكنون‌ از مردم‌ پنج‌ هزار و 500 ميليارد تومان‌ پول‌ جمع‌آوري‌ كرده‌ و در اختيار كشاورزان‌ قرارداده‌ايم‌ كه‌ براي‌ اعطاي‌ تسهيلات‌ دوباره‌ در سال‌ بعد بايد 3هزار ميليارد قسط‌ اين‌ پرداختي‌ها از سوي‌ كشاورزان‌ برگردانده‌ شود. او ميزان‌ وام‌ پرداختي‌ امسال‌ را چهارهزار و 200 ميلياردتومان‌ ذكر كرد كه‌ سه‌ هزار و 500 ميليارد تومان‌ آن‌ از محل‌ برگشت‌ اقساط‌ و بقيه‌ از محل‌ قرض‌ از بانك‌هاي‌ ديگر بوده‌ است‌.به‌ عنوان‌ نمونه‌ مهلت‌ پرداخت‌ 100 ميلياردتومان‌ بانك‌ پارسيان‌ سر رسيد شده‌ است‌.
شروع‌ بيمه‌ درآمد از ابتداي‌ 85
عضو هيات‌ مديره‌ صندوق‌ بيمه‌ محصولات‌ كشاورزي‌ نيز از پرداخت‌ 175 ميليارد تومان‌ خسارت‌ به‌ كشاورزان‌ خبرداد و پيش‌بيني‌ كرد كه‌ اين‌ ميزان‌ به‌ 200 ميلياردتومان‌ افزايش‌ پيدا كند.
قربانعلي‌ خمسه‌ اضافه‌ كرد: در سال‌ زراعي‌ 8584 دولت‌ با 4\14 درصد رشد نسبت‌ به‌ سال‌ قبل‌ 107 ميليارد تومان‌ به‌ حق‌ بيمه‌ بخش‌ كشاورزي‌ كمك‌ كرد و سهم‌ كشاورزان‌ نيز با 56 درصد رشد نسبت‌ به‌ سال‌ گذشته‌ به‌ 53 ميلياردتومان‌ رسيده‌ است‌ كه‌ اين‌ افزايش‌ سهم‌ كشاورزان‌ به‌ دليل‌ ؤابت‌ نگه‌داشتن‌ حق‌ بيمه‌ دولت‌ بود چراكه‌ در صورت‌ ؤابت‌ ماندن‌ حق‌ بيمه‌ سهم‌ دولت‌، بقيه‌ سهم‌ بايد توسط‌ كشاورزان‌ پرداخت‌ شود. او از تدوين‌ لايحه‌ بيمه‌ عوامل‌ توليد و تقديم‌ آن‌ به‌ دولت‌ خبرداد و خاطرنشان‌ كرد: اين‌ لايحه‌ هفته‌ گذشته‌ توسط‌ هيات‌ دولت‌ تاييد و براي‌ تصويب‌ به‌ مجلس‌ فرستاده‌ شد. خمسه‌ با اشاره‌ به‌ بيمه‌ درآمد از شروع‌ آزمايشي‌ آن‌ در ابتداي‌ سال‌ 85 خبرداد و افزود: در حال‌ حاضر مراحل‌ نهايي‌ آن‌ در كميته‌ فني‌ طي‌ مي‌شود و اولين‌ محصول‌ آن‌ بيمه‌ نخود در استان‌ كرمانشاه‌ است‌.


انتقاد عضو كميسيون‌ برنامه‌ و بودجه‌ به‌ لايحه‌ متمم‌ قانون‌ بودجه‌ سال‌ 84
برداشت‌ شبهه‌ناك‌ از حساب‌ ذخيره‌ ارزي‌
گروه‌ اقتصادي‌، خبرنگار پارلماني‌ »اعتماد«: تقديم‌ لايحه‌ متمم‌ بودجه‌ به‌ هنگام‌ كسري‌ بودجه‌ دولت‌ بهترين‌ كار است‌ تا با كسري‌ بودجه‌ به‌عنوان‌ يك‌ غده‌ در داخل‌ خود مبارزه‌ كند و بهترين‌ راه‌ جراحي‌ اين‌ غده‌ هم‌ ارايه‌ لايحه‌ است‌. عضو كميسيون‌ برنامه‌ و بودجه‌ مجلس‌ با بيان‌ اين‌ مطلب‌ افزود: حتي‌ در آخر دولت‌ خاتمي‌ چندين‌ بار در رابطه‌ با كمبود بودجه‌ عمراني‌ مصاحبه‌ كردم‌ و حتي‌ به‌ آقاي‌ انصاري‌ گفتم‌ دولت‌ بهتر بود لايحه‌ متمم‌ مي‌آورد. اما آقاي‌ خاتمي‌ بخاطر اينكه‌ نمي‌خواست‌ از حساب‌ ذخيره‌ ارزي‌ استفاده‌ كند اين‌ كار را نكرد ولي‌ دولت‌ احمدي‌نژاد با ارايه‌ لايحه‌ متمم‌ بودجه‌ سال‌ 84 به‌ اين‌ اقدام‌ دست‌ زد كه‌ نفس‌ ارايه‌ متمم‌ كار خوبي‌ است‌. رسول‌ صديقي‌ اضافه‌ كرد: آنچه‌ در اين‌ متمم‌ در 8 تبصره‌ ارايه‌ شده‌ در تبصره‌ 2 كه‌ مجموعا 46824 ميليارد ريال‌ كل‌ درآمدها است‌ (كه‌ اين‌ درآمدها عملا نفتي‌ و بطور شبهه‌ناكي‌ از حساب‌ ذخيره‌ ارزي‌ است‌). بنابراين‌ اين‌ دلارها و تبديل‌ آنها به‌ ريال‌ شديدا تورم‌زا خواهد بود.
نماينده‌ بناب‌ ادامه‌ داد: تبصره‌ سه‌ مربوط‌ به‌ هزينه‌ها است‌ كه‌ كليه‌ همين‌ مبلغ‌ در همين‌ تبصره‌ جهت‌ هزينه‌هاي‌ پرسنلي‌ و پرداخت‌ حقوق‌ و مزايا مصرف‌ مي‌شود كه‌ همگي‌ بودجه‌ جاري‌ است‌ و درصد بودجه‌ جاري‌ را بخاطر عدم‌ افزايش‌ بودجه‌ عمراني‌ بار ديگر افزايش‌ خواهد داد كه‌ اين‌ برخلاف‌ برنامه‌ 5 ساله‌ چهارم‌ در جهت‌ تامين‌ بودجه‌هاي‌ جاري‌ از محلي‌ جدا از درآمدهاي‌ نفتي‌ است‌.
او خاطرنشان‌ كرد: تبصره‌ چهار عجيب‌ترين‌ تبصره‌ در اين‌ متمم‌ است‌ اگرچه‌ به‌ نحوي‌ شبيه‌ اين‌ تبصره‌ ولي‌ بطور خفيف‌تر در دولت‌هاي‌ قبلي‌ ارايه‌ مي‌شد ولي‌ اين‌ بار در حقيقت‌ دولت‌ چك‌ سفيد از مجلس‌ مي‌گيرد كه‌ بتواند هر نوع‌ كاهش‌ و افزايش‌ در رديف‌هاي‌ بودجه‌يي‌ را انجام‌ دهد و آن‌ طور كه‌ كارشناسان‌ بودجه‌يي‌ بحث‌ مي‌كنند قرار است‌ در چارچوب‌ اين‌ تبصره‌ 2 هزار ميليارد تومان‌ بار ديگر از بودجه‌هاي‌ عمراني‌ كسر و به‌ جاري‌ اضافه‌ شود كه‌ اين‌ باعث‌ افزايش‌ تورم‌، بيكاري‌ و عدم‌ توليد در جامعه‌ خواهد بود و از طرف‌ ديگر اگر چنين‌ است‌ ديگر نيازي‌ به‌ تصويب‌ رديف‌ها و تبصره‌ها در مجلس‌ وجود ندارد و دولت‌ مي‌تواند به‌ هر نحوي‌ كه‌ خواست‌ صرفا با تاييد سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ كشور كه‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ است‌، عمل‌ نمايد. مطمئن‌ هستم‌ مجلس‌ هفتم‌ چنين‌ اختياراتي‌ را به‌ دولت‌ نخواهد داد. بايد موارد مصرف‌ دقيقا روشن‌ شود و حداقل‌ درصد تبصره‌ 3 به‌ صورت‌ كلان‌ مشخا شود.
تبصره‌ 5 در موضوع‌ بند چ‌ تبصره‌ 2 قانون‌ بودجه‌ 84 است‌ مبني‌ بر آنكه‌ تصويب‌ عمليات‌ طرح‌ها و خاتمه‌ يافتن‌ طرح‌ها و پرونده‌هايي‌ است‌ كه‌ مي‌توانند در سال‌ 84 و 85 به‌ اتمام‌ برسند تا طرح‌هاي‌ نيمه‌تمام‌ كه‌ سرمايه‌ سنگيني‌ را به‌صورت‌ راكد نگه‌ داشته‌اند اتمام‌ يافته‌ و باعث‌ اشتغال‌ و توليد در جامعه‌ شود و حال‌ دولت‌ با درخواست‌ اجازه‌ به‌ گسترش‌ اين‌ بودجه‌ به‌ ساير طرح‌هاي‌ پيوست‌ شماره‌ يك‌ عملا باعث‌ طولاني‌ شدن‌ طرح‌هايي‌ مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ آنها را در دو سال‌ آينده‌ به‌ اتمام‌ رساند و اين‌ برخلاف‌ منافع‌ كشور است‌.
در رابطه‌ با تبصره‌ 6 مربوط‌ به‌ پرداخت‌ بدهي‌هاي‌ نيروهاي‌ مسلح‌ به‌ مبلغ‌ حدود 200 ميليارد تومان‌ به‌ شركت‌هايي‌ نظير توانير و گاز و فاضلاب‌ و ... مسلما شركت‌هاي‌ فوق‌ بخاطر عدم‌ پرداخت‌ بدهي‌ نيروهاي‌ مسلح‌ مشكلات‌ زيادي‌ دارند و اصل‌ موضوع‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مشكل‌ بايد حل‌ شود ولي‌ به‌ نظر مي‌رسد در اين‌ مورد دولت‌ نمي‌خواهد از بدهي‌ معوقه‌ خود اين‌ شركت‌ها اين‌ منابع‌ را كسر كند كه‌ البته‌ اگر چه‌ در اصل‌ اين‌ موضوع‌ صحيحي‌ است‌ ولي‌ كاهش‌ در آن‌ در كميسيون‌ بودجه‌ موردنظر عمده‌ اعضاي‌ كميسيون‌ مي‌باشد.
تبصره‌ 7 در رابطه‌ با استثنا كردن‌ شركت‌ آب‌ و برق‌ خوزستان‌ از پرداخت‌ سود ويژه‌ است‌ كه‌ مسلما چنين‌ استثنايي‌ مي‌تواند مورد درخواست‌ همه‌ شركت‌ها باشد.
در تبصره‌ 8 نيز در رابطه‌ با صرف‌ 10 درصد از منابع‌ بند ژ تبصره‌ 2 در كميته‌ برنامه‌ريزي‌ شهرستان‌ها بررسي‌ و تاثيري‌ در كليت‌ بودجه‌ ندارد و نوعي‌ اختياردهي‌ بيشتر به‌ كميته‌هاي‌ شهرستان‌ها است‌ كه‌ نكته‌يي‌ مثبت‌ است‌.
در نهايت‌ لايحه‌ دولت‌ چون‌ لايحه‌ صندوق‌ مهر رضا قدري‌ خام‌ و كارشناسي‌ نشده‌ است‌.


 
            
   

كميسيون‌ عمران‌ طرح‌ شركت‌هاي‌ هرمي‌ را اصلاح‌ مي‌كند

ايسنا: كميسيون‌ عمران‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ با همكاري‌ جمعي‌ از اقتصاددان‌ها و آكادمي‌ نخبگان‌ جوان‌ توليدگراي‌ ايران‌ با ارايه‌ اصلاحيه‌يي‌ بر طرح‌ مجلس‌ براي‌ ممنوعيت‌ فعاليت‌ شركت‌ها و موسسات‌ با ساختار هرمي‌ با شبكه‌ بي‌انتها خواستار نگاه‌ كارشناسي‌تر به‌ تصويب‌ نهايي‌ آن‌ در مجلس‌ شد. اين‌ طرح‌ و نيز طرح‌ كميسيون‌ قضايي‌ با حضور سه‌ اقتصاددان‌ و رييس‌ كميسيون‌ عمران‌ مجلس‌ در ميزگردي‌ ارايه‌، نقد و بررسي‌ شد. مهدي‌ صحراييان‌ رييس‌ پروژه‌ پولشويي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در اين‌ ميزگرد از دولت‌، قوه‌ قضاييه‌ و مجلس‌ گله‌مند شد و اين‌ سوال‌ را مطرح‌ كرد كه‌ چرا در برابر پديده‌هاي‌ جديد و نوين‌ به‌ نسل‌ جوان‌ مظلوم‌ راهكار ارايه‌ نمي‌كنند* به‌ گفته‌ او زماني‌ كه‌ برخوردها، برخوردهاي‌ ايضايي‌ و حذفي‌ آن‌ هم‌ بر اساس‌ اطلاعات‌ موهوم‌ و شنيده‌هاست‌، بديهي‌ است‌ كه‌ گرايش‌ فوق‌العاده‌ در نسل‌ جوان‌ به‌ سمت‌ حركتي‌ ايجاد مي‌شود كه‌ اين‌ حركت‌ به‌ لحاظ‌ منافع‌ امنيت‌ ملي‌ از ديد كارشناسان‌ و سياستمداران‌ مضر است‌.
وي‌ با بيان‌ اينكه‌ از اين‌ نظر تقصيري‌ براي‌ نسل‌ جوان‌ وجود ندارد، بلكه‌ تقصير برعهده‌ مسوولان‌ و دولت‌ است‌ كه‌ بدون‌ فرهنگ‌سازي‌ و راهنمايي‌ نسل‌ جوان‌ با آنها برخورد كرده‌اند، خاطرنشان‌ كرد:» كميسيون‌ عمران‌ مجلس‌ آكادمي‌ نخبگان‌ جوان‌ توليدگراي‌ ايران‌ را مامور كرد كه‌ روي‌ اين‌ مساله‌ مطالعه‌ انجام‌ دهد. اين‌ روش‌ در ايران‌ جديد است‌ و تاكنون‌ فاصله‌ ميان‌ مجلس‌، علما و دانشمندان‌ بسيار گسترده‌ بوده‌ است‌.« او ادامه‌ داد:» زماني‌ كه‌ اين‌ مطالعه‌ در مقام‌ رييس‌ پروژه‌ پولشويي‌ سازمان‌ ملل‌ انجام‌ شد به‌ لحاظ‌ دستيابي‌ به‌ منابع‌ اطلاعاتي‌ نامه‌يي‌ به‌ دفتر مبارزه‌ با جرم‌ و جنايت‌ بين‌المللي‌ وزارت‌ امور خارجه‌ امريكا نوشتم‌ كه‌ سندي‌ به‌ آكادمي‌ ارسال‌ شد كه‌ شركت‌هاي‌ گلدكوييست‌ و گلدماين‌ و يك‌ شركت‌ ديگر در حال‌ پولشويي‌ براي‌ مافياي‌ كوكايين‌ كلمبيا و مثلث‌ طلايي‌ هستند و در ايران‌ به‌ دليل‌ اينكه‌ بازار اينها بسيار بكر است‌، فعال‌ هستند.« صحراييان‌ با بيان‌ اينكه‌ دولت‌ بايد اين‌ تحقيقات‌ را بسيار زودتر از اين‌ زمان‌ انجام‌ مي‌داد، اظهار كرد:» اشكال‌ كار اين‌ است‌ كه‌ به‌جاي‌ اينكه‌ تحقيقات‌ انجام‌ شود عنوان‌ شد كه‌ هر گردي‌ گردوست‌، يعني‌ هر شركتي‌ كه‌ شكل‌ هرمي‌ دارد الزاما از نوع‌ كلاهبرداري‌ است‌. در حالي‌ كه‌ همه‌ شركت‌
هاي‌ هرمي‌ الزاما بد نيستند، چرا كه‌ هم‌ اكنون‌ شركت‌هايي‌ هستند كه‌ در تجارت‌ الكترونيك‌ و ساير موارد تجاري‌ مملكت‌ فعاليت‌ مي‌كنند.« رييس‌ آكادمي‌ نخبگان‌ توليدگراي‌ ايران‌، يكي‌ از بزرگترين‌ شركت‌هاي‌ هرمي‌ كه‌ در ايران‌ وجود دارد و كالا گردان‌ است‌ را شركت‌ سابكو دانست‌ كه‌ نظام‌ خوشه‌يي‌ را سال‌هاست‌ كه‌ در ايران‌ اجرا كرده‌ و به‌ همين‌ ترتيب‌ خودرو توليد مي‌كند. صحراييان‌ گفت‌: »نتيجه‌ ناپخته‌ طرح‌ مجلس‌ اين‌ است‌ كه‌ سه‌ شركت‌ »عق‌غم‌غف‌ گ‌ظم‌ظ گ‌كب‌، لغمض‌ ط‌ف‌كع و ظظف‌ن‌ظف‌« كه‌ دو شركت‌ آنها مربوط‌ به‌ ؤة‌ئ هستند و يك‌ شركت‌ ديگر مربوط‌ به‌ باند مافياي‌ پولشويي‌ است‌ و در دوبي‌ مستقرند، هزينه‌هاي‌ هنفگتي‌ تحت‌ حمايت‌ اتاق‌ بازرگاني‌ دوبي‌ در ايران‌ انجام‌ مي‌دهند تا اولا يك‌ چتر حفاظتي‌ براي‌ حمايت‌ اين‌ شركت‌ها ايجاد شود و از طرف‌ ديگر اين‌ قانون‌ به‌ زور جوسازي‌ بسرعت‌ از مجلس‌ بگذرد. اما شوراي‌ نگهبان‌ بسيار آگاه‌ بود و بموقع‌ جلوي‌ آن‌ را گرفت‌.«

 
            
   

كاهش‌ 4 درصدي‌ قيمت‌ خودرو در سال‌ 85

مهر: با تصميمات‌ اتخاذ شده‌ در دولت‌، راهكارهايي‌ در لايحه‌ بودجه‌ سال‌ آينده‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌ كه‌ با اجراي‌ اين‌ راهكارها قيمت‌ خودرو در سال‌ 85 حدود 4 درصد كاهش‌ پيدا خواهد كرد. يك‌ مقام‌ آگاه‌ با اعلام‌ خبر فوق‌ گفت‌: برهمين‌ اساس‌، خودروسازان‌ در سال‌ 1385 موظف‌ شده‌ اند تا در توليد خودروهاي‌دو گانه‌ سوز اقدامات‌ ويژه‌يي‌ انجام‌ دهند. وي‌ تصريح‌ كرد: اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ شركت‌هاي‌ خودروسازي‌ بر افزايش‌ قيمت‌ خودرو در سال‌ آينده‌ تاكيد كرده‌اند. وي‌ تبصره‌ 13 لايحه‌ بودجه‌ سال‌ 1385كل‌ كشور كه‌ براي‌ ساماندهي‌ شبكه‌ حمل‌ و نقل‌ در نظر گرفته‌ شده‌ را تبصره‌ بسيار مهمي‌ دانست‌. شايان‌ ذكر است‌ هم‌ اكنون‌ شركت‌ ايران‌ خودرو افزايش‌توليد خودرو هاي‌ گاز سوزخود را تا30 هزار دستگاه‌ تا پايان‌ سال‌ جاري‌ در دستور كار دارد.

 
            
   

مديران‌ جديد چهار شركت‌ اصلي‌ نفت‌ منصوب‌ شدند

گروه‌ اقتصادي‌:پس‌ از چند ماه‌ ابهام‌، در انتخاب‌ معاونان‌ سيدكاظم‌ وزيري‌ هامانه‌، وي‌ شب‌ دوشنبه‌ معاونان‌ خود را در بخش‌هاي‌ مختلف‌ برگزيد. در احكام‌ صادره‌ از سوي‌ سيدكاظم‌ وزيري‌ هامانه‌ وزير نفت‌ كشورمان‌ غلامحسين‌ نوذري‌ به‌ سمت‌ معاون‌ وزير و مديرعامل‌ شركت‌ ملي‌ نفت‌ ايران‌ منصوب‌ شد. همچنين‌ طي‌ حكم‌ ديگري‌، سيدرضا كسايي‌زاده‌ به‌ سمت‌ معاون‌ وزير و مديرعامل‌ شركت‌ ملي‌ گاز ايران‌ منصوب‌ شد. اين‌ گزارش‌ حاكي‌است‌، در يكي‌ از اين‌ احكام‌ كه‌ از سوي‌ وزير نفت‌ صادر شده‌، اصغر ابراهيمي‌ اصل‌ به‌ عنوان‌ معاون‌ وزير و مديرعامل‌ شركت‌ ملي‌ صنايع‌ پتروشيمي‌ ايران‌ منصوب‌ شده‌ است‌. همچنين‌ وزير نفت‌، محمدرضا نعمت‌زاده‌ را به‌ سمت‌ معاون‌ وزير و مديرعامل‌ شركت‌ ملي‌ پالايش‌ و پخش‌ فراورده‌هاي‌ نفتي‌ ايران‌ منصوب‌ كرد. بر اساس‌ اين‌ گزارش‌ با ادغام‌ معاونت‌ نفت‌ و گاز درياي‌ خزر در معاونت‌ امور بين‌الملل‌ وزارت‌ نفت‌، طي‌ حكم‌ صادره‌ از سوي‌ وزير نفت‌، محمدهادي‌ نژادحسينيان‌ به‌ سمت‌ معاون‌ امور بين‌الملل‌ وزارت‌ نفت‌ منصوب‌ شد. در يكي‌ ديگر از اين‌ احكام‌ دكتر منصور معظمي‌ به‌ سمت‌ معاون‌ وزيردر امور منابع‌ انساني‌ و مديريت‌ منصوب‌ شده‌ است‌. برپايه‌ اين‌ گزارش‌، وزير نفت‌ كشورمان‌، دكترعلي‌ اصغر زارعي‌ را به‌ سمت‌ رييس‌ موسسه‌ مطالع
ات‌ بين‌المللي‌ انرژي‌ منصوب‌ كرد.

 
            
   

شوماخر از تجديد قواي‌ فراري‌ خبر داد

ميشاييل‌ شوماخر، ستاره‌ آلماني‌ تيم‌ فرمول‌ يك‌ فراري‌ تاكيد كرد كه‌ تيمش‌ از آمادگي‌ كافي‌ براي‌ جبران‌ فصل‌ ضعيفش‌ در سال‌ 2005 و بازگشت‌ به‌ جايگاه‌ برتر قبلي‌ خود برخوردار است‌.
شوماخر پس‌ از 5 سال‌ حكمراني‌ در عرصه‌ فرمول‌ يك‌ جهان‌ تنها در يك‌ جايزه‌ بزرگ‌ فصل‌ گذشته‌ به‌ برتري‌ دست‌ پيدا كرد تا تيمش‌ پس‌ از رنو و مك‌ لارن‌ قهرمان‌ و نايب‌ قهرمان‌ اين‌ فصل‌ قرار گيرد.
شوماخر 37 ساله‌ در مصاحبه‌يي‌ با خبرنگاران‌ درباره‌ تيمش‌ گفت‌: »مشكل‌ حادي‌ در تيم‌ ديده‌ نمي‌ شود و شرايط‌ بر وفق‌ مراد پيش‌ مي‌ رود. همه‌ اعضاي‌ تيم‌ از روحيه‌ تهاجمي‌ بالايي‌ برخوردارند و تمام‌ تمركز خود را بر تصاحب‌ مقام‌ قهرماني‌ اين‌ فصل‌ معطوف‌ كرده‌اند.«
شوماخر، مسن‌ترين‌ راننده‌ حال‌ حاضر فرمول‌ يك‌ در حالي‌ رقابت‌ هاي‌ فصل‌ 2006 را آغاز مي‌كند كه‌ سوالات‌ بسياري‌ در مورد آينده‌ كاري‌ وي‌ ذهن‌ هوادارانش‌ را به‌ خود مشغول‌ كرده‌ است‌.
قرارداد فعلي‌ شوماخر با تيم‌ فراري‌ در پايان‌ فصل‌ جاري‌ به‌ اتمام‌ مي‌ رسد، اما او هنوز نظر قطعي‌ خود را مبني‌ بر ادامه‌ دوران‌ حرفه‌يي‌ اش‌ اعلام‌ نكرده‌ است‌.
مقامات‌ فراري‌ از تمايل‌ خود براي‌ تمديد قرارداد با شوماخر خبر داده‌اند و او نيز تاكيد كرده‌ است‌ تا زماني‌ كه‌ از اين‌ ورزش‌ لذت‌ مي‌برد، از اين‌ مسابقات‌ خداحافظي‌ نخواهد كرد.
بسياري‌ از منتقدان‌ معتقدند كه‌ تغيير قوانين‌ تايري‌ و موتوري‌ مسابقات‌ 2006 به‌ تيم‌ فراري‌ كمك‌ مي‌ كند كه‌ بار ديگر به‌ دوران‌ رقابتي‌ و پرفروغ‌ خود بازگردد.
گفته‌ مي‌ شود كه‌ اين‌ تيم‌ ايتاليايي‌ براي‌ پر كردن‌ جاي‌ خالي‌ شوماخر در سال‌ 2007 پيش‌ از اين‌ مذاكراتي‌ را با كيمي‌ رايكونن‌، راننده‌ ارزنده‌ تيم‌ مك‌ لارن‌ مرسدس‌ انجام‌ داده‌ است‌ و انتقال‌ فرناندو آلونسو، از رنو به‌ مك‌ لارن‌، رايكونن‌ را تحت‌ فشار مضاعف‌ قرارداده‌ تا هر چه‌ زودتر آينده‌ خود را رقم‌ بزند.
به‌ اين‌ ترتيب‌ پيوستن‌ آلونسو به‌ مك‌ لارن‌ در فصل‌ آينده‌ منجر به‌ اين‌ خواهد شد كه‌ يا رايكونن‌ و يا هم‌ تيمي‌ كلمبيايي‌ اش‌ خووان‌ پابلو مونتويا اين‌ تيم‌ را ترك‌ كنند. بعيد به‌ نظر مي‌رسد كه‌ رايكونن‌ خواهان‌ هم‌ تيمي‌ با شوماخر بشود، مگر اينكه‌ مقامات‌ فراري‌ او را مطمئن‌ كنند كه‌ هر دو راننده‌ از جايگاه‌ برابر برخوردار خواهند بود.
اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ فراري‌ تمايل‌ خود را براي‌ به‌ خدمت‌ گرفتن‌ والنتينو روسي‌، قهرمان‌ موتورسواري‌ جهان‌ نيز براي‌ هدايت‌ اتومبيل‌ 2007 آنها اعلام‌ كرده‌ است‌.

 
            
   

680 ميليارد ريال‌ بودجه‌ پيشنهادي‌ دستگاه‌ ورزش‌ ؛با 510 ميليارد موافقت‌ شد


سازمان‌ تربيت‌ بدني‌ براي‌ تامين‌ اعتبارات‌ سال‌ 85 دستگاه‌ ورزش‌، مبلغ‌ 220 ميليارد ريال‌ در بخش‌ جاري‌ و 460 ميليارد ريال‌ در بخش‌ عمراني‌ را به‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ پيشنهاد داده‌ است‌.
ارشدي‌ معاون‌ مركز توسعه‌ مديريت‌ و منابع‌ سازمان‌ تربيت‌ بدني‌ گفت‌: براي‌ اعتبارات‌ عمراني‌ ورزش‌ مبلغ‌ 460 ميليارد ريال‌ را به‌ سازمان‌ مديريت‌ پيشنهاد داديم‌ كه‌ مبلغ‌ 390 ميليارد ريال‌ آن‌ در بخش‌ كارشناسي‌ مورد موافقت‌ قرار گرفت‌. وي‌ در رابطه‌ با اعتبارات‌ جاري‌ نيز توضيح‌ داد: رقم‌ پيشنهادي‌ ما در بخش‌ جاري‌ نيز 220 ميليارد ريال‌ است‌ كه‌ 120 ميليارد ريال‌ آن‌ در بخش‌ كارشناسي‌ مصوب‌ شده‌ است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ مي‌گويد ما هم‌ مبلغ‌ 390 و هم‌ مبلغ‌ 120 ميليارد ريال‌ را نمي‌توانيم‌ تامين‌ كنيم‌. اين‌ كارشناس‌ بودجه‌ سازمان‌ تربيت‌ بدني‌ ادامه‌ داد: ما اين‌ رقم‌ اعتبار را بر حسب‌ نياز چهل‌ و هشت‌ فدراسيون‌ ورزشي‌، 144 هيات‌ ورزشي‌ در مراكز استان‌ها، سه‌ هزار هيات‌ ورزشي‌ در شهرهاي‌ بالاي‌ پنجاه‌ هزار نفر جمعيت‌ و تعداد زيادي‌ هيات‌ ورزشي‌ پايين‌ پنجاه‌ هزار نفر جمعيت‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ايم‌.
وي‌ در رابطه‌ با نظر رييس‌ جمهور در اين‌ زمينه‌ به‌ ايسنا گفت‌: طي‌ مذاكراتي‌ كه‌ علي‌ آبادي‌ با شخا رييس‌ جمهور داشته‌ است‌، وي‌ نظر مساعدي‌ نسبت‌ به‌ اعتبارات‌ پيش‌بيني‌ شده‌ براي‌ ورزش‌ دارد و مثبت‌ بودن‌ نظر سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ نيز ما را به‌ آينده‌ اميدوار كرده‌ است‌أ البته‌ كمبود منابع‌ مالي‌ ورزش‌ واضح‌ و روشن‌ است‌ و بدون‌ تامين‌ اعتبارات‌ پيش‌بيني‌ شده‌ نمي‌توان‌ بسياري‌ از برنامه‌ها را عملي‌ كرد. ارشدي‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ كه‌ اعتبارات‌ سال‌ 85 چه‌ تفاوتي‌ با اعتبارات‌ سال‌ 84 دارد توضيح‌ داد: اگر قرار باشد امسال‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ پولي‌ به‌ ورزش‌ اختصاص‌ دهد، تفاوتش‌ اين‌ است‌ كه‌ از ديگر دستگاه‌ها و سازمان‌هاي‌ دولتي‌ جدا شده‌ايم‌ و اعتبار لازم‌ را در رديف‌ تعريف‌ شده‌ به‌ ورزش‌ مي‌دهند، اين‌ اعتبار عملياتي‌ و بر اساس‌ هزينه‌ فعاليت‌ها است‌. ما خوشحاليم‌ كه‌ اعتبارات‌ ورزش‌ در سال‌ 85 در تبصره‌ نيست‌ و هنگامي‌ كه‌ در پايان‌ كار به‌ صورت‌ مصوب‌ به‌ ما اختصاص‌ يابد مي‌توانيم‌ روي‌ جذب‌ آن‌ حساب‌ ويژه‌يي‌ باز كنيم‌.
وي‌ در پايان‌ با بيان‌ اينكه‌ اعتبارات‌ جاري‌ در سال‌ 84 طبق‌ آنچه‌ كه‌ بايد اختصاص‌ مي‌يافت‌ به‌ دستگاه‌ ورزش‌ پرداخت‌ شده‌ است‌ در رابطه‌ با اعتبارات‌ عمراني‌ سال‌ 84 به‌ خبرنگار ايسنا توضيح‌ داد: از ميان‌ 400 ميليارد توماني‌ كه‌ قرار بود به‌ ما اختصاص‌ يابد، تنها 80 ميليارد آن‌ حاصل‌ شده‌ است‌. چرا كه‌ اين‌ اعتبار در قالب‌ تبصره‌ به‌ ما داده‌ شده‌ بود.

 
            
   

آسيب‌شناسي‌ هشت‌ سال‌ روزنامه‌نگاري‌ دوران‌ اصلاحات‌

انجمن‌ صنفي‌ روزنامه‌نگاران‌ جوان‌ نشستي‌ را تحت‌ عنوان‌ آسيب‌شناسي‌ هشت‌ سال‌ روزنامه‌نگاري‌ دوران‌ اصلاحات‌ برگزار مي‌كند.اين‌ مراسم‌ به‌ منظور جمع‌آوري‌ و استفاده‌ از تجربه‌هاي‌ هشت‌ سال‌ روزنامه‌نگاري‌ دوره‌ اصلاحات‌ براي‌ روزنامه‌نگاران‌ جوان‌ برگزار مي‌شود.
در اين‌ نشست‌، ماشاءالله‌ شمس‌الواعظين‌، امير محبيان‌، احمد زيدآبادي‌ و عباس‌ سليمي‌ نمين‌ پيرامون‌ دو موضوع‌ مطبوعات‌ و خطوط‌ قرمز حاكميت‌ و مطبوعات‌أ رسانه‌ يا حزب‌ سخنراني‌ مي‌كنند.

 
            
   

ضوابط‌ و معيار پرداخت‌ هديه‌ خاتمي‌ به‌ خبرنگاران‌ چيست‌؟

گروه‌ سياسي‌: خبرنگاران‌ پارلماني‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در نامه‌يي‌ به‌ عماد افروغ‌ رياست‌ كميسيون‌ فرهنگي‌ مجلس‌ به‌ نحوه‌ توزيع‌ هديه‌ يك‌ ميليون‌ دلاري‌ رياست‌ جمهوري‌ ميان‌ خبرنگاران‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ سراسر كشور و برخورد گزينشي‌ با آن‌ اعتراض‌ كرده‌ و خواستار روشن‌ شدن‌ معيار گزينش‌ افراد شدند.


 
            
   

اعتصاب‌ غذامطابق‌ با آموزه‌ هاي‌ القاعده‌


مقامات‌ نظامي‌ امريكا اعلام‌ كردند كه‌ هشتاد و چهار مظنون‌ به‌ دست‌ داشتن‌ در اقدامات‌ تروريستي‌ كه‌ از آغاز جنگ‌ بر ضد ترور امريكا دستگير و به‌ زندان‌ گوانتانامو منتقل‌ شده‌اند، در اعتصاب‌ غذا بسر مي‌برند. به‌ گزارش‌ ايسنا به‌ نقل‌ از خبرگزاري‌ فرانسه‌،در بيانيه‌ نيروي‌ ويژه‌ مشترك‌ ارتش‌ امريكا در گوانتانامو آمده‌ است‌: 46 تن‌ از زندانيان‌ گوانتانامو از 25 دسامبر تاكنون‌ در اعتصاب‌ كامل‌ غذايي‌ بسر مي‌برند. تعدادي‌ از آنها نيز از 18 اوت‌ (17 مرداد) تاكنون‌ در اعتصاب‌ غذا بسر مي‌برند كه‌ البته‌ اعتصاب‌ آنها مداوم‌ نبوده‌ است‌. تعدادي‌ نيز اعتصاب‌ غذايي‌ خود را از ماه‌ سپتامبر (شهريور ماه‌)، زماني‌ كه‌ 131 تن‌ از هم‌ بندهاي‌ آنها در اعتصاب‌ غذا بسر مي‌بردند، آغاز كردند.
در اين‌ بيانيه‌ آمده‌ است‌: اعتصاب‌ غذا مطابق‌ با آموزه‌هاي‌ القاعده‌ است‌ و انعكاس‌ دهنده‌ تلاش‌ بازداشت‌شدگان‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ مطبوعات‌ و رسانه‌ها و تحت‌ فشار قرار دادن‌ امريكا براي‌ آزادي‌شان‌ است‌. در گوانتانامو حدود 522 زنداني‌ بسر مي‌برند كه‌ اكثر آنها در پاييز 2001 در افغانستان‌ دستگير شده‌اند.

 
            
   

مراقب‌ دزدهاي‌ موبايل‌ باشيد

اگر نگران‌ اين‌ هستيد كه‌ گوشي‌ شما را بدزدند، كافي‌ است‌ به‌ توصيه‌هاي‌ زير توجه‌ كنيد:
1) در مكان‌هاي‌ شلوغ‌، هنگام‌ صحبت‌ كردن‌ با موبايل‌ سعي‌ كنيد گوشي‌تان‌ ديده‌ نشود. متاسفانه‌ بيشتر دزدي‌ها از آنجا ناشي‌ مي‌شوند كه‌ آدم‌ها دوست‌ دارند مدل‌ گوشي‌هايشان‌ را به‌ هم‌ نشان‌ دهند.
2) در جاهاي‌ شلوغ‌ زنگ‌ موبايل‌ خود را خاموش‌ كنيد.
3) هيچ‌ وقت‌ موقع‌ راه‌ رفتن‌ با موبايلتان‌ چيزي‌ ننويسيد.
4) گوشي‌ خود را قفل‌ كنيد تا در صورت‌ دزديده‌ شدن‌، كسي‌ نتواند به‌ اطلاعات‌ موجود در آن‌ دسترسي‌ يابد
5) براي‌ اينكه‌ موبايل‌ مسروقه‌ خود را سريع‌تر پيدا كنيد، شماره‌ سريال‌ گوشي‌ خود را جايي‌ يادداشت‌ كنيد و با علامتي‌ خاص‌ آن‌ را از گوشي‌هاي‌ مشابه‌ متمايز كنيد.

 
            
   

سال‌ جديد بدون‌ مخترع‌ تلفن‌!

در آستانه‌ كريسمس‌ از صميم‌ قلب‌ اميدوارم‌ همه‌ ما، چه‌ ؤروتمند باشيم‌ و چه‌ فقير، چه‌ از طبقه‌ بالاي‌ جامعه‌ باشيم‌ و چه‌ از طبقات‌ فرودست‌، چه‌ مشهور باشيم‌ و چه‌ گمنام‌، چه‌ محبوب‌ باشيم‌ و چه‌ منفور، چه‌ متمدن‌ باشيم‌ و چه‌ وحشي‌، در بهشت‌ آسمان‌ها بار ديگر گرد هم‌ آييم‌ و تا ابد در صلح‌ و سعادت‌ هميشگي‌ دركنار برادران‌ و خواهران‌ خود زندگي‌ كنيم‌أ و با تمام‌ وجود آرزو مي‌كنم‌ مخترع‌ تلفن‌، راهي‌ به‌ اين‌ جمع‌ دوستانه‌ نداشته‌ باشد.
پيام‌ تبريك‌ »مارك‌ تواين‌«در كريسمس‌ سال‌ 1890

 
            
   

شيطان‌ راديواكتيو

مين‌ توفام‌ هيچ‌ وقت‌ موبايل‌ نداشت‌. روزنامه‌ گاردين‌ يك‌ هفته‌ به‌ او موبايل‌ قرضي‌ داد و بعد يادداشت‌هاي‌ روزانه‌ او را چاپ‌ كرد:
12 ظهر: من‌ يك‌ شماره‌ محل‌ كار دارم‌ و يك‌ شماره‌ منزل‌. دو تا ايميل‌ هم‌ دارم‌. براي‌ همين‌ هيچ‌ وقت‌ احساس‌ نكرده‌ام‌ ممكن‌ است‌ يك‌ موبايل‌ احتياج‌ داشته‌ باشم‌. اما با وساطت‌ دوستان‌ همه‌ چيز آماده‌ شد. موبايل‌ رسيد. من‌ آن‌ را در كشوي‌ ميزم‌ گذاشتم‌ تا بعد جرات‌ دست‌ زدن‌ به‌ آن‌ را پيدا كنم‌.
45:2 بعدازظهر: گوشي‌ من‌ يك‌ زيمنس‌ غ35ئ است‌. سياه‌ با قوس‌ كم‌. به‌ قشنگي‌ گوشي‌هايي‌ كه‌ دست‌ اطرافيانم‌ ديده‌ بودم‌ نيست‌. من‌ گوشي‌ را برداشتم‌ و دوبار دكمه‌ سمت‌ چپ‌ را فشار دادم‌. ادعا كرد كه‌ دارم‌ به‌ اينترنت‌ وصل‌ مي‌شوم‌. يك‌ پيشرفت‌ باور نكردني‌. بعد توانستم‌ در اخبار گشت‌ بزنم‌. زني‌ شوهرش‌ راتا سرحد مرگ‌ گاز گرفته‌ بود!
بعد سعي‌ كردم‌ اولين‌ تماسم‌ را بگيرم‌ اما نتوانستم‌ از اينترنت‌ خارج‌ شوم‌. براي‌ همين‌ گوشي‌ را زدم‌ تا شارژ شود. ديده‌ بودم‌ همكارانم‌ گاهي‌ يكي‌ دو ساعت‌ اين‌ كار را مي‌كنند.
45:4 بعدازظهر: با تلفن‌ محل‌ كار به‌ موبايلم‌ زنگ‌ زدم‌. صدايش‌ همه‌ سالن‌ را برداشت‌. هر كاري‌ كردم‌ صدايش‌ قطع‌ نشد. بعد فهميدم‌ همه‌ با نگاه‌هاي‌ عصبانيشان‌ به‌ من‌ چشم‌ دوخته‌اند.
15:6 بعدازظهر: من‌ توانستم‌ اولين‌ تماسم‌ را بگيرم‌، به‌ دوستم‌، جيم‌. او اولين‌ پيغام‌ را براي‌ من‌ تايپ‌ كرد: »آخر هفته‌ گيرت‌ مياريم‌.« من‌ جوابي‌ تايپ‌ كردم‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ قابل‌ خواندن‌ نبود.
»قككف‌ف‌غپ‌« خوب‌ من‌ با آن‌ چيزي‌ كه‌ دوستانم‌ تايپ‌ ابتدايي‌ مي‌خوانند، چند مشكل‌ كوچك‌ دارم‌. مثلا نمي‌دانم‌ چرا روي‌ هر دكمه‌ سه‌ حرف‌ مختلف‌ نوشته‌ شده‌!
30:8 بعدازظهر: من‌ توانستم‌ اولين‌ تلفن‌ مفيدم‌ را بزنم‌. به‌ رستوران‌ زنگ‌ زدم‌ و گفتم‌ ما براي‌ ميزي‌ كه‌ رزرو كرده‌ايم‌ كمي‌ دير مي‌رسيم‌. پيشخدمت‌ جواب‌ داد: آه‌، بله‌. موفق‌ شدم‌! نيم‌ ساعت‌ بعد به‌ رستوران‌ رسيديم‌. پرنده‌ پر نمي‌زد!
شنبه‌، 10 صبح‌: زنم‌ موبايل‌ را برداشت‌ و از تخت‌ پرتش‌ كرد بيرون‌.
30:12 ظهر: پيغام‌ مادرم‌ رسيد: »قمق.نكگ‌كق2 ق‌كظ‌ ف‌ف‌غن«.
چطور ممكن‌ است‌ مادر من‌ كه‌ در يك‌ روستاي‌ دور افتاده‌ زندگي‌ مي‌كند، اين‌ قدر به‌ تايپ‌ لقل وارد باشد! آه‌، احساس‌ مي‌كنم‌ پيش‌ از اين‌ يك‌ مرد غارنشين‌ بوده‌ام‌.
45:8 بعد ازظهر: سوار اتوبوس‌ بوديم‌. دوستم‌ دست‌ من‌ را گرفت‌ و گفت‌ نگران‌ نباش‌. هيچ‌ كس‌ نمي‌خواهد موبايل‌ گوشكوبي‌ تو را بدزدد! من‌ به‌ گوشي‌ موبايلم‌ نگاه‌ كردم‌ و به‌ اين‌ فكر فرو رفتم‌ كه‌ چرا گوشي‌ من‌ امكان‌ ارسال‌ تصوير ندارد و بازي‌هايش‌ چندان‌ جالب‌ نيست‌.
45:10 بعدازظهر: در يك‌ جلسه‌ رسمي‌ مشغول‌ حرف‌ زدن‌ بودم‌ كه‌ ديدم‌ موبايلم‌ شروع‌ كرد به‌ لرزيدن‌. يك‌ پيام‌ از دوستم‌. نوشته‌ بود دارد ازدواج‌ مي‌كند. سريع‌ برايش‌ پيغام‌ تبريك‌ فرستادم‌. خراب‌ شد. دوباره‌ فرستادم‌. باز هم‌ خراب‌ شد. وقتي‌ پيغام‌ را فرستادم‌، سرم‌ را بلند كردم‌ و ...
يكشنبه‌: به‌ هم‌ اتاقي‌ سابقم‌ يك‌ پيغام‌ فرستادم‌ و از او خواستم‌ با من‌ تماس‌ بگيرد. فقط‌ براي‌ وقت‌ گذراني‌ وگر نه‌ كار خاصي‌ نداشتم‌. بعد متوجه‌ شدم‌ باطري‌ موبايلم‌ دارد تمام‌ مي‌شود. در كاتالوگ‌ نوشته‌ بود 180 ساعت‌ كار مي‌كند. دروغگوها! شارژر در محل‌ كارم‌ جا مانده‌. موبايل‌ را خاموش‌ كردم‌. درخانه‌ فوتبال‌ بازي‌ مي‌كنم‌. با خيال‌ راحت‌!
دوشنبه‌: هيچ‌ تماسي‌ نداشتم‌. به‌ هم‌ اتاقي‌ سابقم‌ دوباره‌ زنگ‌ زدم‌. باز هم‌ جوابي‌ نداد. سعي‌ كردم‌ گ‌ظك‌ظظنلظق‌غث‌ را بازي‌ كنم‌. اوه‌، خيلي‌ سخت‌ و اعصاب‌ خردكن‌ است‌.
سه‌شنبه‌: موبايلم‌ را روي‌ صندلي‌ اتوبوس‌ جا گذاشتم‌. مردي‌ آن‌ را به‌ من‌ برگرداند.
چهارشنبه‌: پس‌ از تحقيق‌ و تفحا معلوم‌ شد دو ماه‌ است‌ موبايل‌ هم‌ اتاقي‌ سابقم‌ را دزديده‌اند.
شماره‌ جديد او را پيدا كردم‌ و برايش‌ پيغام‌ گذاشتم‌. هنگام‌ ناهار متوجه‌ شدم‌ همه‌ دارند عصباني‌ من‌ را نگاه‌ مي‌كنند. گفتند چرا به‌ موبايلت‌ جواب‌ نمي‌دهي‌. آه‌! من‌ اصلا نفهميدم‌ كه‌ موبايلم‌ دارد زنگ‌ مي‌خورد.
پنجشنبه‌: سعي‌ كردم‌ يك‌ پيام‌ بفرستم‌، اما گوشي‌ مي‌گفت‌ سيم‌ كارت‌ شما پر است‌. هر پيغامي‌ را كه‌ پاك‌ مي‌كردم‌، پيغام‌هاي‌ پشت‌ خط‌ سرازير مي‌شدند. پدرم‌ تولد گرفته‌ بود و پيغامش‌ به‌ من‌ نرسيده‌. دوستم‌ مي‌خواست‌ بداند چرا من‌ به‌ پيام‌هاي‌ عاشقانه‌اش‌ جواب‌ نداده‌ام‌ و با من‌ قهر كرده‌ بود.
با خودم‌ فكر مي‌كنم‌ آخر يك‌ صفحه‌ كوچك‌، گنجايش‌ چقدر استرس‌ را مي‌تواند داشته‌ باشد. اين‌ پيشرفت‌ نيست‌. در جيب‌ من‌ مثل‌ اضافه‌ كاري‌ مي‌ماند. يك‌ شيطان‌ راديواكتيوي‌.

 
            
   

تاريخ‌در14دي‌)4 ژانويه‌ (

دكتر نوشيروان‌ كيهاني‌ زاده‌
www.iranianshistoryonthisday.com
www.rooznamak.com


پيام‌ها و پاسخ‌ها
دو پيام‌ از دو مخاطب‌ »اعتماد« از تهران‌ دريافت‌ شده‌ است‌ كه‌ در زير و در دو قسمت‌ جداگانه‌ منعكس‌ و پاسخ‌ داده‌ مي‌شود. هر دو مخاطب‌ تاكيد كرده‌اند كه‌ به‌ رييس‌ جمهور تازه‌ كه‌ از ميان‌ مردم‌ معمولي‌ وطن‌ برخاسته‌ چشم‌ اميد فراوان‌ دوخته‌ و خواهان‌ پيروزي‌ وي‌ هستند. هر دو خواسته‌ اند كه‌ »اعتماد« هواي‌ او را داشته‌ باشد.
اموال‌ احمدي‌ نژاد، رسانه‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌
(عكس‌ شماره‌ يك‌صفحه‌16 )
مخاطب‌ اول‌ نوشته‌ است‌: انتشار صورت‌ اموال‌ دكتر محمود احمدي‌ نژاد در مطبوعات‌ كاري‌ درست‌ بود تا همگان‌ بدانند وي‌ با داشتن‌ يك‌ خانه‌ 175 متري‌ 40 ساله‌ در نارمك‌ و يك‌ اتومبيل‌ پژو 29 ساله‌ (عتيقه‌) و دو حساب‌ بانكي‌ بدون‌ وجه‌ از ميان‌ طبقه‌ سوم‌ جامعه‌ برخاسته‌أ حال‌ آنكه‌ از انقلابيون‌ اوليه‌، استاد دانشگاه‌ و شهردار تهران‌ بوده‌ و مي‌توانسته‌ وضعيتي‌ بهتر از اين‌ داشته‌ باشد. بسياري‌ از انقلابيون‌ اوليه‌ و همرديف‌هاي‌ او در شمال‌ تهران‌ زندگي‌ مي‌كنند و علاوه‌ بر خودشان‌، همسر و فرزندانشان‌ هم‌ هر يك‌ داراي‌ يك‌ اتومبيل‌ و برخي‌ هم‌ در تهران‌، شهرهاي‌ ديگر و دوبي‌ داراي‌ ساختمان‌هاي‌ برج‌ مانند هستند. اين‌ مخاطب‌ اضافه‌ كرده‌ است‌ كه‌ احمدي‌ نژاد داراي‌ امتياز ديگري‌ است‌ و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ سياست‌باز نيست‌ و در خانواده‌ و فاميلش‌ سابقه‌ رياست‌ اداري‌ نبوده‌ و مردي‌ است‌ »خودساخته‌« و تنها براي‌ خدمت‌ كردن‌ به‌ هموطنان‌